صفحه اصلی
صفحه 2 از 3

سه شنبه 13 دی 1384

شهامت

سه‌شنبه، 13 دي‌ماه 84

1.

جهان در آستانه‌ي عصر نور است و آن كه دلش با حق است آثار اين نزديكي را در همه جا باز خواهد يافت.

2.

انفجار اطلاعات! نمي دانم چرا من از اين تعبير آنچنان که بايد نمي ترسم و حتي چه بسا مثل کسي که ديگر صبرش تمام شده است از فکر اينکه جهان به سرنوشت محتوم اين عصر نزديک تر مي شود خوشحال مي شوم. نيچه خطاب به فيلسوفان مي گويد: «خانه هايتان را در دامنه هاي کوه آتشفشان بنا کنيد» و من همه کساني را که در جست و جوي حقيقتند مخاطب اين سخن مي يابم. «گريختن» مطلوب طبع کساني است که فقط به عافيت مي انديشند و اگر نه، مرگ يک بار، زاري هم يک بار.

دهکده جهاني واقعيت پيدا خواهد کرد، چه بخواهيم و چه نخواهيم. اين حقيقت تنها ما را که شهروندان مطيعي براي اين دهکده بزرگ نيستيم مضطرب نمي دارد و بلکه غرب را هم چه بسا بيش تر از ما به اضطراب مي اندازد. ما شهروندان مطيعي براي دهکده جهاني نيستيم؛ اين سخن نياز به کمي توضيح دارد.

شهروندِ مطيع کسي است که وجود فردي اش مستحيل در جامعه اي است که پيرامون او وجود دارد. اعتراضي ندارد. استدلال هاي رسمي را مي پذيرد و در صدق گفتار سياستمداران ترديد روا نمي دارد. تا آنجا تسليم قوانين محلي است که عدالت را نه قبله قانون، که تابع آن مي بيند. به آنچه فرا مي خوانندش روي مي آورد و از آنچه باز مي دارندش پرهيز مي کند.

...دهکده جهاني هم براي آنکه سر پا بماند به شهروندان مطيعي نياز دارد که سرشان در آخور خودشان باشد...

دهکده جهاني واقعيت پيدا کرده است، چه بخواهيم و چه نخواهيم...

...اين همان دهکده اي است که در آن مردمان را به يک صورتِ واحد قالب مي زنند و هيچ کس نمي تواند از قبول مقتضيات تمدن تکنولوژيک سر باز زند. اين همان دهکده اي است که بر سر ساکنانش آنتن هايي روييده است که يکصد و پنجاه کانال ماهواره ها را مستقيماً دريافت مي کنند. اين همان دهکده اي است که در آن روبوت ها عاشق يکديگر مي شوند. اين همان دهکده اي است که در آن « ترميناتور دو » به سي سال قبل باز مي گردد و خودش را از بين مي برد. اين همان دهکده اي است که در آن «بَت من» و «ژوکر» با هم مبارزه مي کنند. اين همان دهکده اي است که در تلويزيون هايش دختران شش ساله را آموزش جنسي مي دهند، همان دهکده اي که در آن گوسفندهايي با سر انسان و انسان هايي با سر خوک به دنيا مي آيند. اين همان دهکده اي است که در آن تابلوي «مسيح از وراي ادرار» ماه ها توجهات همه رسانه هاي گروهي را به خود جلب مي کند. اين همان دهکده اي است که در آن دويست و چهل و شش نوع تجاوز جنسي رواج دارد... اما عجيب اينجاست که باز هم اين همان دهکده اي است که در زير آسمانش بسيجيان در رَمل هاي فکه زيسته اند، همان دهکده جهاني که در نيمه شب هايش ماه، هم بر کازينوهاي «لاس وِگاس» تابيده است و هم بر حسينيه «دوکوهه» و گورهايي که در آن بسيجيان از خوف خدا و عشق او مي گريسته اند. دنياي عجيبي است، نه؟

...

و اما درباره خودمان. نبايد بترسيم. حصارها تا هنگامي مفيد فايده اي هستند که دزدان شب رو، بر زمين مي زيند، اما آن گاه که دزدان از آسمان فرود مي آيند، چگونه مي توان به حصارها اطمينان کرد؟ پس بايد از اين انديشه که حصارهايي بتوانند ما را از شرّ ماهواره ها محفوظ دارند، بيرون شد و «خانه را در دامنه آتشفشان بنا کرد.» بايد در رو به رو شدن با واقعيت، به اندازه کافي جرأت و شجاعت داشت. غرب چنين است که در عين ضعف، بيش تر از هميشه رجز مي خواند تا خود را در پناه وهم حفظ کند...

3.

نرم افزار مووبل تايپ كه براي مديريت وبلاگ هاي رازدل استفاده مي كنيم قابليت جالبي دارد و آن، ثبت آي پي هاي افراد نظر دهنده است.

اگر لازم شد روزي خواهم گفت خيلي از اين نظراتي كه در طول اين چند هفته در دل‌شدگان و ول‌شدگان گذاشته شده توسط چند نفر و از چه مكان‌هايي بوده تا همگان بدانند آن كه چاه مي‌كَنَد همواره ته چاه است.

4.

به قول فلاني: سكوم از رضايت نيست / دلم اهل شكايت نيست!

5.

بنده از سال 81 كه دانشجوي تنهايي در كوير مركزي ايران بودم تا حالا، آن قدر وبلاگ هاي مختلف و با موضوعات گوناگون نوشته ام كه امروز به جرأت مي‌توانم ادعا كنم كه: «وبلاگ نويسي برايم كهنه شده و كلاً فاقد جذابيت‌هاي اوليه است.»

اما در همه‌ي اين وبلاگ ها چيزي كه هيچ وقت استفاده نكرده‌ام اسم مستعار بوده است و گاهي اگر مطالبم به نام ديگري منتشر شده، در قالب هويتي مجازي و كاملاً مجزاي از وجودم بوده و نفع دوسويه‌اش را برده‌ام. (توضيح بيش‌تري نمي‌دهم)

از اين منافع هرگز در حيطه‌ي آشنايان حقيقي سوءاستفاده نكرده‌ام و مطابق با منشور تجديد عهد هنر كه به آن معتقدم، هرگز استفاده نخواهم كرد.

فرق هست ميان هويت مجازي و اسم مستعار.

6.

فكر مي‌كردم عقلتان توان تحليل و هضم برخي شگردهاي ساده را داشته باشد. اما بعد از اين همه مدت، ‌يك بار براي هميشه به طور شفاف توضيح مي‌دهم:

اسم حقيقي نگارنده‌ي اين سطور برخلاف تصور شما، آن چيزي نيست كه در دنياي حقيقي (خانه و مدرسه و دانشگاه) صدايم مي‌كنند و لذا تمايلي به استفاده از آن در جايي كه اختيارش با خودم است ندارم و تنها به جايگزين سر راست و ساده‌ي «صاد» اكتفا مي‌كنم. مطالبي كه در دل‌شدگان بدون نام آوردن از شخص ديگري منتشر مي‌شود را همين شخص مي‌نويسد.

مگر آن كه نام ثبت شده‌ي خودكار در زير نوشته چيز ديگري باشد كه خيلي واضح است.

وبلاگ ول‌شدگان هم متعلق به دو هويت مجازي با نام‌هاي سيد و حاجي است. هر يك از اين هويت‌ها -كه در جاي خودشان تعريف شده‌اند- مي‌توانند انتقال دهنده‌ي نظرات و حرف‌هاي افراد زيادي باشند. (برخلاف اسم مستعار كه اجباراً متعلق به يك نفر است تا اشتراك لفظي منجر به مغالطه نگردد)

افراد ديگري هم كه نظر مي‌گذارند و به هر نامي كه دوست دارند امضا مي‌كنند به خودشان مربوط است: مردي و مرگي و قبري!

7.

جهان در آستانه‌ي عصر نور است و آن كه دلش با حق است آثار اين نزديكي را در همه جا باز خواهد يافت.

سه شنبه 6 دی 1384

سه طيف مجمع

سه شنبه، 7 دي ماه 1384

حسام‌الدين چهرآزاد

متن حاضر را پس از استعفاي دبير مجمع اردوي جهادي 85 نوشتم، البته سعي کردم تا حد زيادي آن را خلاصه کنم. تک­تک اين مباحث نياز به گفتگو و بحث بيشتر است که ان­شاءالله به موقع در مورد آنها مي­نويسم.

