« علي آباد زارعين، 86 | صفحه اصلي | نامه ي صمد »

سياسي بازي

 

  جمعه، 7 ارديبهشت 86

محمد صادقي      

 

به نام حضرت دوست

 

 

با خودم قرار گذاشته بودم که از اجرائيات مسافرت جهادي چيزي نگم، ولي دوستان گفتند بگو (البته برخي هم گفتند که نگو) ولي خودم هم که فکر کردم، به اين نتيجه رسيدم که بگم، حرف هايي که قبل مسافرت نزدم، توي مسافرت هم نزدم، ولي حالا بعد مسافرته!

به نظر من اصلا خوب نيست که ما يک جلسه دقيقا روي ساعت مجمع بذاريم و يک عده رو هم دعوت کنيم، بعدش هم بگيم که هر کسي ميخواست مي تونست بياد! از علت اجراي جلسه در اون ساعت هم که سوال کنيم، اين جواب رو بشنويم که در مورد يک مسئله مالي مي خواستيم تصميم بگيريم که بايد زود اجرا مي شد و نمي دونم آيا تا الان اون تصميم اجرا شده يا نه! اين ها همش در کنار اينه که چند هفته پيشش مجمع کار خود رو به خاطر حضور بعضي دوستان کلي عقب انداخته بود.

به نظر من اصلا خوب نيست که مجمعي که ساعت ها وقت گذاشته، بعد از کلي آيين نامه و مصوبه، به انتخاب افرادي براي اجراي اونها رسيده و در نهايت به ما راي داده، از طرف ما به مسخره گرفته بشه و بگيم به نظره ما مجمع همون جمعيه که تو جلسه کذا بودن و بقيه افراد اون ....

به نظر من اصلا خوب نيست که براي رسيدن به هدف هامون لشکر کشي کنيم و هر آدمي رو به هر نحو ممکن قانع کنيم که مجمع و آدم هاي اون .....

به نظر من اصلا خوب نيست که آدم هاي مجمع و مجمع رو به قدري بشکونيم که يک تازه وارد به مسافرت، شب تا صبح توي خواب مجبور بشه با آدم هاي مجمع دعوا کنه!

به نظره من اصلا خوب نيست که وقتي اتوبوس ها به طرف محل مسافرت راه افتادن و ديديم که اي دل غافل فلان اتوبوس که اتفاقا بچه هاي سال جديد هم توش هستن، هيچ کس از ماها توش نيست، ناگهان در توقفگاه اول چهار، پنج نفر ييهو ......

به نظر من اصلا خوب نيست که آدمي که بعد فارغ التحصيلي اصلا ازش خبري نبوده، يکدفعه يک حضور عجيب در مسافرت پيدا کنه و حتي پيش قراولي هم بره و تو مسافرت هم ... و بعد مسافرت هم ازش تقدير بشه!

به نظر من اصلا خوب نيست که آدمي که يک بار هم مجمع نيومده، مثله بابابزرگ هايي که از زندگي شون حرف مي زنن، از مجمع حرف بزنه!

به نظر من اصلا خوب نيست که وقتي خبر نداريم که فلان مصوبه مجمع از کجا اومده، اون مصوبه رو که به نظر ما اشتباهه، مدام روش تاکيد کنيم و دليلي کنيم بر بد بودن مجمع! غافل از اينکه دوست هاي خود ما پشت اون مصوبه مجمع هستن!

به نظر من اصلا خوب نيست که وقتي مي تونيم مجمع رو براي هر سال به هر نوعي که مي خوايم اداره کنيم، مجمع نريم و از اول تا آخر مسافرت در مورد مجمع حرف برانيم و ازش انتقاد کنيم اون هم نه در کنار آدم هاي مجمع بلکه در کنار يک عده که اصلا نمي دونن چه خبره!

