علي آباد زارعين، 86
2شنبه، 20 فروردين 86
رامين پور اسديون
به نام حضرت دوست
مذهب زنده دلان
خواب پريشاني نيست
از همين خاک جهان دگري ساختن است
عيد امسال، علي آباد زارعين بوديم؛ همين چند
روز پيشتر. 6 خانه ساختيم و 3 استخر، حدود 2 کيلومتر هم گز کاشتيم، درخت گز.
گز را کناره ي کوير مي کارند؛ تا شنها به روستا نريزند؛ تا زندگي مردم و کوير
مسالمت آميز باقي بماند.....

اين هم نوشته ي يکي از دوستاني که با هم جهادي بوديم :
امروز
درست يه هفته از پايان اردوي جهادي گذشت و چه زود تهران با اين وسعت برايم کهنه شد.
حدسشو ميزدم ولي نه به اين زودي. راستي چرا تو علي آباد آنقدر ستاره ها به زمين
نزديک بودند ؟ شايد چون آدماشم به هم نزديکتر بودن .
خوب يادم که تو اردو هر جوري مي تونستم از زير نوشتن شانه خالي مي کردم راستش نيازي
حس نمي کردم ولي الان بايد بنويسم و مي خوام آخرين لحظات فرار از روزمرگي امسال با
اين نوشته تمام کنم و از فردا باز تکرار و عادت مخصوصاً اگه با دانشگاه شروع بشه که
حوصله اين يکي رو اصلا ندارم .
وقتي سر کار مي رفتم و صابخونمون سنگکي رو مي ديدم که پابه پاي ما کار مي
کرد، اين سوال ها مثل خوره سراغم مي آمد فقير کيه من يا سنگکي؟ راحت کيه؟ آزاد کيه؟
خوشبخت کيه؟
جواب راحتي رو همان روزهاي اول يافتم نمونه کوچکش آنتن ندادن موبايل ها بود که همه
واقعاً راضي بودن. وقتي اين رو با سنگکي مقايسه کردم ديدم اون اصلا نمي دونه موبايل
چيه يعني خيلي از من جلوتره !
آزادي آره همون که خيلي ها از تلفظش لذت ميبرن تو اردو به جوابش رسيده بودم ولي
باور نمي کردم تا اين که توي اين يه هفته به اين رسيدم که واقعا سنگکي آزاده و آزاد
زندگي مي کنه من اسيرم، اسير همه چيز حتي اسير اسمم ولي سنگکي حتي اين يه دونه را هم
نداشت. همه روستا سنگکي بودن حتي خيلي هاشون هم اسمشون رمضون بود.
درسته سنگکي فقير تر بود اونم تازه از نظر ظاهري ولي سخي تر بود يادم چقدر بي منت
همون يه بزش رو براي ما کباب کرد. حالا خدا وکيلي فقير کيه؟
در اين
بازار اگر سودي است با درويش خرسند است
خدايا منعمم گردان به درويشي و خرسندي
اما خوشبختي چيزي که تو اردو اصلا بهش فکر نکردم ولي توي مراسم عيد ديدني ها جوابشو گرفتم مگه نه اينه که انسان خوشبخت راضي به رضاي خالقشه حالا تو بگو تو که خودت با چشمات ديدي من خوشبختم يا سنگکي ؟
خنک آن قمار بازي که بباخت هرچه بودش
بنماند هيچش الا هوس قمارديگر
پيشکش به همه بچه هاي جهادي. چه اونهايي که بودن، چه اونهايي که نبودن.
نظرات
مي فرستم
ارسال توسط: محمد امين | چهارشنبه، 22 فروردین 1386، 2:15 بعدازظهر
salam... in shere akhar ro haj agha Naghavian hamishe too TV mikhoonand!!!!!!!!!
ارسال توسط: Farhad | سه شنبه، 21 فروردین 1386، 9:38 صبح
عجب كبابي هم بود.
ارسال توسط: کاظم | دوشنبه، 20 فروردین 1386، 2:34 بعدازظهر