خوشحال مي­شوم اگر بدانم نظرتان در مورد نوشتار زير فارغ از نويسنده آن چيست؟ شما هم بگوييد چه مي­بينيد و چه ديدي داريد؟

شرح حال گذشتگان و خواسته­هاي آنان:

بيشتر افرادي که در مجمع به عنوان پدربزرگ شناخته مي­شوند از افرادي هستند که سالها در مسافرت شرکت داشته­اند و براي آن دلسوزي نموده­اند و از اين جهت براي تمامي ما محترم و قابل تقدير هستند. اما اين شرکت تنها به منزله­ي حضور آنها در مسافرت نبوده است بلکه آنها قبل، حين و بعد از مسافرت در کمک به مسئولين و يا حتي خود مسافرت فعاليت چشمگير و يا در بدترين حالت فعاليت حداقلي و پشتيباني داشتند. اين عامل در جمع کنوني 145 نفري شرکت­کنندگان اردو عامل کم اهميتي نيست و پر واضح است که اين دوستان هيچ دوست ندارند تا جايگاه، مقام و منزلتي که اکنون اردوي جهادي نه تنها در بين شرکت­کنندگان و فارغ­التحصيلان مفيدي دارد بلکه در بين بيشتر مسئولين شناخته شده پيدا نموده است را از دست بدهد. و اين همان عاملي است که چند نفري از همان افرادي را که ويژگي آنها را برشمردم دورادور و از نزديک(در مجمع) نسبت به مجمع و اردوي جهادي حساس نگاه داشته است. با تجربه­اي که آنها در امر برگزاري، کمک و فعاليتهاي اردوي جهادي دارند روال منطقي مجمع و اردو را (از ديدگاه خودشان) اينگونه تصوير مي­کنند که در مجمع اردوي جهادي و خود اردو در چند سال گذشته پياده شده است.

خصلت آدميزاد به گونه­اي‌ است که با تغيير تا جايي که مي­تواند مقابله مي­کند. پس بديهي­ست که اين افراد هم با تغيير اين روال تا جايي که بتوانند مقابله مي­کنند.

يادمان نرفته است که در مجمع بم اين روال از ديد چندي تا حدي تغيير مسير داد که موجب شد افراد با خصوصيات مذکور، افراد هم نظر با خود را در مجمع دعوت به همکاري براي تغيير دبير وقت کنند و اگر خاطر مبارک باشد آن جلسه نيز علاوه بر جلسه­ي انتخاب رئيس جلسه­ي بسيار شلوغي بود. در واقع آن هنگام بعلت احساس خطري که براي از دست رفتن اردوي جهادي از سوي اين طيف مي­شد موجب شد تا آنها به اين نتيجه برسند.

طبيعي­ست که حرکاتي از اين دست از ديد ناظري به اسم دوستان جديد مجمع که از طيف دوره­هاي گذار و بعد از گذار دبيرستان محسوب مي­شوند ناخوشايند به نظر برسد.

وجود آراي متفاوت در مجمع، فرصت يا تهديد؟

نکته­اي که شما در متن خود بدان اشاره نموديد وجود آراء متفاوت در جمع اردوي جهادي و مجمع مسافرت است. اين آراء گريز ناپذير هستند چرا که همانطور که مي­دانيد تغييري درنسلهاي امروز جامعه شکل گرفته که نتيجه­ي آن اين است که آرمانهاي نسلهاي گذشته در فايل نسل جديد مفهوم کمرنگتري دارد. البته اين آرمانها در دوره­هاي 20 و21 و تا حد بسيار کمتري22 که دوره­هاي گذار ناميدمشان، کمتر دستخوش تغييرات شده­اند. تفاوت نظرات و آراء حاضرين در مجمع از هريک از اين دوره­ها نشان از درستي اين مدعاست. اما اين تعدد نظرات گاه فرصتهايي را براي ما به ارمغان مي­آورند و گاه درصورت عدم بررسي و تفکر عميق و جدي روي آنها موجب ضرر مي­گردند. روي اين بخش از گفتارم در اينجا نمي­خواهم خيلي مکث کنم، اما بايد ياد بگيريم چگونه در چنين جمع­هايي نظر بدهيم، چگونه نظرات را جمع کنيم، چگونه نظرات را بپروريم، چگونه نظرات را در مسير صحيح و هدفمند نماييم و ...

اصلاحات راهکار طيف دوم براي دستيابي به اهداف:

افراد دوره­هايي که در قسمت بالا اشاره شد اصلاحات در اين سيستم را بيشتر خواهانند تا انقلاب. اين اصلاحات به فراخور حضور اکثريتي افراد اين دوره­ها در اردو و مجمع، گاهاً اعمال شده­اند و اگر بخواهيم درستي اين ادعا را نيز مورد بررسي قرار دهيم بايد به افرادي که اردوهاي سالهاي اخير و اردوهاي مثلاً قبل از زابل4 (يعني دقيقاً سالهايي که دوره­ي 22 وارد اردوها نشده بود) را درک کرده­اند مراجعه کنيم. شاهد اين اصلاحات در مجمع را مي­توانم اصلاح در آيين­نامه­ي داخلي مجمع که تا قبل از مجمع 83 تنها 3 بند داشت (که هنوز موجود است) و اکنون بيش از 2 صفحه آيين­نامه است بگيرم.

علي­اَيُ­حالٍ اين طيف هنوز هم بر نظريه­ي خود اصرار مي­ورزد که تغييرات در اردو و مجمع همواره بايد از طريق اصلاحات صورت بگيرد نه انقلاب.

طيف سوم و نظريه­ي انقلاب:

اما طيف سوم و يا به تعبير بنده طيف کم کار و پرتوقع مجمع (نظريه­ي قابل دفاع من) و اردوي جهادي باور سومي را قبول دارند که نه تنها فعلاً مورد قبول طيف اول نيست بلکه مورد قبول حداقل بخشي از طيف دوم هم نيست و آن تحول اساسي و بنيادين و يا به تعبير خودشان انقلاب در اردوي جهادي و مجمع است. جالب اينجاست که مفهوم و هدف اين تحولات را هيچ­کس و حتي خودشان هم نمي­دانند. به عبارتي آنها نمي­دانند از اردو و مجمع چه مي­خواهند بلکه فقط مي­دانند موجود حاضر را نمي­خواهند. اين همان نقطه­اي­ست که حس تغيير مسير اردو را به دوستان طيف اولي دست مي­دهد يعني ضربه به اردوي حاضر. و باز همان نقطه­اي­ست که در صورت حاد شدن و بارز شدن مشکلات، باعث بروز پديده­اي نظير مجمع83 مي­شود. واين بار لطمه­اي که طيف سوم از اين بابت مي­بيند به مراتب بيشتر از آن هنگام که اتفاق 83 افتاد خواهد بود. (اميدوارم اين قسمت از سخنم بعنوان تهديد تلقي نشود.) آن هنگام بيشتر مخالفين با تغييرات را طيف اول تشکيل مي­دادند و در آن به اصطلاح تعويض دبير طيف دوم کمتر مشارکت و همراهي نمود، اما امسال بر خلاف آن سال طيف دوم تا مرز صددرصد همراه طيف اول در مقابله با تحولات بنيادين است.

ايجاد تحولات بنيادين در اردو، مجمع و سيستم مسافرت، خوب يا بد؟

هيچکس نمي­داند نتيجه­ي يک انقلاب چيست. و همه مي­دانند اگر انقلابي در هر موضوعي صورت بگيرد بايد براي دوره­ي جديد از صفر شروع کرد. زيرا تمام زيرساختها تغيير مي­يابد. بايد ببينيم از تحولات بنيادين در مجمع، اردوي جهادي و سيستم مسافرت چه انتظاراتي داريم. بايد به اين مسأله فکر کنيم که از اردوي جهادي، مجمع و سيستم مسافرت چه مي­خواهيم و اين يعني همان بحث شيرين هدف که هرموقع در مجمع مطرح مي­شود عده­ي کثيري(از ديد بنده) بي آنکه بدانند چرا آن را با تمسخر همراهي مي­کنند. شايد واقعاً بعد از بحثها و تفکرات به اينجا برسيم که اين اردوي جهادي که ما مي­رويم بدرد همان طيف اول و دوم مي­خورد و ما اردوي جهادي با اين ويژگيها نمي­خواهيم. چند اما وجود دارد که خيلي مهم است.

اما ي اول :

طيف اول که بنده به اقتضاي سنم موفق به درک اردوي زمان آنها شده­ام، در سالهاي قبل بهاي بدست آوردن اردوهاي جهادي زابل2 و3 وبوشهر81 و مجامع­شان را پرداخته­اند. و آنچه که آنها اردوي جهادي مي­نامند با آنچه اکنون از اردوي جهادي از سوي طيف سوم انتظار مي­رود متفاوت است و صد البته که صحبتهايي که نه تنها امسال بلکه هرسال در مجمع مي­شنويم براي طيف اول و دوم تازگي ندارد. زيرا همانطور که گفتم آنها نيز از گذشتگان خود انتظاراتي را که اکنون مطرح مي­شود، داشتند و براي آنها هم مهم بود که نظرات تمام شرکت­کنندگان در اردو در سيستم مسافرت اعمال شود. راهکارهاي بسياري که اکنون بخشي از آنها نيز به يادگار مانده است ميراث آن بحثها و جدلهاست.