به نظر من اصلا خوب نيست که معاون ... مسافرت سر زمان جلسه توجيهي که قبلا توافق شده و طوري تنظيم شده که با ساعت مجمع تطابق نداشته باشه، با مسئول ثبت نام مسافرت بحث کنه و بگه من با توافق قبلي که با مسئول مسافرت بوده کاري ندارم و الان ميگم که زمان جلسه بايد فلان ساعت باشه و شما هم اگه ميخواي به مسافرت کمک کني حرف منو عمل کن و اگه نمي خواي ما خودمون يک کاري مي کنيم. آخه چرا ما بايد فکر کنيم که فقط خودمونيم که داريم براي مسافرت زحمت مي کشيم؟

به نظر من اصلا خوب نيست که مايي که مي دونيم مجمع در مورد فلان شخص براي فلان معاونت حساسه، جلسه آخر قبل مسافرت مجدد اون فرد را معرفي کنيم که اگر مجمع راي نداد، اين نتيجه را بگيريم که مجمع به دنبال مسافرت خوب نيست و فقط سنگ اندازي مي کند!

به نظر من اصلا خوب نيست که وقتي در تمامي دستور جلسه هاي مجمع اختيار معرفي معاونت ... را به ما داده اند و دبير مجمع هم هر بار از ما سوال کرد که آيا معرفي مي کنيد يا نه؟ اين کار را نکنيم و دو ماه عقب بيندازيم، آخرش هم بگيم که مجمع اجازه معرفي معاون به ما نمي داد!

به نظر من اصلا خوب نيست که به جايي که مي دونيم خيلي ها روش حساسيت دارن، نامه بدهيم تا پول بگيريم و به تمام افرادي هم که خبر دار مي شوند، بگوييم که اين خبر را به هيچ کس نگوييد و غافل از اينکه ديوار موش دارد و موش هم گوش دارد! بعدشم تو مسافرت بگيم که تا الان که ندادن و بعد مسافرت هم که ديگه عمراً بدن!

به نظر من اصلا خوب نيست که وقتي به جايي نامه زديم، حاشا کنيم تا جايي که يکي بلند شه و بگه من نامه رو ديدم و بعد مجبور شيم بگيم، آهان يادم اومد ....

به نظر من اصلا خوب نيست که به فيلم بردار مسافرت بگيم بياد ازمون فيلم بگيره و بعدش شايد به خاطره چيزهايي که خورديم و شايد به خاطره حرف هايي که زديم و شايد هردو و يا به هر دليل ديگه اي، فيلم رو بگيريم و پاک کنيم!

به نظره من اصلا خوب نيست که به مسئول ... زنگ بزني و بگي به نظر شما فلان کار رو که بر عهده مجمع هست چه کنيم، و جوابي بشنوي که يعني: گور باباي مجمع و هر چي ...

به نظر من اصلاً خوب نيست که وقتي نزديک به دويست نفر ساعت براي آيين نامه مالي وقت گذاشته شده، فرد تعيين شده براي انجام اون، اين گونه مجمع رو بپيچونه و حتي شايد ده ساعت هم براي اون وقت نذاره! بعد مسافرت هم دو جلسه مجمع برگزار بشه و حاضر نشه حداقل بياد و يک توضيحي از کاراش بده در حالي که قول داده که حتما مي آد، واقعا اسم اين کار چيه!؟

به نظر من اصلا خوب نيست که وقتي معاون ... مسافرت به همراه جمعي در کنار انجام يک کار اشتباهي حضور داشته و خنديده، اون جمع رو از مسافرت اخراج کنيم ولي معاون ... بماند. معاون کذا هم در گفتگو با اخراجي ها حرف هايي را به آنها نسبت دهد که فکر نکنم چسبي براي چسباندن اين حرف ها وجود داشته باشد! از آن جالب تر اينکه مسئول ... حاضر نباشد حتي با اين افراد حرف بزند و بعد از واسطه شدن چند نفري بالاخره ....

به نظر من اصلا خوب نيست که ......

