اردوي جهادي، كار تخصصي
3شنبه، 12 ارديبهشت 85
مقداد رستمخاني

اواخر سال 1380 بود.
براي اخذ كمك از سازمان ملي جوانان با پيگيريهايي كه علي آقا آنجام داده بود، با معرفي رييس وقت سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور، دكتر نجفي، رفتيم پيش دكتر ميرباقري رييس سازمان ملي جوانان
بعد از تشريح فعاليت هاي گذشته، كه حالا با آماده شدن گزارش زابل 3 كه زحمتش رو مهدي كريمي كشيده بود، به نحو قابل قبولي ارايه شد، دكتر ميرباقري گفت:
براي اينكه راحت تر بتونيم از طريق سازمان به شما كمك كنيم، بياييد و تو سازمان يه NGO به ثبت برسونيد.
بعد از تموم شدن مسافرت و با مشكلاتي كه براي برگزاري مسافرت جلومون ديده بوديم، به پيشنهاد حاج احمد حسينمردي جلساتي تشكيل شد كه بعد از حدود 18 ماه به تشكيل رسمي موسسه طنين همت منجر شد.
تو اساسنامه طنين اهداف زير به چشم مي خورد:
شناسايي و شناساندن مناطق محروم از طريق حمايت اردوهاي جهادي و انجام امور مطالعاتي در خصوص معضلات و مشكلات مناطق محروم و شناسايي راهكارهاي رفع اين معضلات و كمك به نهادها و ارگانهاي ذيربط در جهت محروميت زدايي
و راهكارهايي براي تحقق اين اهداف به عنوان موضوع فعاليت مطرح شده بود، مثلا:
ايجاد تسهيلات جهت رشد استعدادهاي مناطق محروم، ايجاد پايگاه در جهت حل مشكلات مناطق محروم ،حمايت از برگزاري اردوهاي جهادي و جمعآوري و انتقال تجربيات جهت مشاوره به اردوهاي جهادي
گذشت و گذشت
براي برگزاري اردوي نوروز 83 با آقا ميثم و صمد رفتيم بوشهر، مهندس موسوي كه سال ها بود بواسطه اردوي جهادي با مفيد و مفيديها آشنا بود، يكي از روزهاي حضور ما تو منطقه ما رو برد به جلسه شوراي كميته استان و هر جوري كه مي تونست خودش و معاوناش به ما فهموندند كه اردوي دو هفته اي ما اونم تو ايام نوروز ، با همه بركاتي كه براي ما و اونا داره، نتايج خيلي حداقلي اي رو داره و ميشه با يه مقدار كار كردن و وقت گذاشتن عمق تاثير و وسعت اين نتايج رو خيلي بيشتر كرد.
نوروز 1383 ما رفتيم بم و با بنياد مسكن تو ساخت واحد هاي اسكان موقت همكاري كرديم و يه عده از رفقا هم كار نظارتي رو ساخت و ساز ستادهاي معين انجام دادند.
تابستان 83 بود كه از طريق كاظم زارع با بچه هاي جهاد علمي دانشگاه تهران آشنا شدم. همون زمان بود كه سعي داشتيم ستاد حمايت از حركت هاي جهادي رو با حمايت شهرداري تهران راه بندازيم.
تابستان 83 بچه هاي جهاد علمي رفتن سيستان، بروبچ جهاد علمي كارشون به صورت تخصصي برگزاري كلاس هاي آموزشي براي دانش آموزان مناطق محروم بود.
وسطاي اردوي جهاد علمي بود كه با محمدرضا يه سري رفتيم سيستان و اونا رو ديديم.
مي گفتن : اگه مي شد قبل از اومدن ما تو منطقه اين بچه ها يه طبقه بندي و استعداد سنجي بشن خيلي بهتر مي شد كار كرد.
همونجا بود كه به يكي از مسؤولين اردو گفتم: اگه اين كار رو ما انجام بديم حاضريد عيد هم برنامه بياييد اردو؟
با اينكه اكثر اعضاي گروهشون رو بچه هاي شهرستاني تشكيل مي دادند و فقط عيد رو وقت داشتن تا پيش خانواده باشن ولي قول داد كه كار زمين نمونه.