همانطور که گفتم طيف اول در زمينه­ي حل مشکلات مجمع و اردوي جهادي بسيار تلاش کرده و انرژي و وقت بسياري براي آن گذاشته است که از آن جمله مي­توانم به جلسه­ي مجمعي اشاره کنم که بيش از 6 ساعت بطول انجاميد.

قصه­ي طيف دوم نيز تقريباً چيزي شبيه طيف اول است و همانطور که طيف اول بعضي خواسته­ها را از اردو و مجمع داشت طيف دوم نيز چنين بود.

به عبارتي مي­شود گفت که طيف دوم نيز براي مجمع و اردوي جهادي بسيار هزينه کرده و البته چون سالهاي گذار کم بوده و عده­ي زيادي اين طيف را شامل نمي­شوند، هزينه­هاي آنها را مي­توان ادامه­ي هزينه­هاي طيف اول دانست. اصلاح در ساختار مجمع (يعني حضور هر يک از فارغ­التحصيلان در مجمع به دلخواه و دادن حق رأي به بيش از دو نفر نماينده­ي هر دوره بطور مثال ) و اصلاحاتي در مديريت اردو و چگونگي تأثيرگذاري بر اداره مسافرات و سيستم اردو و ... از جمله­ کارهايي است که طيف دوم با قانع کردن افراد مجمع موفق به انجام آنها شده است. همان انرژي و وقتي را که دوستان طيف اول براي رسيدن به تغييرات مد نظر خود گذاشته­اند دوستان طيف دوم هم گذاشته­اند، چه بسا بيشتر. چرا که بايد طيف اول را هم نسبت به نظرات خود همراه مي­کردند.

حال سؤال طيف اول و طيف دوم که بنده خودم را از آن گروه مي­دانم از اين عزيزان طيف سومي اين است که آنها براي تغييرات و تحولات مد نظر خود حاضرند چه وقت و انرژي­اي را بگذارند؟

با آن چه بنده تاکنون ديده­ام مي­توانم بگويم آنها با کمترين وقت وانرژي­اي که مي­گذارند مايلند ديگران اردوي جهادي مطابق با نظرات آنها را برايشان درست کنند و آنها از اردوي آماده شده استفاده کنند.

اما ي دوم:

به جرأت و يقين مي­توانم بگويم تمام طيف اول و دوم اردو و مجمع با اين کار مخالفند و آن را از پايه با نفس اردوي جهادي فارغ­التحصيلي مقابل مي­دانند. زيرا به زعم آنها اين خود اعضاي اردوي جهادي و مجمع هستند که اردوي جهادي سالهاي آينده را مي­سازند و هرکس هر اردويي با هر ويژگي­اي در نظر دارد بايد خود دست بکار شود و نظرات خود را به ديگران اعلام کند و ديگران را با نظرات خود همراه و همسو کند. (قبل از خواندن اما ي سوم اين پاراگراف را دوباره بخوانيد.)

از مهمترين تفاوتهايي که اردوي فارغ­التحصيلي با اردوي دانش­آموزي دارد همين است که در اردوي دانش­آموزي، دانش­آموزان در چگونگي مديريت اردو، مکان اردو، کار و خيلي از پارامترهاي اردو تأثيري ندارند و فقط نيروي کار اردو محسوب مي­شوند و به قول معروف مثلاً روز 25 اسفند از جلوي دبيرستان سوار اتوبوس مي­شوند و روز 11 فروردين جلوي مدرسه از اتوبوس پياده مي­شوند. اردوي آنها با سوار شدن به اتوبوس در تهران شروع و با پياده شدن از اتوبوس در تهران خاتمه مي­يابد. اما آيا اردوي فارغ­التحصيلي هم چنين است؟ قطعاً همين دوستان طيف سوم هم ديده­اند که اردوي فارغ­التحصيلي تفاوتهايي از اين دست با اردوي دانش­آموزي دارند، اما همانطور که گفتم چگونگي برگزاري اردوي فارغ­التحصيلي بستگي به هزينه­اي دارد که هر طيف حاضر است براي برگزاري اردوي جهادي بپردازد.

اما ي سوم: (قبل از خواندن اين اما، لطفاً آن پاراگرافي را که گفتم دوباره بخوانيد.)

شرط اساسي بيان نظرات و طرح­ها اين است که ما قبل از هرچيز نسبت به هيچ کس و هيچ چيز ديد منفي نداشته باشيم و از اول با جبهه­گيري جلو نرويم. با هم دعوا نداشته باشيم. نسبت به هم با کينه رفتار نکنيم. به مجمع با ديد محفلي براي کوبيدن يکديگر نگاه نکنيم. اردوي جهادي متعلق به همه است. نظرات يکديگر را از روي کينه و ميل بلا عقل شخصي مورد هجمه قرار ندهيم و ...

همه­ي ما از جمله دوستان طيف سومي بايد ياد بگيرند که براي بدست آوردن هرچيزي بايد تلاش کنند، وقت بگذارند و انرژي مصرف کنند. در دنياي امروز هيچ کاري خودبخودي و فقط با حرف انجام نمي­شود. بايد طرح اجرايي بياورند و ديگران را قانع کنند که طرح آنها عملي­ست و اجراي آن براي اردو مفيد است (اما در محفل دوستي). بايد با همانهايي که با نظرات آنها مخالفند جلسه بگذارند و طرح­هاي خود را با آنها مطرح کنند و به کمک هم آن را اجرايي کنند. جنگ و دعوا در مجمع يا بيرون از مجمع، داشتن حس عدم اعتماد متقابل به هم (که متأسفانه اکنون بسيار در بين دوستان وجود دارد) و حرفها و حديثهايي که هر طيف حاضر بر عليه يکديگر در مجمع يا اردو يا بيرون از مجمع مي­زنند نتيجه­اي جز کدورت و عدم حصول خواسته­هاي چه طيف قديم و چه طيف جديد ندارد و در اين بين صدمه­ي اصلي را متأسفانه اردوي جهادي مي­بيند.

بازهم مي­گويم بايد ياد بگيريم براي نظراتمان ارزش قائل شويم و براي آنها وقت بگذاريم و آنها را براي اجرايي شدن به صورت طرح دربياوريم و ارائه کنيم.

حسامالدين چهرآزاد

28/9/84

جمعه 25 آذر 1384

دكتر غفاري!

سه‌شنبه، 22 آذر 84

هم اكنون و در اين مقطع زماني، بعد از بررسي كلي و انجام معاينات اوليه، فقط همين سه جمله را دارم كه در مورد وضعيت‌مان بگويم.

اين نسخه‌ي من است كه براي يكي از آشنايان قديمي و عزيزم مي‌نويسم و طبيعتاً لازم‌الاتّباع نخواهد‌ بود. گفتم كه سودتفاهم نشود.

1.

كشتيِ به گِل نشسته‌ي مسافرت جهادي فارغ‌التحصيلان، امروز به يك ناخداي حقيقتاً جوان احتياج دارد.

2.

ما حالا ديگر بايد كار كردن زيرِ دستِ كوچك‌تر از خودمان را عميقاً ياد بگيريم.

3.

... (به خودش گفتم) ...

سه شنبه 8 آذر 1384

در زوال دوران كودكي دل‌شدگان

سه‌شنبه، 8 آذر 84

مهم‌ترين هدفت از شركت در اردوي جهادي؟

شايد در ظاهر، ما براي كمك به ديگران و كساني كه در رنج و سختي هستندبه اين سفر مي رويم. ولي به نظر من تأثيري كه اين اردوها روي خود بچه‌ها دارد، بيشتر از كمك اندكي است كه به ساكنان مناطق محروم مي شود. اين تأثير، خودشناسي و سپس خداشناسي است. من حداقل نسبت به خودم مطمئن هستم كه بعد از اين دو سال نسبت به نعمت هاي خدا بيشتر شاكر هستم.

چرا اسم اين اردو جهادي است؟

ما در اين سفر به جنگ مي رويم. با اين تفاوت كه به جاي دشمن واقعي، با سختي ها و محروميت ها مقابله مي كنيم. مي تواند تمرين خوبي هم باشد كه خودمان را محك بزنيم كه اگر خداي ناكرده جنگ شود حاضر هستيم در آن شركت كنيم و از مال و جانمان بگذريم. خداوند مي فرمايد: "انفقوا مما تحبون" يعني از آنچه دوست داريد انفاق كنيدو مطمئناً بچه ها تفريحات عيد و در كنار اقوام بودن را دوست دارند، اما به خاطر كمك به ديگران از آن چشم پوشي مي كنند.