حرف آخر: اينکه ما توي نحوه ي برگزاري مسافرتمون اختلاف نظر داشته باشيم، خيلي بديهيه و خيلي هم خوبه و اصلا اگه نباشه بايد شک کرد و ناراحت بود، ولي اينکه براي رسيدن به مقاصدمون دست به سياسي بازي بزنيم، اصلا قشنگ نيست (البته اگه با ما سياسي بازي کردن و کوتاه هم نيومدن، حتما ما هم سياسي بازي مي کنيم چون در غير اين صورت محکوم به شکست خواهيم بود). من خودم شخصا يکي از اهدافم براي اومدن به مسافرت اينه که برم جايي که همه با هم صاف و صادقن، اگه قراره به هم فحش بدن تو روي هم به هم فحش مي دن، اگه انتقادي دارن تو روي هم به هم ميگن، ولي تو اين سه سالي که مسافرت رفتم، هر سال اين صداقت و رو راست بودن داره کم رنگ تر ميشه و نمي دونم قراره به کجا برسه!؟ به اميد روزي که به قول اين عزيزان و بزرگان جهادي دوباره مسافرتي رو ببينيم که جلسه شوراي مسافرت اون در گوشه همون سالني برگزار بشه که بچه ها حضور دارن و دعواي اجراييمون قاطي دوستيمون نشه و خداي ناکرده براي فيلم بازي کردن و سياسي بازي، با هم عکس نگيريم.

 

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/204.

»» ليست لينک وبلاگ هايي که ارجاع داده اند به مطلب: سياسي بازي:

» جهادي از Memoir
جهادي ۸۶ هم به لطف خدا تموم شد ، البته يه كاراييش براي من تازه شروع شده ، گزارش رو مي‌گم ، اگه كسي مي‌تونه وقت بذاره و كمك كنه خوشحال مي‌شم،... [ادامه]

» دلشدگان از Memoir
دلشدگان در جستجوي اصل جهادي !!! خيلي دوست دارم بدونم اصل جهادي از نظر اون بشري که این مطلب رو نوشته چيه؟!!! بد شاکيم … هنوز خيلي چيزها برام م... [ادامه]

نظرات

ذهن های علیل و دور از عقلانیت وقتی مقابل استدلال تام و تمام دلیلی پی دا نمی کنند تنها راه پیشروی آنها ... است و لذا اسوطره و افسانه بودن اردوی جهادی مساله ای نیست.
از همه محرومتر خفاش بود کو عدوی آفتاب فاش بود
نیز خفاشک عدوی آشکار او عدوی خویش آمد در حجاب

بسی خدای را شکر می کنم که توفیق همنشینی و همگویی با دوستان عزیزتر از جانم را نصیب این بنده نا چیز کرد. قلم شیوای آقای صادقی مرا به یاد انتقادات روزنامه ها آرتص انداخت. اینجانب درون آتشین آقای صادقی را از اعماق وجود درک می کنم و از خداوند سرمایشی را مسالت می کنم. والسلام

با اين قسمت حرف آقاي طالبلو موافقم: هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد

سلام

الان سه نفری نشستیم جلوی کامپیوتر و داریم این مطلب رو با کامنت هاش می خونیم. اولین چیزی که به ذهنمون رسید این بود که این عکس بالای صفحه چقدر قشنگه!... چون همه دور هم جمعند...!و