آخر تابستان 83 بود كه طرح نوروز 84 طنين آماده شده بود؛
- هماهنگي با كميته امداد استان بوشهر
- برگزاري آزمونهاي ادواري آمادگي كنكور براي دانش آموزان تحت پوشش كميته
- شناسايي استعدادها
- برنامه ريزي جهت برگزاري دوره آمادگي كنكور در نوروز 84
- آماده سازي جزوات آموزشي با توجه به سطح علمي دانش آموزان
- برنامه ريزي و دعوت از بچه هاي جهاد علمي جهت برگزاري كلاس هاي آموزشي در ايام نوروز
اينها بخش هاي مختلف كار بود كه بايد انجام مي شد.
دو يا سه تا موسسه كه يكي از اونها همگامان مفيد بود رو هماهنگ كرديم تا آزمون هاي ما رو طراحي كنند.
آزمون هاي ما از آذر ماه شروع شد.
با برنامه ريزي كه كرده بوديم كل بچه هاي پيش دانشگاهي تحت پوشش كميته امداد رو، كه حدود 500 نفر مي شدند، براي برگزاري آزمونها از سطح استان جمع مي كردند تو بوشهر و آزمون ها برگزار مي شد.
بعد هم براي همه اونها كارنامه صادر مي كرديم و براشون ارسال مي شد.
بعد برگزاري چند تا آزمون، كه زحمت برگزاري اون با محمد رضا رادنوش بود، حدود 120 نفر از اونها رو جهت اردوي عيد انتخاب كرديم.
زابل2( نوروز 79) اردو جهادي مفيد يه گروه آموزشي داشت كه براي دانش آموزان مدرسه دانشگاه زابل اردو علمي برگزار كرد و نتيجه اون انتخاب 2 نفر از اونها به عنوان نفرات اول و سوم منطقه 3 كشوري بود.
مسؤول اون گروه آموزشي علي قجر 17 بود.
رادنوش هم دست گذاشت رو قجر
قرار شد قجر بشه مسؤول اردوي عيد طنين در بوشهر
چند تا جلسه هم با بچه هاي جهاد علمي توي تهران داشتيم.
بالاخره يه تيم 20 نفره براي برگزاري دوره رفتن شهر خورموج، تركيبي از آقايون و خانمها، معلم و دانشجو، حرفه اي و آماتور ...
اردوي جهادي نوروز 84 مفيد هم توي خورموج برگزار شد، بچه هاي مفيد به من مي گفتند: چرا از ما برا كار آموزشي استفاده نكرديد؟
داستان دوره آموزشي طنين تو خورموج خودش يه شاهنامه بلند مي تونه باشه!
ولي آخر كار
25 نفر از اون 120 نفري كه تو اردو حاضر شده بودند، توي دانشگاههاي مختلف كشور قبول شدند.
گرچه متاسفانه كميته امداد آمار دقيقي از نتايج سالهاي قبل نداشت تا بشه به صورت دقيق نتايج رو مقايسه كرد، ولي همه از كار راضي بودند.
بهمن 84، كميته امداد مركز از طنين دعوت كرد تا برنامه اي مثل بوشهر رو براي كل كشور برنامه ريزي كنه!
اسفند 84، همايش مهرباران سعي داشت با جمع آوري و ايجاد ارتباط بين گروه هاي مختلف جهادي ايجاد هم افزايي كنه!
نوروز 85، گروه آموزشي تو اردوي جهادي مفيد دوباره راه افتاد و قراره تا همكاري آموزشي با آموزش و پرورش سرخس ادامه داشته باشه!
فروردين 85، گروه مشاوران جوان رياست جمهوري دنبال راه اندازي ستاد حمايت از حركت هاي جهاديه!
فروردين 85، آموزش و پرورش سعي داره تجربه اردوي جهادي مدارس مفيد رو در ديگر مدارس توسعه بده!
...
تو نماني و بماند اين سبق
كار تخصصي تو اردوي جهادي، بيش از تخصص به برنامه ريزي، پشتكار، پيگيري و مديريت نياز داره.
با يك ماه پاي كار ايستادن و وقت گذاشتن، بعيد مي دونم بشه كار تخصصي انجام داد.
تا چند در اين قافله بي عشق قدم زد
تا کي بتوان بر نفس عقل قلم زد
عشق است در اين باديه هم ره بر و هم ره
بايد که جهاني به چنين راز رقم زد
- سوال براي جواب دادن: کار مهم تر است يا بازدهي؟ چرا؟
نظرات
دوست دارم دراین اردو ها شرکت کنم برایم توضیح مدهید که چگونه ودر چه ار گانی ثبت نام کنم
ارسال توسط: زینلی | یکشنبه، 4 آذر 1386، 10:35 بعدازظهر
امروز يه جلسه مربوط به جهادي بودم . سرم گيج رفت ...