مشكل اصلي محروميت ها را در چه چيزي مي بيني؟

بالاخره نمي شود وجود ظلم را انكار كرد. اما من معتقدم اگر حركت‌هاي جمعي مثل همين كاري كه بچه‌هاي مدرسه ي مفيد مي كنند بيشتر شود و خود مردم به فكر همديگر باشند تا حد زيادي مي‌توانيم از مشكلات كشور كم كنيم. مهم‌تر اين است كه اگر افرادي مثل ما در اين سن به فكر كمك به محرومان مي افتد به محض رسيدن به پست و مقام، اين روزها را از ياد نبرند.

يادم هست پيرمردي در بوشهر به من گفت: «پسرم! اميدوارم از سر بيكاري نيامده باشي اينجا. و اگر يك روز مدير جايي شدي باز هم به ياد محرومان باشي.»

كار مدرسه را تا چه حد مؤثر مي داني؟

همان‌طور كه قبلاَ گفتم مهم‌ترين تأثيرش روي خود بچه هاست كه از لحاظ معنوي ساخته مي شوند. اما از ديد كمك به مناطق محروم اولين تأثيرش در بين خانواده هاي ماست. مثلاً خواهر من و چند تا از دوستانش به كمك به مردم علاقه مند شده اند. دومين تأثير در اقوام و فاميل هاست كه وقتي جاي خالي ما را در ايام عيد مي بينند و از پدر و مادرها در اين باره سوال مي كنند نسبت به اين مساله حساس مي شوند و به فكر مي افتند. تأثير ديگر هم روي مدارس ديگر و حتي ساكنان ديگر خود شهرهايي كه به آنجا سفر مي كنيم.

موقع زلزله ي بم چه احساسي داشتي؟

من چون قبل از زلزله به بم سفر كرده بودم، هم خيلي دلم سوخت هم بيشتر از هر چيزي به فكر معاد افتادم و اينكه هيچ چيز پايدار نيست، حتي بنايي كه ساليان سال باقي مانده بود.

حست نسبت به كساني كه كمكشان مي‌كني؟

بيشتر دلم به حال خودم سوخته تا آنها. چون در آنجا كساني را ديدم كه استعداد زيادي داشتند. حتي بيشتر از من و دوستانم، با اين حال چون امكانات در اختيارشان نبود خيلي در سختي به سر مي بردند. بعد به اين فكر افتادم كه چرا من از موقعيتي كه دارم درست استفاده نمي كنم.

اينها همان جواب‌هايي هستند كه اگر چندين سال پيش از ما اين سوال‌ها را مي‌كردند در پاسخ مي‌گفتيم. خب حالا را نمي‌دانم كه وضع چقدر فرق كرده يا نكرده يا اصلا اگر فرق كرده خوب است يا بد است، ولي احساس مي‌كنم كه اين تفاوت ايجاد شده و مبدأ ميل ما جهادي رو ها عوض شده. باز نمي‌دانم اين تغيير آگاهانه بوده يا اينكه نا خواسته اين تغييرات را پذيرفته ايم، ...

پي‌نوشت:

* گردي در افق به پا شده است و سواري خواهد رسيد. آهسته آهسته؛ ان‌شاءالله

** امام خميني: اميد من به شما دبستاني هاست.

*** از مزاياي زوال دوران كودكي يكي اين است كه آدم ديگر به كسي كولي نمي‌دهد!

**** تا حاجي رو داري، از چي غم داري؟

سه شنبه 10 آبان 1384

ادهوكراسي

مقداد رستمخاني

مطالبي كه تاكنون در دل‌شدگان با رويكرد شناخت بهتر اصل اردوي جهادي منتشر شده، از زواياي مختلفي به اين حركت توجه داشته است. اما تاكنون كمتر به ساختار برگزاري و راه اندازي حركت جهادي پرداخته شده است.

مطلب حاضر قصد دارد هر چند كوتاه به بررسي ساختار حاكم بر فعاليت جهادي بپردازد.

***

تقريبا همه دوستاني كه به نحوي با اين حركت در ارتباط بوده اند اذعان دارند كه اين حركت تأثيرات شگرفي را چه در بعد داخلي و چه در بعد خارجي بر جاي مي گذارد.

تأثير در نوع نگاه حاضران در اردو به استعدادهاي مناطق مختلف كشور

تأثير در سطح زندگي محرومين

تأثير در نگاه مسئولين كشوري و منطقه اي به تأثيرگذاري فعاليت هاي داوطلبانه

و و و...

اما چرا و چگونه؟

در ساختار اين حركت چه نكاتي وجود دارد كه باعث چنين تأثيرات شگرف و در عين حال سريعي مي‌گردد؟

براي شناخت بهتر اين حركت ناگزيريم تا روند فعال سازي هر ساله اين حركت را بررسي كنيم.

در مقطع خاصي از سال ( اوايل آبان ماه تا اوايل تيرماه) عده اي از افراد كه در سال هاي قبل از بركات اين حركت بهره مند شده اند به فكر راه اندازي جلسات مجمع اردوي جهادي افتاده و با اطلاع رساني، آغاز فعاليت مجمع اردوي جهادي را به اطلاع بقيه دوستان مي رسانند. طبيعي است كه طي سال‌هاي گذشته با وجود و حضور كاراكتري در جايگاه دبير مجمع، اين اطلاع رساني از طريق ايشان صورت مي پذيرد، گر چه يادآوري مقطع زماني و فشارهاي وارده از طريق ديگر دوستان در راه اندازي حركت بي تأثير نيست.

بحث مقطع زماني آغاز فعاليت اين حركت تأثير بسزايي در كيفيت و روند فعال سازي حركت دارد. يعني با هر چه نزديك شدن به مقطع زماني برگزاري اردو احساس ضرورت و فوريت در پيگيري امور بيشتر احساس مي گردد. اين مقطع زماني خاص است كه افراد را مجاب مي نمايد كه بحث حركت جهادي را در اولويت بالاتري در برنامه هاي خود قرار دهند و به صورت هيجانات هفتگي و ماهيانه به آن ننگرند. در هر صورت داوطلبانه و غيرمعمول بودن اين فعاليت براي افراد جذبه ايجاد كرده و آنان را به پيگيري بحث ترغيب مي نمايد.

در واقع روحيه اشتياق، تجربه اندوزي و فوريت باعث آغاز فعاليت مي گردد.

گرچه سال هايي هم وجود داشته است كه جلسات اوليه مجمع در مقاطع زماني بسيار زودتر از آبان ماه آغاز گرديده است، ولي در بهترين حالت ممكن اين جلسات به بحث در مورد مباني تئوريك و ساختارهاي اين حركت پرداخته است و وارد مسائل اجرايي نگرديده است.

اما چرا مجمع و آن هم با تركيبي سيال؟

اگر به شركت كنندگان در اردوي جهادي به عنوان صاحبان اصلي اين حركت بنگريم، نيك درمي يابيم كه مشاركت هر چه بيشتر اين افراد در اخذ تصميمات، علاوه بر اين كه باعث حمايت بيشتر شركت‌كنندگان در اردو از تصميمات اجرايي حين انجام كار خواهد شد، باعث اخذ تصميمات خردمندانه تري در روند برگزاري مجمع نيز مي گردد. زيرا اين افراد همان كساني هستند كه بايد با نتايج اين تصميمات مدتي را به سر برند. بنابراين سعي در ساختن خردمندانه ترين تصميمات را در ذهن خود خواهند داشت. با اين روش تمامي كساني كه به نحوي در نتايج سهم دارند، از همان ابتدا مشاركت داشته و كيفيت برنامه‌ريزي را بهبود خواهند بخشيد. فعاليت هايي كه اين چنين سازماندهي مي شود، از نظر طراحي و كنترل روند دشواري را طي مي كنند. اما در نهايت با نتايج شگفت آوري همراه خواهند بود. زيرا اولاً اين روش نوآوري بيشتر سيستم را به همراه خواهد داشت. ثانياً در اين روش معمولاً زمان و نيروي كمتري صرف شناسايي قابليت ها خواهد شد و ثالثاً فعاليت هايي كه همه در آن مشاركت دارند معمولاً از شأن اجرايي بالايي برخوردار است. بزرگترين امتياز اين روش استفاده از خرد جمعي در اخذ تصميمات مي باشد.

با آغاز فعاليت مجمع و در چند هفته اول جهت ايجاد ساختارهاي حداقلي جهت اداره جلسات و ايجاد تصميمات، قوانيني در قالب آيين نامه هاي اجرايي تدوين و به تصويب مي رسد تا روند امور را سر و شكل دهد.

طي سال هاي اخير اين مباحث در قالب بررسي، تصحيح و تصويب مجدد آيين‌نامه‌هايي كه در سال‌هاي گذشته مورد استفاده بوده است، پيگيري گرديده است.