یا علی مددی

به نامش و به یاریش
1- خیلی از دوستان در این مورد سکوت کردند. شاید بهتر بود من هم سکوت کنم ولی از آن جا که به نگارنده قول کوچکی داده ام می نویسم.
2- شاید نکته ی اولی که باعث شده این مقدار این مطلب مورد هجمه قرار گیرد جمله ی سر در وبلاگ باشد:در جستجوي اصل جهادي . شاید نگارنده ی عزیز بگوید این ها هم اصل است اما می توانم این را به جرات بگویم حداقل هدف راه اندازنده ی این وبلاگ چنین نبوده است.
3- برای یکی از دوستان نوشتم کاش مثل قدیم ها بود . با چند تا مشت مشکلات مردانه حل می شد! نمی دانم کشاندن بحث های برادرانه ی داخل جمع به محیطی که نا آشنای زیادی واردش می شود چه فایده ای برایمان دارد؟ در جریان جریانات ریز اردو نیستم ولی این را می دانم که اگر گذار غریبه ای به این جا بیفتد ( و یا دوستی که امسال را نبوده است مثل همین برادرمان سخندان) نتیجه ای که خواهد گرفت دعوای شدیدی است که آن سرش نا پیداست.
4- با گوشه ای از نظر عزیزی که خواسته در دفاع از نگارنده پیام بگذارد موافقم:باز هم شرف و مردونگی صادقی که رک و پوست کنده حرفاش رو زد. ننشست مثل بقیه به تیکه انداختن و تخریب کردن. البته این را هم باید دانست که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
5- یک زمان حرفی را به یکی از دبیرهای سابق! مجمع زدم که بعدها بهش رسید: زمان خیلی از چیزها را مشخص خواهد کرد. الصبر مفتاح الخیلی چیزها
6- فراموش نکنیم : اگر فقط نیمه خالی لیوان را ببینیم در انتها...
7- بیائیم کمی از بالاتر نگاه کنیم. در پروسه ی برگزاری یک اردو ده ها نفر دخیل هستند که از قضا معصوم هم نیستند! اگر به دوستانمان نگاه برادر داریم این رسمش نیست. دعوای داخل خانه را نباید به کوچه آورد. البته بعد از این که صحبت هایمان به جایی نرسید.
8- زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
9- به قول دوستان امسالی:
نگارنده دقت کن!
کامنت گذار دقت کن!
10- از تمامی دوستانم که باعث شدند اردوی امسال برگزار شود از مسئولان مسافرت تا دوستانی که در مجمع زحمت کشیدند سپاسگزارم.
11- نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی/پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست
12- دوست نگارنده به نظرم باید از اون بنده خدایی که گفتم دلجویی کنی.

Salam
Az pol gozashtan ama az del nagzashtan…….
Tanha rahe ertebat hamin bood . sharmande!!!!!!!
Man ham ye nazari dashtam ke behtar didam inja gofte beshe:
Zabane khame nadarad sare bayane feragh
In hame dava ve yakhegiri baraye chiye ?
Montazer kasiye ke az vazeeyate mojood naraziye amma be che ghymati ?
Marze byne rezayate ma va rezayate khoda kojast?
Shoma ba estelahe :”havas kardam begam ke …” miyoonatoon chetore?
Yade ye dastani oftadam :’
2ta lakposht baraye fathe gholeye kooh rah oftadan . miyoonehaye rah ye ki azoon 2ta hamash migoft :”mitoonam bargardam” va oon yeki javab midad:”ta ghole chizi namoonde ghor nazan” va har bar ke in soalo javab tekrar mishod avvali migoft:” geryash moonde “ta inke residan be gholeye kooh vaghti khastan parchameshoono nasb konan hamoon lakposhte maroof goft:”hamino mikhastam begam parcham paeene kooh jamoond” va oon yeki javab dad:”to hameye zahmate maro hadar dadi…..?!!!”
Ta ba’d

تخريب كوركورانه....
حمايت كوركورانه...
آخي....

اینجا چرا اینطوریه؟!
کاملاً مشهوده افراد با قصد و غرض شروع کردن به تخریب صادقی... خوب اگه حرف حساب دارین بیاین جلو با استدلال شروع کنین جواب بدین. اینقدر متعصبانه و کورکورانه حرف نزنین. برای همین هم اسمم رو نمی نویسم چون می دونم بعد از من یه سری افراد شروع خواهند کرد به تخریب من. باز هم شرف و مردونگی صادقی که رک و پوست کنده حرفاش رو زد. ننشست مثل بقیه به تیکه انداختن و تخریب کردن. مطمئنم همین آقایون اگه دوست خودشون نوشته بود و به مجمع و این جور چیزها فحش داده بود شروع می کردن به بهبه و چه چه کردن...آخه برخورد متعصبانه تا چه حد؟!و

