خاكريز
سهشنبه، 26 دي ماه 84
محمد اميري طيبي
"كربلا- كربلا- محمد..."
"كربلا- كربلا- محمد..."
كربلا به گوشي...؟
كربلا فركانستونو گم كرديم! ديگه فركانستون راحت پيدا نمي شه!!
كربلا ممدم به گوشي...؟
كربلا اوضاع قرارگاه خوب نيست! به گوشي...؟! مي گم اوضاع قرارگاه مفيد خوب نيست!!
بچه هاي لشگر، كار گروه شهدا رو گذاشتن كنار. دارن كار فيلم و موسيقي و سفالگري و چه مي دونم از اين جور كارا مي كنن!!
كربلا بچه ها شكايت دارن شيركاكائوهاي صبحشون دير شده!! ما كه نمي فهميم چي ميگن!!
كربلا به گوشي يا نه...؟!
كربلا عمليات جهادي هم طبق نقشه حاج حسين پيش نمي ره! بروبچه هاي گردان فارغ التحصيل ديگه شاكي شدن!! چرا اين مسئول گردان معلوم نمي شه پس...!!!
كربلا بچه ها مي گن مسئول گردانشون بايد شجاع باشه... مي گن بايد مواظب جون بچه ها باشه... مي گن بايد تيز و با هوش باشه...! راستي ميگن بايد يكي باشه كه بچه ها بتونن كنارش بجنگن...!!
كربلا هنوز بگوشي...؟!
كربلا از حاج عباس خواهش كن بياد پشت اسب و چند تا نخود به اين گراها بريزه!
دو تا بده سمت غرور يكي سمت خودخواهي! ثبتش كن به نام شهيد بلورچي...! الله اكبر...!!!
يكي بكش سمت قدرت طلبي چهار تا سمت شهرت طلبي! بذارش شهيد ملكان...! الله اكبر...!!!
دو تا بده سمت تفرقه سه تا سمت بد گويي! ثبتش كن به نام حميد صالحي...! الله اكبر...!!!
به گوشي يا نه...؟!
كربلا راستي ما كه تو پرونده هامون تشويقي ثبت نشده! به حاج علي اصغر بگو پيش حاج حسين شفاعت كنه ما هم بريم روي ماهشو ببينيم!!!
كربلا فكر كنم داريم شنود ميشيم!! برو روي رمز...! ولي ما كه نمي فهميم...
نظرات
این روزا دم از حسین زدن زیاد شده ولی کودوممون مثل حسینیم؟ کی میتونه این ادعا رو بکنه؟ بسم الله؟...
من خودم خیلی شرمندم از این چیزی که اینجا نوشته شده...
اونی که باید بفهمه فهمید.....
ارسال توسط: محمد معصومی منفرد | چهارشنبه، 16 اسفند 1385، 4:50 بعدازظهر
http://www.irvani.com/weblog/archives/cat-5/cat-7/index.php
دوست دارم اين متن را بخونيد و نظرتان را بدانم . هر نويسنده اي كه مي نويسه . ممنونم .
ارسال توسط: ايرواني | پنجشنبه، 24 فروردین 1385، 1:32 بعدازظهر
جهادي هم تموم شد. تكليف اينجا معلوم نشد؟
ارسال توسط: امين | یکشنبه، 13 فروردین 1385، 7:40 بعدازظهر
سلام. صفحه ي جديد مبارک. نمي خواي يه کمي به ظاهرش برسي؟
ارسال توسط: امين | جمعه، 19 اسفند 1384، 5:34 بعدازظهر
سلام. اقای بزرگوار، یک هفته می شود صفحه ما به هم ریخته ولی از شما و بزرگواریتان خبری نیست. خودم نه وقتش را دارم نه علمش را... یا حق
ارسال توسط: سید علی ثاقب | جمعه، 12 اسفند 1384، 7:56 صبح
اقاsamad
جون هر کی دوست داری ول کن
minimal ها عقبه نهایشگاه بی نوشته حس وحال نداره
ارسال توسط: ,pdn | دوشنبه، 24 بهمن 1384، 0:44 بعدازظهر
قدر زر، زرگر شناسد
قدر...
ارسال توسط: رضا | شنبه، 22 بهمن 1384، 10:38 صبح
عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ... عباس عباس عباس ...
ارسال توسط: رهگذر | پنجشنبه، 20 بهمن 1384، 11:44 صبح
همه تون از یه کنار 18 18
ارسال توسط: غلامرضا همدانی | دوشنبه، 17 بهمن 1384، 7:29 صبح
گفتی داری میری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ارسال توسط: یه معلم | شنبه، 15 بهمن 1384، 4:59 صبح
به نظرم بايد جالب باشه ... اما من چون اصولا آدمي هستم كه يا هر چيز رو در اوج مي خوام يا قيدش رو مي زنم بايد بگم اين همه خلوص هم فقط در حالت اوج و انتهاييش خوبه كه اين روزها يافت مي نشود ...