البته بايد همواره در نظر داشت كه به خاطر نوع فعاليت و تصميماتي كه معمولاً در مجمع اخذ مي گردد، اطلاع رساني كامل و شفاف زمينه هاي اخذ تصميمات براي افرادي كه به هر دليل در روند جلسات مشاركت نداشته اند بسيار مهم بوده و از اصطكاك هاي بعدي افراد و جريانات با تصميمات مجمع جلوگيري خواهد كرد.

نكته ديگري كه در مورد برگزاري جلسات مجمع بايد مدنظر داشت اين است كه گر چه برگزاري جلسات منظم نشان از اهميت موضوع در ذهن شركت كنندگان در جلسات دارد، اما نبايد فراموش كرد كه صرف برگزاري جلسات اگر با پيگيري هاي بين جلسه اي همراه نباشد، گر چه ظاهراً نشان دهنده ي پيشرفت كار است اما پيشرفت واقعي را به دست نخواهد داد و كار اردو به تدريج از نفس خواهد افتاد، و البته اينجاست كه نقش راهبردي دبير مجمع هويدا مي گردد.

بعد از اين مرحله نوبت به بررسي گزينه هاي مطرح از نظر مكاني جهت برگزاري اردو مي رسد. افراد مختلف با رويكردهاي مختلف اقدام به پيشنهاد گزينه هاي متعدد براي برگزاري برنامه مي كنند. اما تجربه نشان مي دهد معمولاً گزينه هايي از طرف مجمع مورد مداقه ي بيشتر واقع مي شود كه اطلاعات بيشتري از آنها در اختيار باشد و اين اطلاعات حاصل ارتباطاتي است كه از طرف پيشنهاد دهندگان آن گزينه قبلا برقرار گرديده و پيگيري شده است. اين برهه ي زماني بيشتر صرف گردآوري، تجزيه و تحليل و آزمودن اطلاعات مي شود كه با سفر نمايندگان مجمع به مناطق مورد نظر و ارائه ي گزارشات اين نمايندگان به مجمع به اوج خود مي رسد.

از اين مرحله به بعد مجمع با اولويت بندي گزينه هاي مطرح جهت برگزاري اردو كار پيگيري منابع و ارتباطات را در دستور كار خود قرار مي دهد. بسته به اينكه مسئولين اردو مشخص شده باشند يا نه كار از طريق ايشان و يا نمايندگان يا كميته هاي مستقل پيگيري مي گردد و اين امر نشان از رويكرد مديريتي حركت جهادي به مديريت خودگردان دارد كه اين نيز خود حاصل مدت زمان محدود و حجم زياد فعاليت ها مي باشد.

گر چه بايد در تعيين تركيب كميته ها و نمايندگان جهت پيگيري امور در نظر داشت كه افرادي كه احتمال پذيرش مسئوليت از طرف آنها در هر سطحي بيش از ديگران احساس مي گردد، در اولويت انتخاب ها قرار گيرند.

در اين مرحله مجمع به آرامي در راستاي انتخاب مسئول مسافرت گام بر مي دارد. باز هم گزينه هاي مختلف و در سال هاي اخير بعضا بسيار متعدد از طرف افراد مجمع پيشنهاد شده و مورد بررسي قرار مي گيرد. در واقع در اين مرحله مجمع با تجسم اردويي ايده آل در مقابل خود مسئوليت كلي برگزاري اين اردو را كه شامل برخي اختيارات وسيع نيز مي باشد به فرد و به تبع او به دستيارانش مي سپارد.

بايد در هنگام اين انتخابات در نظر داشت كه افرادي كه برنامه ها را پيشنهاد كرده و در جلسات و فعاليت ها مشاركت بيشتري داشته اند طبيعتاً رغبت و اهتمام بيشتري به برگزاري مطلوب اردو خواهند داشت و به دليل شناخت بيشتر مجمع از آنها و شناخت بيشتر آنان از خواست هاي مجمع بيشتر مورد اطمينان خواهند بود.

به خاطر نوع حركت، انتخاب فرد يا افرادي كه توانايي اخذ تصميمات بزرگ در زمان كوتاه را دارا بوده و از قدرت و توان تحمل فشار هاي روحي و جسمي حاصل از فعاليت هاي مختلف مورد نياز حركت برخوردار باشند، مهم ترين شاخصه اين انتخاب ها مي باشد.

تأييد دستياران و معاونين مسئول اردو از طرف مجمع نيز تأثير شگرفي بر سطح پشت گرمي اين افراد به حمايت هاي مجمع در مواقع لزوم داشته و در واقع مهر تأييد اوليه اي به تصميمات اين افراد در حين اجراي برنامه ها مي باشد.

از اين مرحله به بعد حركت به پيگيري تمام وقت حداقل تعداد انگشت شماري از مسئولين و نمايندگان نيازمند است. هيچ چيز به اندازه ي پيگيري موثر نبوده و هيچ چيز به اندازه عدم تمركز بر منابع كشنده نخواهد بود.

نكته قابل اشاره در اينجا بحث پيگيري مجمع نسبت به فعاليت هاي مسئولين و همچنين گزارش دهي مسئولين به مجمع مي باشد. گرچه هدف نهايي كار برگزاري يك اردوي ايده آل طبق نظر مجمع بوده و هدف ارائه هزاران صفحه گزارش صرف نمي باشد، اما ناگفته پيداست كه پيگيري امور از طرف مجمع كه طي چند سال اخير به صورت انتخاب شوراي نظارت نمود پيدا كرده است امكان خطا و انحراف در پياده سازي نظرات مجمع در حين اجرا را كاهش مي دهد و گزارش دهي مسئولين به مجمع پشتوانه ي حمايتي مجمع از مسئولين را افزايش خواهد داد.

اين روش مديريت، كه داراي ساختاري با حداقل بروكراسي و حداكثر دمكراسي با رويكرد استفاده از تيم هاي كوچك و خودگردان است، مختص فعاليت هايي تحول آفرين بوده و در سازمان هاي بسيار بزرگ نيز مورد توجه قرار دارد.

ادهوكراسي (ويژه سالاري) ساختار سازماني قدرتمندي جهت ايجاد تغييرات سريع (كه عمده ترين رويكرد فعاليت جهادي است) مي باشد.

ويژه سالاري يعني آن ساختار سازماني كه براي رسيدن به سطحي جديد با ديوان سالاري به مبارزه بر مي خيزد. ساختار سازماني ويژه سالار قدرتمندترين ابزار براي ايجاد تحول موثر محسوب مي شود و سازماني كه بتواند يك فعاليت ضربتي را هدايت كند، آن را در مسير نگاه دارد و بدون بر هم زدن ساختار ديوان سالارانه ي صحيح، نتايجي حاصل كند، سازماني با آينده ي نويد بخش خواهد بود. براي ايجاد تحول بايد حد و مرزهاي معمول ديوان سالاري را ناديده گرفت. براي ايجاد تحول، سازمان‌ها بايد ويژه سالاري را با كارِ تيمي اجرا كنند. تيمي كه در ساختار ويژه سالاري، خوب اداره مي شود، چند مشخصه دارد كه آن را براي ايجاد تحول، به صورت سازماني ايده آل در مي آورد.

اول اينكه همانند خود تحول، تمام خطوط و مرزهاي معمولي را كنار مي گذارد. دوم اينكه اين تيم پروژه خوب مديريت شده، به منظور ايجاد تحول طراحي شده است و يكي از متداول‌ترين مشكلات مديريت را كه استراتژي بزرگ با اجراي معيوب است، حل مي كند. سوم اين كه تيم خوب مديريت شده، مستقيماً به چيزي كه دشمن همه است يعني عدم ارتباطات، حمله مي كند. با مشاركت گسترده ي افراد، مي‌توان به دركي وسيع و عميق از تصميمات اتخاذ شده، در طي راه دست يافت. ايجاد تحول به اين شيوه مغايرتي شديد با ميراث ديوان سالاري، يعني سبك هرمي مديريت كه در آن دستورات از بالا به پايين ديكته مي شود، به وجود مي آورد. اگر افراد سيستم ديوان سالاري مطلع نشوند كه تيم ويژه سالارانه در حال انجام چه كاري است و چرا در پي انجام آن است، به طرق مختلف سعي مي كنند كه ويژه سالاري را با شكست رو به رو كنند. در هر حال، ويژه سالاري به دليل اينكه به آساني مي تواند از مسير خود خارج شود، نياز به نظارت دارد.