قبلا اينجا متن هاي جدي‌تر و قرص و محكم‌تر و پر محتوا‌تري زده مي‌شد. منظورم اينه كه قبلا اينجا بحث و جدل‌هاي پيش پا افتاده و تكراري نبود. بحث‌هاي بنيادي و اصولي بود.
فكر نمي‌كنم مطرح شدن اين بحث‌ها اينجا فايده‌اي داشته باشه.
همون روال قبلي بهتر بود
نبود؟

اينجا چرا اينطوريه؟ بايد سر فرصت و با حوصله چك كنم. حتما

یکی این ممد صادقی رو با بیل خاموش کنه،2 روز اومده مجمع جو گیر شده،مجمع اون مجمعی بود که واسه انتخاباتش 55 نفر حضور داشتند و 40 نفر حق رای ،خیلی هم دور نیست همین 2 سال پیش بود؛نه مجمعی که با 3 تا رای مسافرت رو بکنه متاهلی!!!!

"به نظر من اصلا خوب نیست که"

نظرات داغونت رو نگه دار برا خودت!!!

1- ممنوم از لينك و خوشحالم از اينكه آخرين لينكم!
2-بچه هاي دوره مون نام خانوادگي شما رو به آخر اسم من اضافه كرده اند!

من که امسال چندان درگیر مسافرت نشدم و فقط تماشاچی بودم یه چند تا از این مسائلی که گفته شده رو به چشم خودم دیدم یا شنیدم. و با نظر محمد صادقی موافقم ولی ای کاش لحنش کمی ملایم تر و واضح تر بود تا این همه سو تفاهم برای افراد ایجاد نکنه. چون الان مثلاً من نمی دونم آقای طباطبایی برای چی اینقدر شاکیه و این همه متاسفه. چون با شناختی که من از محمد صادقی دارم مطمئنم که هدفش صلاح مسافرت بوده.
در مورد مجمع هم چیز خاصی نمی دونم ولی فکر می کنم چیز خوبی می تونه باشه.

متاسفم
براي تمام کساني که براي اين اراجيف تره خورد کرده اند و محل داده اند و جواب داده اند متاسفم
براي مجمع که داعيه دارش چنين کساني اند متاسفم
براي مسافرت که بچه بازي شده متاسفم
براي دل شدگان و علي شهرستاني که اجازه بازي با اعتبارشان را داده اند متاسفم
براي محمد صادقي که مثل کسي که دارد غرق مي شود به همه چيز - حتي دست نوشته هاي امام جمعه آويزان شده – متاسفم
براي خودم متاسفم که مجبور شدم براي خواندن اين لا طائلات وقت تلف کنم و جواب بدهم.

محض اطلاع : بنده هم دبير مجمع بوده ام، هم در سيستم مسافرت بوده ام، هم ...


سلام
صادقانه عرض می کنم بدون هیچ سیاسی بازی و از این حرفا
که من هرچی فکر کردم کار مفیدی از این مجمعی که می گی ندیدم ولی حتما هست که شماها هر هفته این همه وقت روش ...
یه ذره در مورد فواید مجمع بگو و اینکه هدف شما از این همه پرو بال دادن به مجمع چیه؟

متن دلشدگان رو كه خوندم، به حافظ مراجعه كردم، فرمود:


حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست/باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست

از دل و جان شرف صحبت جانان غرضست/غرض اینست وگرنه دل و جان این همه نیست

منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش/که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست

دولت آنست که بی خون دل آید به کنار/ورنه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست

پنج روزی که درین مرحله مهلت داری/خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست

بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی/فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست

زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار/که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست

دردمندی من سوخته زار و نزار/ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست

نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی/پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست

قبل از مسافرت نگفتي ...
توي مسافرت نگفتي ...
اگه الان هم نمي گفتي و توي دلت نگه ميداشتي خيلي بهتر بود ...

