|
نوشته شده شاعر: مرتضي اميري
|
|
۱۴ فروردين ۱۳۸۶ |
|
حضور گم شدهي صد هزار آدم گم حضور وحشي رنگ طنين نعرةهي مسلول و خندهي مسموم طنين دغدغه، جنگ
يكي به عربده گفت: درود بر آبي! به هر كجا كه روي، رنگ آسمان آبي است به طعنه گفت كسي با غرور و بيتابي: ولي نبود آبي ميان هيچ رگي خون هيچكس هرگز درود بر قرمز! فضاي ساده و سبز زمين آزادي در انفجار صداي ترقّهها در دود 90 دقيقه كدورت 90 دقيقه كبود l در آستانة در غريب و غمزده طفلي كنار وزنة پير به فكر سنجش وزن هزار ناموزون و پيرمردي گنگ تكيده تشنه به دنبال لقمهاي روزي كدام استقلال؟ كدام پيروزي؟ |