نکته ها

رازدل با تو توان گفت كه خود رازِ دلي ...
 
تو رفته‌اي و... چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده شاعر: فاضل نظري   
۱۰ فروردين ۱۳۸۶

امام، رو به پريدن... عمامه روي زمين!
قيامتي شد ـ بعد از اقامه ـ روي زمين
خطوط آخر نهج‌البلاغه ريخت به خاك
چكيد هر طرفي صد چكامه روي زمين...

خودت بگو كه دل خوش كنند بعد از تو
گرسنگان «حجاز» و «يمامه» روي زمين؟!
زمان به خواب ببيند كه باز اميراني
رقم زنند برسم تو نامه روي زمين:
«مرا بس است همين يك دو قرص نان ز جهان
مرا بس است همين يك دو جامه روي زمين..»



... تو رفته‌اي و زمين مانده است و ما مانديم
و ميزهاي پر از بخشنامه؛ روي زمين!




*
تقديم به اسطوره دادگري كه قتل في‌محراب عبادته لشده عدله»

 
< قبل   بعد >
© %۱۳۸۹ Lotus of RazeDel
Joomla! is Free Software released under the GNU/GPL License.