اينجور حرفا ماكسيمم جايي كه بايد زده بشه توي دلنوشته‌هاست ...
من به شخصه اينا رو حرف دل مي بينم و براي اكثرشون استدلال عقلي محكم پيدا نمي‌كنم ... شما اومدي حرفي كه من توي دفترچه نوشتم رو اينجا منتقل كردي !!!!

خب اگه دلم مي خواست اينجوري مطزح كنم ، مي‌نوشتم و به وصال ميل مي‌زدم ... ولي اونا همشون حرف دل بود شايد هيچ دليل منطقي براش نداشتم...

برادر عزيزم شما با اين نوشته‌ به جز زياد كردن حاشيه مسافرت كاري نمي كنيد و فقط حرفهايي زده ميشه كه نبايد زده بشه!

اينجوري باب بشه، از اين حرفا زياده

(درسته كه اينجا دل‌شدگانه ولي هر دل شده‌اي ميدونه كه حرف دل توي بازار منطق خريدار نداره)

زياده‌گويي كردم
به «دل» نگير
والسلام

دل‌شدگان هدف خود را جستجوي اصل جهادي قرار داده و به ياري همه‌ي شما دل بسته است

به جز 2 بند براي همش يك كامنت دارم.
و گوشه‌كاغذ نوشتم كه بزنم تو اين قسمت نظرات.
ولي وقتي حرف آخرت رو خوندم فكر كردم اگر كسي قبل از اينكه مطلبي رو به خودت بگه مي‌نويسه تو دلشدگان بعد هم ميل زده ميشه توي وصال و اين حرف آخر رو مي‌نويسه شايد نوشتن اون كامنت ها مسخره باشه چون اون مي‌خواد سياسي بازه كنه!
اين جملات حرف آخر رو مي‌گم:
(البته اگه با ما سیاسی بازی کردن و کوتاه هم نیومدن، حتما ما هم سیاسی بازی می کنیم چون در غیر این صورت محکوم به شکست خواهیم بود).
....
(اگه قراره به هم فحش بدن تو روی هم به هم فحش می دن، اگه انتقادی دارن تو روی هم به هم میگن، ولی تو این سه سالی که مسافرت رفتم، هر سال این صداقت و رو راست بودن داره کم رنگ تر میشه و نمی دونم قراره به کجا برسه!؟ )
شماره‌ي منزل ما توي دفترچه‌ي مسافرت بود،‌ ولي كسي به من نگفت كه توي كار مالي صداقت ندارم!
راستي تو مطمئني كه ما وجود اون نامه رو حاشا كرديم!؟ اصلاً مي‌دوني حاشا كردن يعني چي؟
خواستي بيا بهت بگم توي جلسه‌ي پايان مسافرت در جواب وجود اين نامه چي‌گفتيم!

خوب بود... خوب مطرح کردی.. حالا باید عکس العمل ها رو دید... فعلا نظر شخصی من بمونه برا بعد که یه کمی بیشتر فکر کردم... ولی من یه کمی با کلمه ی «پدربزرگ» مشکل دارم... منم از کسایی که ادای پدر بزرگای جمعو در میارن حالم به هم می خوره.... همینطور از «میوه ها»! مخصوصا از نوع گندیدشون... دارم جدیدا یه داستان در مورد یکیشون می نویسم... در مورد یه «میوه گندیده»!!! حتما بخونش... یا علی

جناب صادقي. اصل رو فراموش كردي
بنده در جايگاه شما بوده‌ام. در برگزاري مسافرت چيزهاي ديگري بايد مد نظر باشه كه به دست فراموشي داره سپرده ميشه. همه مان يه مراجعه به نفسمون بكنيم ببينيم داخلش چه خبره...

...

ارسال نظر

نكته‌ها :

خرده فرمايشات دو « ول‌شده » : http://www.RazeDel.com/vel