|
نوشته شده شاعر: قيصر امين پور
|
|
۱۰ فروردين ۱۳۸۶ |
|
بازهم اول مهر آمده بود و معلم آرام اسم ها را مي خواند: اصغر پورحسين ؟ پاسخ آمد حاضر!
قاسم هاشميان ؟ پاسخ آمد حاضر! اکبر ليلازاد؟ پاسخش را کسی از جمع نداد بارديگر هم خواند اکبر ليلازاد؟ پاسخش را کسی از جمع نداد همه ساکت بوديم جای او اينجا بود اينک اما تنها يک سبد لاله سرخ در کنار ما بود لحظه ای بعد معلم سبد گل را ديد شانه هايش لرزيد ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کرديم غنچه ای در دل ما می جوشيد گل فرياد شکفت همه پاسخ داديم : حاضر ! ما همه اکبر ليلازاديم! |