نيو اَدرس
آدرس جديد من ...

علي آقا مربي
|
نكتهها : |
در جستجوي « اصل جهادي » : http://www.RazeDel.com/del |
آدرس جديد من ...

علي آقا مربي
چند وقتي است كه اخبار مربوط به
دكتر مريم ميرزاخاني را همه جاي اينترنت مي توانيد پيدا كنيد.
طبق معمول رفتم سراغ ويكي پديا ولي آنجا چيز خاصي اضافه بر متون فارسي موجود
پيدا نكردم.

او از بازماندگان واقعه تلخ اسفند 76 است. شايد خيلي ها در خاطرشان نباشد كه آن
زمان اتوبوس دانشجويان شريف در بازگشت از مسابقات رياضي دانشجويي، در جاده اهواز -
تهران به دره سقوط كرد. در آن حادثه 6 دانشجوي شريف و يك دانشجوي دانشگاه تهران فوت
كردند كه از جمله آنها رضا صادقي بود. خوب خاطرم هست كه ارديبهشت 77 مسابقات
المپياد رياضي كشور يادواره آنان و مخصوصا رضا صادقي بود.
مريم ميرزا خاني فارغ التحصيل دبيرستان فرزانگان تهران (تيزهوشان) و دانشجوي
دانشگاه هاي شريف و هاروارد بوده است. او دارنده ي دو مدال طلاي المپياد رياضي
كشوري و دو مدال طلا در مسابقات المپياد رياضي هنك كنگ و كانادا مي باشد. او
دكترايش را از هاروارد گرفته و هم اكنون استاديار دانشگاه پرينستون است.
شهرت او از آن جايي شروع شد كه در اولين سال حضورش در هاروارد روشي را براي محاسبه
عمق حلقه هاي ترسيم شده بر روي سطوح هذلولوي را ارائه كرد. (بد نيست بدانيد كه برخي
از انواع هذلولي ظاهري نافرم دارند و محاسبه حجم رويه آن ها يكي از معماهاي جدي
رياضي دانان بوده است ولي ميرزاخاني با روشي ابتكاري و ترسيم حلقه هايي به روي سطح
اين گونه اشكال به محاسبه حجم آن ها پرداخته است.)
چندي پيش او و 9 نفر ديگر از طرف مجله پاپيولار ساينس (Popular
Science) به عنوان 10 مغز برتر جوان در جهان انتخاب شدند. به گفته يو اس اِي
تودِي (USA today) اين ها محققان نخبه و خلاقي هستند كه
از چشم جهانيان پنهان مانده اند.

جا دارد كه به دانش آموزان اهل رياضي يادآوري كنم كه كتاب
معروف نظريه اعداد انتشارات فاطمي تاليف او و رويا بهشتي است. همان كتاب
معروف و زرد رنگ فاطمي كه بسياري از ما براي المپياد رياضي از آن استفاده مي كنيم.
نمي دانم از اين كه ميرزاخاني به چنين مقامي رسيده بايد خوشحال باشم يا ناراحت؟ نمي دانم به صرف اين كه متولد ايران است و بيست سال از عمرش را اينجا بوده، بايد او را ايراني بدانم يا نه؟ به هر حال او ترجيح داده در امريكا تحصيل كند، همان جا درس بدهد و همان جا زندگي كند. ولي به ياد دانشگاه شريف و بچه هاي المپيادي و كتاب نظريه اعدادش، خوشحالم از اين كه او به چنين مرتبه اي رسيده و فعلا به ايراني بودنش! افتخار مي كنم.
علي آقا مربي
1- از وقتي آقاي علي آبادي پدر ورزش ايران شده در بعضي رشته ها عقب رفتيم ولي انصافا در برخي از رشته ها هم موفق بوده ايم. اما مشخصا براي المپيك كار نمي كنيم. ورزشكاراني كه با هدف طلاي المپيك تمرين مي كنند شرايط و وضعيتشان با ورزشكاران ما بسيار متفاوت است. حضور ما در المپيك امسال از نظر تعداد بسيار خوب بوده ولي نبايد توقع داشته باشيم كه همه شان مدال آور باشند. مدال هاي المپيك ما هم همواره وابسته به نبوغ فردي ورزشكارانمان بوده. اگر هواي طلاي المپيك داريم بايد اختصاصا برايش برنامه ريزي كنيم.
2- اكثر قريب به اتفاق قهرمانان ما آدم هاي بي جنبه اي هستند. آرش ميراسماعيلي دوره قبل خورد به جودوكار اسرائيلي و حالا به خواست خودش بود يا نه ، نمي دانم ولي انصراف داد. اينجا 100 ميليون را به عنوان يك قهرمان طلاي المپيك زد به جيب. اينقدر تحويلش گرفتيم كه همين چند وقت پيش گرفت مربي خود را كتك زد. خبرش را كه به خاطر داريد؟ ما بقي شان هم دسته كمي از ميراسماعيلي ندارند. وقتي يه آدم يالقوز يلا قبا بشه قهرمان و اينهمه خر تحويلش بگيرن يا مربي را مي گيره مي زنه، يا دوپينگي مي شه، يا از تنور داغ محبوبيت سو استفاده مي كنه و ميره مجلس و شوراي شهر و ... از بين همه اين قهرمانان من عليرضا حيدري را خيلي دوست دارم.
3- با اين كه مرد و زن همه چيزشان عين هم باشد كاملا مخالفم. خواست خدا هم قطعا بر اين نيست. چه در شرع ما و چه در عرف جامعه ما جايگاهي كه براي مردان و زنان در نظر گرفته شده عينا برابر هم نيست. موافق اين نيستم كه زن كنج خانه بشيند و لباس بشويد اما موافق هم نيستم كه زنان را در تمام عرصه ها ببينيم. خواست غربيان بر اين بوده تا از زيبايي زنان استفاده ابزاري كند و متاسفانه برخي از زنان جامعه ما نيز در چشم بودن و روي جلد مجلات بودن را تساوي زن و مرد مي دانند.

