|
نوشته شده شاعر: فاضل نظري
|
|
۱۰ فروردين ۱۳۸۶ |
|
غرض، نهفتن آن فتنه نهاني نيست توان گفتن آن راز جاوداني نيست
پر از اميد و هراسم كه هيچ حادثهاي شبيه آمدن عشق ناگهاني نيست ز دست عشق بهجز خير، برنميآيد وگرنه پاسخ دشنام مهرباني نيست درختها به من آموختند فاصلهاي ميان عشق زمين و آسماني نيست به روي آينه پرغبار من بنويس بدون عشق جهان جاي زندگاني نيست.
|