پنجشنبه 28 مهر 1384

درباره‌ي معاونت هماهنگي

حسام الدين چهرآزاد

بدون شك برگزاري و راه‌اندازي هر مسافرت جهادي مستلزم انجام يك‌سري هماهنگي¬ها در زمينه¬هاي مختلف مي¬باشد. اين هماهنگي‌ها گاه آن‌قدر حجيم به نظر مي¬رسند كه جايگاه جداگانه¬اي را براي خود به ارمغان مي¬آورند و معاونت هماهنگي همان جايگاهي است كه در سيستم اداره مسافرت معنا و نمود پيدا مي¬كند. هرساله با توجه به حجم كارهاي اردو، سيستم اداره مسافرت گسترده¬تر و كارهاي آن سنگين‌تر مي¬شود و به همين ترتيب وظايفي كه هر كدام از معاونت‌ها بر عهده مي¬گيرند بيشتر و مشكل‌تر مي¬شود.
بخش نخست از فعاليت اين معاونت كه در بالا نيز بدان اشاره مختصري شد مربوط به امور ارتباطات مي¬باشد. ارتباطات مجموعه به دو بخش داخلي و خارجي تقسيم مي¬شود. بخش داخلي همان‌طور كه از نام آن مشخص است در حقيقت معرف چگونگي تعامل معاونت‌ها با يكديگر و ارتباطات داخلي سيستم مسافرت مي¬باشد كه گاهي در قالب نامه¬هاي داخلي (كه به علت كم¬كردن حاشيه¬هاي مسافرت كمتر لحاظ مي¬شود) مطرح مي¬شود. ولي تمامي اين ارتباطات توسط اين معاونت مستند مي¬شود و مي¬تواند در آينده مورد بازبيني و بهره‌برداري قرار گيرد. ارتباطات خارجي كه حجم عظيم فعاليت‌هاي اين معاونت را در بر مي¬گيرد شامل برقراري هرگونه ارتباط با مجموعه¬هاي خارجي اردو (حقيقي يا حقوقي) مي¬باشد. اين نوع ارتباطات معمولاً در دو قالب نامه¬ها و ارتباطات شفاهي (ملاقات‌هاي حضوري يا تلفني) برقرار مي¬شوند.
ملاقات‌هاي حضوري بيشتر براي آشنايي، معرفي و شناساندن مجموعه و همچنين ارائه گزارش‌هاي گذشته مسافرت¬ها به نهادها و افراد حقيقي ترتيب داده مي¬شود و ارتباطات تلفني به منظور پيگيري كارها در مرحله بعدي، براي اطلاع از روند كارها و نتايج مذاكرات و درخواست‌ها برقرار مي¬شود.
قالب ديگر "نامه¬هاي" مسافرت است و در آنها سعي مي‌گردد تا با معرفي كوتاهي از مجموعه، درخواست‌ها مطرح گردد. در اين قالب معمولاً نتايج، صريح¬تر مشخص مي¬گردند و البته طي روال اداري نامه¬ها براي حصول نتيجه، مخصوصاً در ماه‌هاي پاياني سال، كمي مشكل آفرين و زمان‌بر است. اما منطقي¬ترين و مطمئن¬ترين راه براي برقراري ارتباط كاري با نهادها و مجموعه¬هاي دولتي همين راه است.
هرساله تعدادي روابط جديد با افراد حقيقي يا مجموعه¬هاي حقوقي برقرار مي¬شود كه طي اين ملاقات‌ها با ارائه‌ي گزارش اردوهاي قبلي و معرفي مجموعه، دريچه‌هاي تازه‌اي بر روي پيگيران اردوي جهادي گشوده مي‌شود.
بخش دوم فعاليتهاي معاونت هماهنگي همان طور كه اشاره شد مربوط به امور حمل و نقل مي¬باشد. اصولاً تعريفي كه براي قسمت حمل و نقل شده، شامل دو قسمت مجزاست و اين دو عبارتند از:
حمل ونقل خارج اردو
حمل ونقل داخل اردو
حمل و نقل خارج اردو محدود به تهيه وسايل رفت و آمد شركت كنندگان از تهران به محل اردو و برگشت از محل اردو به تهران است. اين بخش همواره قسمت اعظمي از هزينه¬هاي اردو را دربرمي¬گيرد و به همين منظور بررسي دقيق و تلاش فراواني براي آن صورت مي¬گيرد تا همواره در حد امكان هزينه¬ها كم و ايمني و رفاه افزايش يابد. هواپيما، قطار و اتوبوس سه وسيله قابل بررسي براي رفت و آمد هستند. هواپيما به لحاظ مبلغ بليط آن همواره جزء پرهزينه¬ترين وسيله رفت و آمد بوده؛ گرچه تاكنون براي رفت و آمد اردو از هواپيماهاي مسافربري استفاده نشده و همواره هواپيماهاي نظامي براي اين منظور به كار ‌گرفته‌شده‌اند؛ اما نكته¬اي كه توجه به آن لازم است اين است كه با توجه به تعداد شركت¬كنندگان ممكن است براي مسافت¬هاي دور با قيمت اتوبوس نيز برابري كند و حتي ارزان‌تر تمام شود.
مسافت‌هاي طولاني به لحاظ خستگي كه براي شركت¬كنندگان در پي خواهد داشت از حيث تأمين وسيله رفت و آمد قابل تأمل و بررسي هستند و از هواپيما بيشتر براي اين سفرها استفاده مي¬شود. گرچه شرايط منطقه¬اي نيز عامل مهمي در تصميم¬گيري خواهد بود. البته تدارك و تهيه اين وسيله، به لحاظ ارتباطي كه هر سال بايد با مسئولين سپاه برقرار شود بسيار مشكل است و در اغلب اوقات منتج به نتيجه نمي¬شود و تنها راه باقيمانده دو وسيله ديگر است كه آنها نيز بسته به شرايط منطقه¬اي متغير مي¬باشد.
به لحاظ پراكندگي و موقعيتي كه شهر¬ها و مناطق محروم در كشور دارند اغلب امكانات مناسبي براي سفر به آنها در دسترس نيست و قطار نيز از اين امر مستثني نيست. متأسفانه شبكه ريلي در كشور ما از وسعت قابل قبولي برخوردار نيست و همين امر كار ما را براي استفاده از اين وسيله براي سفر مشكل مي¬كند. البته اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه به دليل موقعيت زماني سفرهاي جهادي (ايام ابتدايي سال)، تهيه اين وسيله با مشكلات خاص خود روبرو است و همواره براي مجموعه در پرده¬اي از ابهام قرار داشته است. زيرا طبق قوانين شركت قطارهاي مسافربري، سفرهاي گروهي با قطار در بازه¬اي كه اردوهاي جهادي نيز شامل آن مي¬شود ممنوع مي¬باشد و اين امر مسئولين اردو را با بحران مواجه مي¬كند.
اما با توجه به تمامي جوانب امر، مزاياي سفر با قطار را نمي¬توان ناديده گرفت. قيمت مناسب و حداقل، امنيت كافي، خستگي كمتر نسبت به اتوبوس، رفاه نسبي و ... از دلايلي است كه در صورت وجود شرايط مساعد، هرساله تهيه اين وسيله را براي مسئولين در اولويت قرار مي¬دهد.
در نهايت با توجه به تمام مطالب گفته شده بايد عنوان كرد كه انتخاب وسيله رفت و آمد به اردو تحت شرايط خاص هر اردو امكان¬پذير مي¬باشد و شرايط هر اردو با اردوي ديگر متفاوت است و مجموع اين شرايط است كه نوع وسيله را مشخص مي¬كند.
قسمت دوم يعني حمل و نقل داخل اردو به معناي تأمين وسيله‌ رفت و آمد گروه‌هاي كاري تا محل كار است. در بعضي از اردوهاي جهادي با توجه به گستردگي فعاليتها و حوزه¬هاي كاري، بعلت اينكه گاهي مسير محل اقامت تا محل كار گروه‌ها زياد است و امكان طي اين مسير به صورت پياده وجود ندارد. بايد نسبت به تهيه وسيله رفت و آمد از محل اقامت تا محل كار و بالعكس تدابيري انديشيد. تداركات كاري و رساندن امكانات رفاهي و كمبودهاي احتمالي كه ممكن است در حين كار به وجود بيايد نيز مستلزم در اختيار داشتن وسيله است و براي اينكه اين تداركات به صورت مطلوب و به موقع انجام بگيرد بايد برنامه¬ريزيهاي خاصي از طرف معاونت هماهنگي صورت گيرد و تهيه وسيله نقليه براي اين منظور را علاوه بر شرايط مذكور در دستور كار خود قرار دهد.
بخش ديگري از برنامه¬هاي اردو كه هميشه در اردوها به آن توجه مي¬شود برنامه¬هاي رفاهي و تفريحي است كه معمولاً در چند روز از اردو با برنامه¬ريزي قبلي انجام مي¬گيرد و به طور مثال يكي از اين برنامه¬ها، بازديدهاي فرهنگي از مناطقي است كه مي¬تواند ما را با جاي جاي كشور عزيزمان مأنوس¬تر نمايد و بازديد از آثار باستاني از آن دست است. اين‌گونه برنامه¬ها كه از طرف معاونت فرهنگي اردو برنامه¬ريزي و اجرا مي¬شود نيز از جمله امور مهمي است كه تدارك آن نيازمند فكر و برنامه¬ريزي بسيار است.
بخش سوم از وظايف معاونت هماهنگي كه در اردوي امسال به آن اضافه شده بود، تهيه و رساندن تداركات كاري و رفاهي مجموعه بود كه اين نيز نيازمند برنامه¬ريزي¬هاي خاص خود بود.
در هر حال اين وظايف معمولاً با يك سري راهكارها و پشتوانه¬هاي مديريتي و تجربي به نحو مطلوب، قابل انجام است.