وقتي قرار شد هما حسيني پرچمدار كاروان ايران در المپيك باشد، بسياري از روزنامه ها و ورزشكاران مدعي صدايشان در آمد و معترض بودند. ولي خوشحال شدم وقتي ديدم كه اين كار عملي شد و يك زن مسلمان با حجاب زيبا و كامل خود پرچم پرافتخار ايران را به دست گرفته بود. همه جهان بايد ببينند كه زيبايي زن در آرايش موهايش نيست. زيبايي زن در اين است كه در اوج عفت به تمام آنچه كه خداوند متعال براي او خواسته برسد و اين هيچ منافاتي با روح لطيف زنان ندارد.

افتخار مي كنم به اين كه پرچمدار كشورمان يك زن مسلمان و
محجبه است.
هنوز هم به اين پرچم افتخار مي كنم.
علي آقا مربي
ده روزي دور از تهران بودم. از
جمعه قبلي رفتم جهادي تا اين جمعه. از همان جا هم مستقيم رفتم شمال. اردوي خاتم.
پرخاطره ترين سفر عمرم بود. مخصوصا آن شبي كه از لرستان رفتم چابكسر. خودش هفتاد
جلد سفرنامه مي شود.
بگذريم ...
مي خواستم پستي كه آماده كرده بودم را بذارم تو دايره كه لازم ديدم به اطلاع
دوستانم برسانم داستان پسرك و مرد چاق كپي برداري نبوده و چند ساعت از من وقت گرفته
بود تا آماده اش كنم. خوشحالم كه دوستان زيادي خوانده اند و نتيجه نوشتنم هدر
نرفته.
علي آقا مربي
امروز شنبه (19 مرداد 87 يا 9
اوت 2008)
ديشب مراسم افتتاحيه المپيك 2008 پكن را تماشا كرديم. المپيك بهانه اي است براي صلح و
دوستي بين ملل. اما امروز روز ديگري است ...
تقويم ها را ديده ايد؟
6 اوت 1945 و 9 اوت همان سال يادآور اتفاق بزرگي در تاريخ بشريت است. اقدامي
وحشيانه. بلايي كه بشر در اين دو روز بر سر خودش آورده هيچ حيوان وحشي با همنسلان خودش
نكرده.
داستان را خلاصه وار تعريف مي كنم براي آن هايي كه هيچ نمي دانند.
چهار ماه پيش آلمان تسليم شده. اما ژاپني ها تازه وارد جنگ شده اند. آن ها هواپيماهاي كوچكي ساخته اند با نام كاميكازه. اصابت هر هواپيما با ناوهاي امريكايي مساوي بود با نابودي آن. امريكا هم در تلافي، 67 شهر كوچك و بزرگ ژاپن را بمباران كرده بود. تقريبا همه جا را. اما مشخص بود كه نتيجه جنگ به نفع امريكا نيست. هري ترومن رئيس جمهور وقت امريكا پيغام مي دهد: «امپراتوري تسليم نمي شود. مرد چاق و پسر كوچك را بفرستيد.»
اولين بمب اتم
امريكا 16 ژوئن 1945 (حدود 2 ماه قبل از اتفاق) در صحراي آلاموگوردو در ايالت
نيومكزيكوي امريكا آزمايش شد. اين بمب از نوع بمب هاي پلوتونيومي بود. اين آزمايش
به انفجار ترينيتي معروف است. براي ديدن تصوير آن
اينجا را كليك كنيد.
دومين بمب اتم امريكا 6 اوت 1945 بر سر شهر هيروشيما فرود آمد. اين بمب پسر كوچك (Little
Boy) نام داشت و از نوع بمب هاي اورانيومي بود. پسرك حاوي 60 كيلوگرم
اورانيوم 235 بود و انفجار آن معادل انفجار 15 هزار تن تي ان تي بود.
سومين بمب اتم امريكا 9 اوت 1945 بر سر شهر ناگازاكي (بعضي به اشتباه ناكازاكي مي