حد وسطش رو كه ممكنه انگشت شماري هم داشته باشن دوست ندارم !
موفق باشيد
ارسال توسط: مليحه | چهارشنبه، 12 بهمن 1384، 4:04 صبح
سلام. صبح به خير. خوابيدي که! پاشو ببين چه هواييه!
ارسال توسط: امين | سه شنبه، 11 بهمن 1384، 9:19 صبح
اين حسين کيست که عالم همه ديوانه اوست...
ارسال توسط: سعید | سه شنبه، 11 بهمن 1384، 5:01 صبح
سلام. گویا وسط این دعوای کامنتی، سرمان را بگیریم که کسی کلاهش را نبرد (یا کلاهی نگذارد)...
بردن یا گذاشتنش مهم نیست، مهم خود کلاه است...
یا حق
ارسال توسط: سید علی ثاقب | شنبه، 8 بهمن 1384، 1:56 صبح
حاجاقا مربی! تحویل بگیر
جایی که من بودم کمتر از جبهه نبوده!!!
ارسال توسط: رضا | چهارشنبه، 5 بهمن 1384، 10:39 صبح
جالببود... البته من که جبهه نرفتم ولی سعی کردم بفهمم...
ارسال توسط: یاسمن | چهارشنبه، 5 بهمن 1384، 7:19 صبح
جالببود... البته من که جبهه نرفتم ولی سعی کردم بفهمم...
ارسال توسط: یاسمن | چهارشنبه، 5 بهمن 1384، 7:17 صبح
جالببود... البته من که جبهه نرفتم ولی سعی کردم بفهمم...
ارسال توسط: یاسمن | چهارشنبه، 5 بهمن 1384، 7:17 صبح
مشکلاتی که چند ساله داره شما رو اذیت می کنه داره به ما هم می رسه. شاید امسال. شاید سال دیگه. مفهومه؟ اگه مفهوم نیست دست به دست کن بگم بهت. وضعیت آبی نیست.
ارسال توسط: امین | سه شنبه، 4 بهمن 1384، 8:01 صبح
فاش ميگويم كه مولايم عليست
آفتاب صبح فردايم عليست
بغض چندين سالهي ما باز شد
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
ارسال توسط: حاجي | سه شنبه، 4 بهمن 1384، 1:16 صبح
ديشب آقا صالح گفت: بد تيكه اي به اميري انداختي
گفتم: منظورم اميري نبوده
يكي ديگه بود كه احتمالا فهميده
اينجام گفتم كه دوستان بدانند.
ارسال توسط: مقداد | دوشنبه، 3 بهمن 1384، 11:44 صبح
اینجا ول شدگان بود یا دل شدگان؟ شاید هم راز نهفته!!!
حتما با محمد کربلا کار داشتی نه؟
ارسال توسط: امين | یکشنبه، 2 بهمن 1384، 9:38 صبح
سلام .والا اینقدر تو وبلاگ علی نعمت نوشتم که دیگه دارم میمیرم.انشالله سر موقع مغز شما رو هم کار میگیرم .فقط بی زحمت نظرم رو توی اون وبلاگ بخونید در مورد شما آنجا نوشتم.یاحیدر
ارسال توسط: یاران علی زمان | یکشنبه، 2 بهمن 1384، 2:21 صبح
عجب بحث هاي كامنتي داغي اينجاست ... اما متن خودش گوياست ...
ارسال توسط: pooneh | شنبه، 1 بهمن 1384، 4:23 صبح
meghdad harfe siyasi az khodehs dar va karde baba b hkial
ارسال توسط: sed | جمعه، 30 دی 1384، 0:35 بعدازظهر
man ba jame in nazarat va on nevehste ha dar kenare ham movafegham
vassalam
ارسال توسط: sed | پنجشنبه، 29 دی 1384، 0:24 بعدازظهر
سخن روز:
اگر نادان سکوت اختیار کند، مردم با یکدیگر اختلاف نکنند.
حضرت علی علیه السلام
ارسال توسط: مقداد | پنجشنبه، 29 دی 1384، 10:51 صبح
لعنت به فاسقین، لعنت به آنان که برای بودن دروغ می گویند، وای بر آنان که پاسخ به نفس خود را پیش گرفته اند، وای بر آن کسی که در پس چهره ای زیبا به بدترین کارها عمل می کند.
منظورم شما نبودی!
دیدم این چیزها هست گفتم مطرح شه خوبه!
لطفاً آن حدود را بگید، رو هوا بد گفتن منجر می شه به ...
ارسال توسط: رضا | پنجشنبه، 29 دی 1384، 9:23 صبح
من كاري ندارم نويسنده آيا با منظور فرد يا افراد خاصي اينو زده باشه! كه بعيد ميدونم ... ولي بصورت كلي با طرح اين مباحث موافقم، چون خودم و خودت ميدونيم وجود داره! حالا مصداقش هر كسي هست خودش ميدونه، كه البته شما نيستي آقا رضا -به نظر حقير- پس به خودت نگير، ولي به شكل كلي -به صورت مطرح شدن كلي كه آقاي اميري هم اين كارو كرده- گفتنش بهتر از نگفتنشه چون بعضي حدود ديگه زير پا گذاشته شده.
