« بيل | صفحه اصلي | آمده‌گان »

خدمت يا جهاد

 

   4شنبه، 15 شهريور 85

علي شهرستاني

 

بسمه تعالي

 

 

تفاوت خدمت با جهاد چيست؟
خدمت يعني کار کردن براي کسي يعني کاري را براي مردم يا براي خويش يا در معناي وسيع تر براي چيزي انجام دادن.
جهاد يعني کوشيدن به اندازه طاقت يعني کاري را با همت زياد و با شدت زياد انجام دادن.
حال مسافرت جهادي ما جهاد است يا خدمت؟ يا اگر هر دو که معمولاً جواب همين است جهاد آن مهمتر است يا خدمت آن؟
اين بر مي گردد به معني ضمني آنها؛ خدمت در مسافرت جهادي يعني کار کردن براي کساني که ولينعمت ما هستند و هدف انجام کاريست براي بالا بردن رفاه آنان.
معني جهاد در مسافرت جهادي کوشيدن بسيار براي پالايش ذهن و تن، براي رسيدن به رضاي پروردگار و البته رسيدن به اين امر با انجام کاري در راه او.
تفاوت دو مفهوم بالا آن است که يکي به دنبال هدف اجرايي بيشتر و ديگري در جستجوي هدف معنوي بيشتر است.
حال مسافرت جهادي ما کداميک از اينهاست و اگر به هر کدام از اينها بيشتر نزديک است چه تفاوتي در مسافرت جهادي رفتن ما حاصل مي شود؟
و سؤال ديگر اينکه اگر هر دو را مي توان به صورت موازي پيش برد آيا براي هر کدام حداقلي هست؟ و اينکه در صورت برابر هم قرار گرفتن اولويت با کدام است؟
 

 


 

طفيل هستي عشقند آدمي و پري
ارادتي بنما تا سعادتي ببري

بکوش خواجه و از عشق بي نصيب نباش
که بنده را نخرد کس به عيب بي هنري

 

- به سفارش بعضي دوستان اين دنبالک رو هم فعال کرديم تا شايد بفهميم چيه!

 


 

نيمه شعبان، تولد امام زمان، راهبر هر دو جهان، هم بر همگان مبارک

 

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/46.

»» ليست لينک وبلاگ هايي که ارجاع داده اند به مطلب: خدمت يا جهاد:

» تنوع در روزمرگي ها از « راز نهفته »
1- علي و سجاد و حاج اميني صبح رفتن حج. 2- يه عده از حج برگشتن! بعد صداش درمياد ! 3- ميدان ژاله، شد ميدان شهدا. اما ما سعي نمي کنيم تاريخ بدانيم. فر... [ادامه]

» والبُزن 32 ! از « راز نهفته »
جهادي تموم شد. با جهادي خيلي چيزهاي خوب تموم شد؛ خيلي چيزهايي که بايد يک سال صبر کنيم تا شايد دوباره بريم جهادي و دوباره ازشون لذت ببريم. مگر... [ادامه]

نظرات

به نامش و به یاریش
میدونم بد موقعی واسه قصه شنیدنه ولی من میخوام یه قصه براتون بگم
یکی بود یکی نبود،غیر خدا هیش کی نبود یه جهادی بود خوش قد و بالا آدماش محکم و قرص. فصل فصل جشن بود چون جهادی تازه تموم شده بود و همه داشتن کوله بار خاطرات شاد و غمگین خودشون رو جمع میکردن که ببرن و به انبوه خاطرات قبلی اضافه کنن واسه یه عمر! این وسط تو گرماگرم جشن شروع کردن از آینده گفتن و هم قسم شدن که برای جهادی های بعدی محکم تر و قرص تر بیان و از شهریور ماه چراغ مجمعی رو که جهادی رو برگزار میکرد روشن کنند. ولی وقتی برگشتن انگار اوضاع عوض شده باشه هر کی رفت سی خودش. کم کم شهریور هم رسید ولی خبری از کسی نشد البته دلیلش دوری و زمونه و ... یه عده این جوونا رو طوری نگاه میکردن که انگار دارن غریبه میبینن...و

امسال کار زیاد داریم ولی گویا تجربه مکرر هر سال داره تکرار میشه، متاسفم که من دارم این حرفا رو میزنم دلم می خواست که یه دوست جوون تر آستین بالا بزنه

با حرف اقای محمد امین موافقم ...

سال نو مبارك

سلام
قشنگ بود حرفاتون
توگوگل پیداتون کردم
براتون آرزوی بهترینا رو دارم
برقرار باشین

بهتره ببینم ما به کدومش بیتر اهمیت می دیم من ...

سلام،
از این نظر، خدمت را با برنامه ریزی و هماهنگی می شه درست کرد، خرجش هم چند هفته یا ماه وقت و پی گیریه.
اما جهاد تو اردو یه حرکت درونیه که جنس برنامه و هماهنگیش خیلی فرق داره، عوامل موثرش هم آنقدر زیاده که به سختی قابل پیش بینیه. البته منظورم برای یک تیمه.
فکر کنم زیاد کردن روحیه جهادی چون همیشه مقابله با موانع داره، به سختی کنترل گروه وصال باشه.
یا علی

علی آقا خسته نباشی.

سلام. عجب ملاتي شده ها
راستي يه دنبالك هم برات مي فرستم كه داشته باشي!
يا علي

سلام علی. یه کمی بیشتر برای دل شدگان وقت بذار. فقط یه کمی بیشتر . . .

هيچكدام. حداقل براي من هيچكدام

نه خدمت و نه جهاد

ارسال نظر

نكته‌ها :

رازهاي نهفته‌ي گفتني : http://www.RazeDel.com/raz