گويند) فرود آمد. اين بمب مرد چاق (Fat
Man) نام داشت و از نوع بمب هاي پلوتونيومي بود. اين بمب 4500 كيلويي حاوي
10 كيلوگرم پلوتونيوم 239 بود.
گفتم كه ژاپن تسليم امريكا نشد و
به دستور ترومن قرار بر اين شد تا امريكا به طريق ديگري وارد ميدان شود.
صبح روز 6 اوت 1945 در ساعت 8 و 15 دقيقه صبح به وقت محلي، هواپيماي بمب افكن امريكايي از نوع
B29 به روي آسمان هيروشيما ديده شد. مردم غيرنظامي
هيروشيما كه خيال مي كردند يك بمباران ساده در پيش است حتي به پناهگاه هم نرفتند.
همان لحظه بپسرك بر فراز آسمان هيروشيما رها شد. 57 ثانيه پس از رها شدن پسرك، به جهت ايجاد حداكثر قدرت تخريب،
اين بمب در ارتفاع 576 متري از سطح زمين منفجر شد. بر اثر اين انفجار دماي بخشي از
هيروشيما تا بيش از 2 ميليون درجه سانتي گراد افزايش يافت و تا شعاع 1/5 كيلومتري
همه چيز را ذوب كرد. مردمي كه در شهر هاي اطراف بوده اند مي گفتند:
«خورشيد ديگري
را در آسمان ديده اند.» مي گويند كه در فاصله 9 كيلومتري از شهر هيروشيما شدت نور
حاصل از انفجار 10 برابر شدت نور خورشيد بوده است. ابر حاصل از اين انفجار 18
كيلومتر ارتفاع داشت. تا پايان همان سال 140 هزار
نفر و تا 5 سال پس از آن 60 هزار نفر ديگر بر اثر اين انفجار كشته شدند.
دو سوم از ساختمان هاي اين شهر از جمله تمام كارخانه ميتسوبيشي ژاپن نابود شد.
سالمترين ساختماني كه باقي ماند تالار ترويج صنعتي هيروشيما بود كه به دليل
قرار گرفتن در مركز انفجار كمترين خسارت را ديد و فقط گنبد آن تخريب شد. اين بنا
بدون دست خوردگي حفاظت شده و در حال حاضر يادمان كشته هاي شهر هيروشيما مي باشد.
امريكا توقع داشت پس از اين
اتفاق ژاپن تسليم شود. اما نه تنها ژاپن تسليم نشد بلكه دو روز پس از آن ارتش سرخ
شوروي در منطقه منچوري به ژاپن حمله كرد و اين بدان معنا بود كه جنگ جهاني دوم با
اقدام شوروي خاتمه پيدا مي كرد. ولي امريكا كه مي خواست همه چيز با نام خودش به
اتمام برسد يك روز پس از حمله شوروي به منچوري دومين و آخرين بمب اتم تاريخ بشر (تا
امروز) را استفاده كرد.
هدف اين بمب شهر نظامي كوكورا از جزيره تينيان بود. وقتي هواپيما بر فراز كوكورا رسيد به
دليل وجود غبار در آسمان نتوانست هدفش را پيدا كند و تصميم گرفت به پايگاه هوايي
برگردد. خلبان به مركز گزارش داد كه سوخت هواپيما تا پايگاه اوكيناوا دوام نمي
آورد و بايد وزن هواپيما را كم كند. پس بدون هيچ هماهنگي قبلي و در آخرين نقطه
اقيانوس آرام و در غرب جزيره كيوشو مرد چاق را بر فراز شهر ناگازاكي رها كرد.
اين بمب در ارتفاع 500 متري سطح زمين منفجر شد و پس از آن ناگازاكي
به قبرستان 80 هزار نفر تبديل شد و 74 هزار نفر هم مجروح شدند. تا 10 سال پس از آن بيش از 100 هزار
نفر ديگر بر اثر تشعشعات راديو اكتيو كشته شدند.