ارسال توسط: یه معلم | دوشنبه، 25 اردیبهشت 1385، 8:21 بعدازظهر
آقا رضا اين اردو جهاديه كه ما رو جوون نگه داشته.
اگه اسم اردو جهادي رو موزه مي ذاري باهات موافقم.!!!
ارسال توسط: حسام | یکشنبه، 17 اردیبهشت 1385، 9:56 بعدازظهر
خدايي چقدر کار کرديم خودمون خبر نداريم ها
ارسال توسط: Sajjad | یکشنبه، 17 اردیبهشت 1385، 1:55 بعدازظهر
آقا حسام تو همين الانش تو موزهاي برادر من!
فقط شما يكم احساس جووني ميكني!!!
(:
ارسال توسط: رضا | شنبه، 16 اردیبهشت 1385، 11:09 بعدازظهر
به نظر من کار .چون اصلا بازدهی بدون کار معنی نداره .
البته اگه منظورت رو درست فهمیده باشم
در ضمن فکر کنم کار تخصصی خیلی سخته !
ارسال توسط: آرش | شنبه، 16 اردیبهشت 1385، 1:15 بعدازظهر
سلام. چرا اينجا نشاني اهالي رازدل رو نداره؟ لطفا لينك ها رو اضافه كن
ارسال توسط: امين | جمعه، 15 اردیبهشت 1385، 10:49 بعدازظهر
بهتر نيست بريم تو موزه؟
کار تخصصي هم ميشه رومون کرد.!!!
کار تخصص هزارتا معني داره مثل اردو جهادي...
ارسال توسط: حسام | جمعه، 15 اردیبهشت 1385، 4:27 بعدازظهر
دلم برات يه ذره شده ها!!!
ارسال توسط: امين | جمعه، 15 اردیبهشت 1385، 8:29 صبح
- خوب داريم مفاهيم رو انتقال ميديم ديگه!
- شايد براي من كار مهمتر باشد
شايد براي ديگري، ديگري
اما بهتر است بدانيم چرا و بپرسيم چرا
ارسال توسط: علي | چهارشنبه، 13 اردیبهشت 1385، 10:24 بعدازظهر
صفحه چرا به هم ريخته؟
ارسال توسط: امين | چهارشنبه، 13 اردیبهشت 1385، 4:25 بعدازظهر
سلام، ما برای تابستون آدم فرستادیم شهرکرد، استاندار چهارمحال با کار جهادی موافق بود و قول همکاری داد، حالا هفته پیش خبرش اومده که از مرکز کارهای جهادی چهارمحال رو به بسیج سازندگی سپردند. یعنی هیچی به هیچی! تکلیف چیه؟ شما که برنامه های تخصصی خفن دارید با کلی سابقه، چرا ما نمی تونیم خودمون تصمیم بگیریم و زیر بیرق بسیج سازندگی کار کنیم؟ یا علی
ارسال توسط: مقداد | چهارشنبه، 13 اردیبهشت 1385، 11:20 صبح
در حال خوندن مطالبتون در مورد دلوارم... منتهی قبلش بگم روزتون مبارک تا بعد بقیه مطالب رو اف لاین بخونم... منم معلمم..
ارسال توسط: یاسمن | سه شنبه، 12 اردیبهشت 1385، 10:41 بعدازظهر
شايد براي من كار مهمتر باشد ...
شايد براي اصغري منفعت و بازدهي مهم باشد...
نميشود يكي را انتخاب كرد و براي 174 نفر آن را مشي قرار داد...
ولي براي من كار مهم تر است و هنگامي كه كار را مهم شماردي و برايش عرق ريختي ديگر حاضر نيستي انرژي و سرمايه ات باد هوا برود!
ارسال توسط: رضا | سه شنبه، 12 اردیبهشت 1385، 10:20 بعدازظهر
اولاً كه اردوي نوروز84 مفيد توي دلوار بود نه توي خورموج.
بعدش هم بهتره اول محروميت زدايي رو از خودمون شروع كنيم تا ديگران.
ديروز از يكي از بچه ها چيزي رو شنيدم كه بابتش از ته دل افسوس خوردم. مي گفت 2 تا از معاونا قبل از اردو گفتن ما براي سني ها كار نمي كنيم. با اين اوصاف جهادي جهاني كه نميشه هيچ، ايراني هم نميشه!!!
بايد به فكر انتقا مفاهيم بود...
ارسال توسط: حسام | سه شنبه، 12 اردیبهشت 1385، 7:49 بعدازظهر