ادامه "درباره‌ي معاونت هماهنگي" »

پنجشنبه 13 مرداد 1384

درباره‌ي معاونت فرهنگي داخلي


مهدي پورقربان

از اين شماره به اميد خدا قصد داريم كمي هم به جزئيات فعاليت‌هاي معاونت‌هاي مسافرت جهادي بپردازيم. در اين زمينه سعيمان بر اين است تا از نظرات افراد با تجربه و صاحب‌نظر در هر معاونت استفاده كنيم.
در اين هفته نوشته‌ي آقاي پورقربان (معاونت فرهنگي داخلي جهادي دلوار 84) را با اندكي تلخيص و ويرايش با هم ‌خوانديم. اصل اين متن براي ثبت در گزارش داخلي مسافرت جهادي 84 نوشته شده است. اين گزارش هم‌اكنون در دست تدوين است.


مقدمه‌اي در تحديد و تهديد خوانندگان احتمالي اين نوشتار!
آن چه در پي اين مقدمه مي‌آيد، مي‌بايست دستورالعمل نسبتاً جامعي در مورد ابعاد و اندازه‌هاي كار فرهنگي در مسافرت‌هاي جهادي باشد. اما اين‌گونه نيست.
اين نوشته، صرفاً مجموعه‌ي سعي و خطاهايي است كه در سال‌هاي اخير در حوزه‌ي معاونت فرهنگي مسافرت‌هاي جهادي فارغ‌التحصيلان مفيد 1 انجام شده و پس از مسافرت جهادي دلوار به منظور رفع پاره‌اي از مشكلات و معضلات، تصميم به تدوين آن گرفته‌ايم.
اين تجربيات، وحي منزل نيست. كامل و خالي از اشكال هم نيست. در اين‌جا برادرانه از خوانندگان اين جزوه‌ مي‌خواهيم كه به هيچ وجه خودشان را به دسته‌بندي‌ها، تعاريف و جزئيات اشاره شده در اين‌جا محدود نكنند. چون در صورت ايجاد نگرشي بسته و غيرقابل انعطاف نسبت به محتواي اين جزوه، يقيناً صدمات جبران‌ناپذيري به روح و جسم معاونت فرهنگي در سال‌هاي آتي وارد خواهد شد. كار فرهنگي قاعده و فرمول‌بردار نيست و در هر لحظه و به فراخور شرايط زماني، مكاني و انساني، بايد تصميمات جديدي گرفت و فعاليت‌هاي جديدي تعريف كرد.
اميدواريم همتتان آن چنان بلند باشد كه حتي ته‌مايه‌هاي اين گزارش،‌ تأثيري در تعريف اسكلت‌بندي اصلي فعاليت شما نگذارد. چون اگر ريشه و‌ بدنه‌ي كارتان اين‌چنين بود، شاخ و برگ و ثمرات آن نيز لاجرم اين‌‌چنين خواهد بود.

در ذكر دلايل اثباتي وجود معاونت فرهنگي (اعلي‌الله شأنها و قدرها)
با نگاهي گذرا به تاريخچه‌ي پر فراز و نشيب مسافرت‌هاي جهادي مفيد و فارغ‌التحصيلان آن، درمي‌يابيم كه بعد از «محروميت‌زدايي و عدالت‌خواهي»، همواره دومين‌ ركن ركين برگزاري اين مسافرت‌ها «ايجاد فرصت خلوت، خودسازي و تحصيل معرفت عملي» بوده‌است. البته اين مسئله‌ي دوم، به نوعي تأثير ذاتي همان فعاليت اول است و نفس حضور مسافرين جهادي در منطقه‌اي محروم و به دور از اشتغالات و ابتلائات زندگي روزمره‌ي شهري، با وجود زمينه‌ي مذهبي و توجهات خاص، در نهايت به اين نتيجه منجر خواهد شد.
اما با گذشت زمان، دست‌اندركاران مسافرت به اين نتيجه رسيدند كه مي‌توان با برنامه‌ريزي و انجام فعاليت‌هاي جانبي خاص، هم شكل و شمايل اين هدف دوم را منسجم كرد و هم خير و بهره‌اي از اين حال و هواي دروني، به جمع بيروني مسافرت در منطقه منتقل نمود. در نتيجه به تدريج جايگاهي به نام معاونت فرهنگي شكل گرفت و دسته بندي و شرح فعاليت‌هاي اين معاونت توسط فعالين در همين بخش مشخص شد.
در ابتدا برگزاري مراسم‌هاي شبانه و انديشيدن تدابيري براي پر كردن اوقات فرغات شركت‌كنندگان در اردو مورد توجه قرار مي‌گيرد و سپس با منسجم شدن فعاليت‌هاي داخلي، انجام فعاليت‌هاي فرهنگي در طول روز و حتي به صورت گروهي مستقل و جداگانه، موازي با فعاليت‌هاي عمراني، تعريف مي‌شود.
در چند سال گذشته حدود وظايف و اختيارات اين معاونت هم‌چنان افزايش مي‌يابد. تا آن‌جا كه تعداد نفرات و حجم فعاليت‌هاي دو حوزه‌ي داخلي و خارجي مسافرت براي مسئولين فرهنگي ايجاد مشكل مي‌كند. در حين برگزاري مسافرت جهادي بم، نوروز 83، و بعد از آن، زمزمه‌هايي مبني بر جداسازي دو قسمت داخلي و معاونت فرهنگي به گوش مي‌رسد و در نهايت با تشكيل كادر مسافرت جهادي دلوار، عملاً دو نفر براي پي‌گيري مستقل كار فرهنگي داخلي و خارجي معين مي‌شوند.
با نگاهي به وضعيت موجود و ارائه‌ي تحليلي گذرا، به اين نتيجه مي‌رسيم كه سيستماتيك كردن فعاليت هاي فرهنگي به همراه فوايد فراوان، معايبي هم داشته است و اين محاسن و معايب در آخرين نسخه از اين تعريف سيستمي نيز مشاهده مي‌شود. اما پرداختن دقيق‌تر به اين مسئله را به بخش ديگري وا مي‌گذاريم.

درباره‌ي حوزه‌ي فعاليت‌هاي فرهنگي داخلي مسافرت جهادي
اولين تجربه‌ي استقلال فرهنگي داخلي از خارجي، نشان داد كه اين تعريف‌ جديد، تا حد زيادي سطح توقعات مخاطبين اصلي اين بخش را بالا مي‌برد. از سويي اين توجه خاص به فرهنگي داخلي، برخي از توقعات نابجا را توليد مي‌كند و همچنين انجام فعاليت‌هاي فرهنگي را، كه علي‌الاصول مي‌بايست در ميان جمع مسافرت تقسيم شود، به تعداد افرادي محدود و از پيش معين منحصر مي‌كند.
از سوي ديگر، توجه خاص به فرهنگي داخلي باعث تخصيص بودجه‌ و نيروي انساني جداگانه مي‌شود و تا حد زيادي نظم و حجم فعاليت‌ها را افزايش مي‌دهد.
اين مزايا و معايب در كنار يكديگر موقعيت جديدي مي‌سازند كه بايد براي استفاده از آن برنامه‌ريزي دقيقي انجام شود.

با در نظر گرفتن فراز و نشيب‌هاي هر مسافرت و اتفاقات و حوادث پيش‌بيني نشده، همچنين سپري شدن زمان و ترس از روزمرگي و كسالت و فرسودگي جمع، موقعيت حساس فرهنگي داخلي ترسيم مي‌شود. فرهنگي داخلي مدام بايد در پي از بين بردن تبعات منفي عوامل ذكر شده و به وجود آوردن اثرات مثبت در جمع داخلي مسافرت باشد. حجم كارها زياد است و برنامه‌ريزي دقيقي مي‌طلبد كه اولاً تضاد و تناقض نداشته باشد و ثانياً بتواند به صورت موازي و در كنار هم پيش برود.
توجه داشته باشيد كه ما ناگزير از انجام اين حجم بالاي فعاليت در فضاي داخلي مسافرت هستيم. پس برنامه‌ريزي و اتخاذ تدابير مديريتي لازم و ضروري است.