شهر ناگازاكي قبل و بعد از حادثه
پل وارفيلد تيبتز (Paul Warfield Tibbets) خلبان امريكايي B29 بود كه در زمان حادثه هيروشيما فقط 30 سال سن داشت. او اول نوامبر 2007 در سن 92 سالگي در شهر كلمبوي ايالت اوهايو مرد. او بمب افكن خود را به نام مادرش انولا گي (Enola Gay) نامگذاري كرده بود. وي با هواپيمايي كه به نام مادرش بود، عمليات هيروشيما را بر فراز آسمان فرماندهي كرد و باعث مرگ 200 هزار انسان غير نظامي شد. او در خاطراتشان تعريف مي كند كه: «چند دقيقه اي از كسي صدايي در نمي آمد. پس از آن بچه ها زبانشان باز شد و مي گفتند نگاه كنيد. نگاه كنيد. آن جا بود.» او در مصاحبه اي در مورد خودش گفته بود: «از اين كه زندگي را با هيچ شروع كردم و توانستم براي آن برنامه ريزي كنم و به نتيجه برسم، به خود مي بالم. حالا شب ها خواب راحت دارم.»
ژاپني ها اعتقاد دارند كه هركس
با كاغذهاي اوريگامي هزار درناي كاغذي درست كند به آرزويش مي رسد.
پس از جنگ جهاني دوم دختر بچه اي در هيروشيما متولد شد به نام ساداكو ساساكي.
او به دليل وجود اثرات راديواكتيو، دچار سرطان خون شد. زماني كه او در بيمارستان
بستري بود، به تشويق دوستان همكلاسي اش شروع كرد به درست كردن درناهاي كاغذي تا شفا
يابد. او روي
بال تمام آن ها مي نوشت: «من صلح را روي بال تو مي
نويسم تا تو به همه جهان پرواز كني»
او زماني كه 644 درنا درست كرده بود و 12 سال بيشتر عمر نداشت، در گذشت. سال 1965
در پارك يادمان صلح در شهر هيروشيما مجسمه او را درست كردند. مردم ژاپن هر
سال در روز 6 اوت در اين پارك جمع مي شوند و دانش آموزان ژاپني در كنار مجسمه
ساداكو هزاران درناي كاغذي رنگ و وارنگ درست مي كنند.

اداي احترام دانش آموزان ژاپني به
ساداكو
يك سال پيش كيوما وزير دفاع وقت
ژاپن در صحبت هايش تلويحا گفته بود كه اين اقدام امريكا براي خاتمه دادن به جنگ
جهاني لازم بوده است.
بد نيست بدانيد كه امريكا مطمئن بود تا 10 سال پس از اين واقعه هيچ كشوري نمي تواند
به تكنولوژي بمب اتم دست پيدا كند. ولي شوروي، رقيب هميشگي امريكا با كمك دانشمندان
آلماني، 4 سال پس از اين واقعه به بمب اتم دست
پيدا كرد. اين خبر وحشتناك غرب را تكان داد و يكي از دلايلي بود كه باعث شد اين دو ابرقدرت جهان به جنگ سردشان پايان دهند.
علي آقا مربي
آخرين مطلب:
سه شنبه، 12 شهریور 1387
آخرين تغيير:
یکشنبه، 17 شهریور 1387
{ 109نوشته }
{ 624نظر از دوستان }
{ 7بازتاب درباره مطالب }