نام جهادي
2شنبه، 22 بهمن 1386
به نام حضرت دوست
اين متن را يکي از دوستان با سابقه ي جهادي اوائل تابستان داد تا بزنم توي دلشدگان؛ اما به دلايلي منصرف شد.
حال دوباره اجازه داده که در دلشدگان منتشر شود البته بدون ذکر نام ايشان:
________________________________________________________

يادم مي آيد چند سال پيشتر وقتي
دوستان داشتند براي مسافرت جهادي تابستان تبليغ مي کردند و اسم نويسي، به يکي از
دوستان گفتم اسم اين يکي رو جهادي نگذاريد، يه اسم ديگه براش انتخاب کنيد، بگذاريد
فقط به همين مسافرت هاي عيد بگيم جهادي، اونم چون تا حالا به اين اسم شناخته شده،
اون عزيز شايد اون موقع متوجه منظورم نشد ولي ...
خدا شاهده که نگران اين بودم که روزي برسه که تمام دهن ها رو چيزي به اسمه مسافرت
جهادي پر کنه، نه تنها بچه هاي مفيد رو بلکه سراسر مملکت رو، ولي مجبور باشيم که
دنبال جهادي و اصل جهادي بگرديم.
تمام زندگي، در تمام لحظاتش و تمام شئوناتش مي بايد جهاد باشد، اگر چنين شد ديگر
تفاوتي نمي کند تهران باشيم، سرخس، زهک، بوشهر يا پيشرفته ترين شهرها و کشورهاي
دنيا ...
خانه باشيم، مدرسه، دانشگاه، باشگاه، خيابان يا بيابان ...
درس بخوانيم، درس بدهيم، فيلم ببينيم، فيلم بسازيم، بيل بزنيم يا ...
به نظرم مي رسد اگر زماني شد و رفتيم جهادي و ديديم که خيلي دلمان خوش است (خيلي
فرق داريم) بايد بگوييم رفته ايم مسافرت توريستي، چون از خودمان خيلي دور شده ايم؛
غالباً مسافرت هاي توريستي زياد طول نمي کشند و گاه گاه خوش از آب در نمي آيند ...
اللهم لاتکلنا الي انفسنا طرفة عين ابداً
التماس دعا