اما در مديريت داخلي فضاي مسافرت دو روش عمده وجود دارد. (طبيعتاً شما مقدمه‌ي بالا را از ياد نبرده ايد و خودتان به دنبال روش سوم خواهيد گشت!)

1- برنامه‌ريزي و مديريت:
شما مسئول كليه‌ي امور اجرايي هستيد. با نيازسنجي‌هايي كه از قبل انجام داده‌ايد و شناسايي فرصت‌ها و تهديدها، در يك سيستم هزينه-فرصت تصميم گيري مي‌كنيد. دائماً با نفرا اجرايي سر و كله مي‌زنيد و وقتتان را به انجام كارها سپري مي‌كنيد.


2- محوريت و جريان‌سازي:
كليه‌ي امور اجرايي تقسيم شده و هر كدام مسئول مستقيم دارد. در اين سيستم برنامه‌ريزي و مديريت براي شما وقت‌گير نيست و بيش‌تر از آن كه به نحوه‌ي اجراي برنامه‌ها فكر كنيد، مسئول كنترل و جهت‌دهي كارها خواهيد بود.

انتخاب هر يك از اين دو سيستم به ويژگي‌هاي شخصي و به خصوص روابط عمومي شما بستگي دارد و هيچ‌كس نمي‌تواند به طور انحصاري از يك روش تبعيت كند. اما به عنوان جمع‌بندي مي‌توان پيشنهاد داد كه به جاي اين كه در دام روش اول گير كنيد و سيستم تار عنكبوتي دردسر سازي شكيل دهيد و به جاي آن كه در آتش آرزو و حسرت روش قدرتمندانه‌ي دوم بسوزيد، به فكر راه سوم باشيد كه تلفيقي از اين دو روش است. راه سوم را شما با توجه به توانايي‌هاي خود و شرايط زماني، مكاني و انساني انتخاب مي‌كنيد و يقيناً بهترين روش براي شما همان است.

وظايف، اهداف و سياستهاي كلي معاونت فرهنگي داخلي
اهداف و سياستگذاري كلي فرهنگي مسافرت توسط شورايي منتخب از طرف مجمع مسافرت جهادي فارغ التحصيلان تعيين مي‌شود. اين شورا در سال 84 از دو نماينده سيستم مسافرت، يك نفر از دوره جديد و چهار نفر به انتخاب مجمع تشكيل گرديده بود،كه حضور افراد داراي تجربه و بزرگتر در كنار افراد جوان و پر انرژي و انگيزه موجبات پختگي و قوام سياستهاي فرهنگي را تضمين مي‌نمود. اين شورا سياستهاي كلي فرهنگي مسافرت را تدوين و به معاونت فرهنگي پيشنهاد ميدهند.
به طور كلي اهداف و وظايف موجود در فرهنگي داخلي را مي توان اينگونه برشمرد:

1- تقويت جنبه هاي فرهنگي جمع مسافرت:
مهمترين وظيفه معاونت فرهنگي داخلي تقويت مولفه هاي فرهنگي يك جمع جهادي است، در اين راستا كارهاي زيادي ميتوان تعريف و ارائه كرد، سامان دادن برنامه هاي هنري(پخش فيلم و ...)، مذهبي(برگزاري منسجم نمازهاي جماعت، و مراسم مذهبي نظير زيارت عاشورا و دعاي كميل و...)، ورزشي(مسابقات ورزشي) و ...از اين قبيل اند. هرگونه فعاليت ديگري هم كه از بار فرهنگي برخوردار باشد داراي اين اهميت مي‌باشد.

2- زمينه سازي براي استفاده بهينه از اوقات فراغت:
بديهي است كه تمام وقت مسافرين جهادي صرف بيل زدن نمي شود و بعد از ساعات كاري مدت زمان زيادي وجود دارد كه اگر به ازاي يك مسافرت مقدار آن را به نفر ساعت محاسبه كنيم سر به فلك مي كشد. هر كدام از بچه ها ممكن است روشي را براي پر كردن اين اوقات انتخاب كنند، از كتاب خواندن و صحبت با يكديگر گرفته تا بازي هاي جمعي و...! اما نقش معاونت فرهنگي داخلي اين است كه زمينه هايي را ايجاد نمايد تا در هر ساعت از مسافرت امكان پر شدن اين اوقات به صورت بهينه وجود داشته باشد.

3- رفع خستگي و ايجاد نشاط و شادابي:
يكي ديگر از اهداف و وظايف معاونت فرهنگي داخلي، كه از جمله مهمترين ها و جذاب ترين وظايف است همين ايجاد نشاط است، خستگي روزهاي كاري و فرسايشي شدن آن در روزهاي آخر سفر يكي از چيزهايي است كه معاونت فرهنگي وظيفه مقابله مستقيم با آن را دارد و بايد در رسيدن به آن تلاش كند. كه درقسمت بعدي بعضي از روشهاي اين مقابله متذكر خواهيم شد.

4- ايجاد روحيه ي همدلي و همكاري در جمع داخلي اردو:
مي توان ادعا كرد ضامن بقاي مسافرت جهادي بعد از توجهات حضرت حق، دوستي ها و رفاقت هاي موجود در بين شركت كنندگان مسافرت است، اين دوستي ها بعد از تمام شدن مسافرت ادامه مي‌يابند و منشاء بسياري بركات مي شوند، اين پيوند مودت و دوستي يكي از مهمترين جنبه هاي مسافرت را تشكيل ميدهد و معاونت فرهنگي داخلي قطعا مي تواند در تقويت اين ارتباط موثر باشد.

5- اطلاع رساني:
رساندن بعضي اخبار، اطلاعات، توصيه ها و هشدار هاي داخلي اردو هم از وظايف معاونت فرهنگي داخلي است، كه معمولا از طريق نشريات صورت مي پذيرد كه البته يكي از مهمترين وظايف معاونت به شمار مي‌رود.

6- بالا بردن آگاهي‌هاي جمعي و فردي (استفاده از پتانسيل‌هاي دانشجويي جمع) :
جمع فارغ‌التحصيلان به دليل ماهيت دانشجويي كه دارد مي‌تواند محلي براي انتقال تجارب و تضارب آراء بين افراد باشد، استفاده از اين پتانسيلهاي موجود در جمع نيز بر عهده ي اين معاونت است كه معمولا توسط نشست ها، تحليل فيلمها و ... تحقق مي‌يابد.

7- پرورش خلاقيت‌ها و انتقال تجربيات:
يكي ديگر از مهمترين وظايف اين معاونت انتقال تجارب معاونت فرهنگي به ديگران حاظر در مسافرت است كه بتوانند سالهاي بعد جاي فرد معاون را بگيرند، اين كار از طريق مسئوليت دادن و ميدان دادن به اين افراد، البته در حد متعادل قابل انجام است.

سه شنبه 21 تیر 1384

اسطوره‌ي بي بال پريدن


اين متن به سفارش گروه جهادي دانشگاه علم و صنعت ايران در خرداد 84 نوشته شده است. اين گروه، هم‌اكنون در تدارك برگزاري دومين مسافرت جهادي خود در تابستان 84 هستند.

جهادي چيست و چرا به آن عشق مي‌ورزيم؟
سلام؛
خيال نكنيد اين نوشته قرار است مانيفيست يا مرامنامه‌ي «مسافرت جهادي» باشد. اين نوشته، بيانيه‌اي در رابطه با فقر و فساد و تبعيض هم نيست. شعار و برنامه‌ي راهبردي و استراتژي هم نيست. اين نوشته صرفاً تلاش مي‌كند شما را با پديده‌اي به نام «مسافرت جهادي» آشنا كند و اصلاً هم برايمان فرقي نمي‌كند كه چند سالتان است، اهل كجاييد و يا دانش‌جوي چه رشته‌اي هستيد. حتي اين كه خواننده‌ي اين نوشته خانم است يا آقا براي ما مهم نيست. (ولو اين‌كه جهاد از گرده‌ي اناث ساقط باشد) ما تجربه‌اي داريم كه قرار است با شما قسمت كنيم. اگر خوشتان آمد، آن را پي مي‌گيريد و ياورمان مي‌شويد و اگر نه، همين هم‌صحبتي‌تان براي ما غنيمت است.

تعريف مسافرت جهادي:
«هنگامي كه عده‌اي آدم جوان (دانش‌جو يا غير‌دانش‌جو) پس از فراهم كردن مقدمات كار، به نقطه‌اي محروم از كشور سفر مي‌كنند و در مدت اقامت‌شان در آن محل در حد توان به بررسي و رفع مشكلات مردم آن منطقه مي‌پردازند م