ارسال توسط: ياسر | پنجشنبه، 29 دی 1384، 8:26 صبح
یاسر کوچولو !
پس تخریب ندیدی؟!
ما هم با متن ادبی و شعر پاسخ دادیم!
من اگه با کپسی مشکل داشته باشم اصلاً جوایشو نمی دم!
من با اینا مشکل دارم:
دو تا بده سمت غرور يكي سمت خودخواهي! ثبتش كن به نام شهيد بلورچي...! الله اكبر...!!!
يكي بكش سمت قدرت طلبي چهار تا سمت شهرت طلبي! بذارش شهيد ملكان...! الله اكبر...!!!
دو تا بده سمت تفرقه سه تا سمت بد گويي! ثبتش كن به نام حميد صالحي...! الله اكبر...!!!
به گوشي يا نه...؟!
ارسال توسط: رضا | پنجشنبه، 29 دی 1384، 7:29 صبح
اگه امثال من
مصداق غرور و تفرقه و شهرت طلب و .... هستیم.
برای یه مومن این راهش نیست که با اسم مستعار توی یه جمع بدون تذکر شخصی شیلنک صفات رو بگیره روشون.
تلفن رو بردار مثل یه مرد به برادرت زنگ بزن و بگو پاشو گمشو برو بیرون !
حاجی جان به مرتضی علی این راهش نیست!
ارسال توسط: رضا | پنجشنبه، 29 دی 1384، 3:10 صبح
نشنيده بودم «از درد سخن گفتن و از درد شنيدن» ايرادي داشته باشه ...
من كه با اين حرفا مشكلي كه ندارم هيچ درد دل خودم وخيليا هم هست!
دو تا بده سمت غرور يكي سمت خودخواهي! ثبتش كن به نام شهيد بلورچي...! الله اكبر...!!!
يكي بكش سمت قدرت طلبي چهار تا سمت شهرت طلبي! بذارش شهيد ملكان...! الله اكبر...!!!
دو تا بده سمت تفرقه سه تا سمت بد گويي! ثبتش كن به نام حميد صالحي...! الله اكبر...!!!
به گوشي يا نه...؟!
ارسال توسط: ياسر | پنجشنبه، 29 دی 1384، 2:36 صبح
به نظر من موضع گيريهايي كه عليه نوشتهي آقاي اميري شده بواسطهي محتواي نوشته نيست، كه اين يه نوشتهي ادبيه ...! بلكه بخاطر اينه كه بعضيها با ايشون مخالفت دارن و بخاطر آنچه گفته ايشان را نقد نميكنند بلكه بخاطر شخصيت ايشون، ايشون رو تخريب ميكنند! استفاده از اسم مستعار رو هم از بعضي دوستان ياد گرفتيم «مفيد نيوس»!!!
ارسال توسط: ياسر | پنجشنبه، 29 دی 1384، 2:14 صبح
1. حاجی جان این جا رو با کدوم عملیات اشتباه گرفتی!!؟ والفجر 10 یا کربلای 8
2. تا حالا فکر کردی اگه یه دوره 8ای یا دوره3 ای می خواست این پیام رو مخابره کنه چی باید در مورد ما می گفت!
3. خیلی راحت این چیز ها رو ننویس. رو خط رفتن به همین سادگی ها هم نیست!
ارسال توسط: رضا | چهارشنبه، 28 دی 1384، 0:42 بعدازظهر
لاتنظر الي من قال، والنظر الي ما قال!
ارسال توسط: ياسر | چهارشنبه، 28 دی 1384، 6:59 صبح
سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی
گفت بازآی که دیرینه این درگاهی
همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهان
پرتو جام جهان بین دهدت آگاهی
بر در میکده رندان قلندر باشند
که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی
خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای
دست قدرت نگر و منصب صاحبجاهی
سر ما و در میخانه که طرف بامش
به فلک بر شد و دیوار بدین کوتاهی
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلماتست بترس از خطر گمراهی
اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل
کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی
گذرت بر ظلماتست بجو خضر رهی
که درین مرحله بسیار بود گمراهی
تو دم فقر ندانی زدن از دست مده
مسند خواجگی و منصب تورانشاهی
حافظ خام طمع شرمی ازین قصه بدار
عملت چیست که فردوس برین می خواهی
ارسال توسط: مقداد | چهارشنبه، 28 دی 1384، 4:06 صبح
خیبری سوز داره، دود نداره !
ارسال توسط: رضا | چهارشنبه، 28 دی 1384، 4:05 صبح
يا علي مدد...
ارسال توسط: حاجي | سه شنبه، 27 دی 1384، 11:59 صبح