« بلد نيستم | صفحه اصلي | علي آقا مربي »

آب خنک

اکثر اوقات خونسردم.
خيلي کم عصباني مي شوم.
اما اگر عصباني بشوم ، عصباني مي شوم.
- - -
بچه هاي تازه دبيرستان آمده هنوز سر به راه نيستند.
خيلي عصباني بودم.
از آن عصباني ها.
خودم را خيلي کنترل مي کردم که فحش ندهم.
انصافا عصباني بودم.
- - -
وسط فريادهايم يکي از بچه ها دستش را برد بالا.
منتظر بودم پشيمان شود.
دستش هنوز بالا بود.
بهش اجازه دادم تا حرف بزند.
دلم مي خواست يک کلمه ي نامربوط بگويد تا . . .
- - -
پرسيد : آقا ! برم براتون يه ليوان آب خنک بيارم ؟

علي آقا مربي

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/90.

نظرات

قيافت ديدني بوده

عجب دانش آموز با دل و جرأتي....

هم من، هم خودت خيلي جووني مي كنيم. هر دومون هم مي دونيم. بيا جووني همديگه رو به هم بگيم. ديشب گفتم اما نشنيدي. يه كم بهتر باهاشون تا كن. مي تونن بهتر بشن. خيلي نگرانن. نگران آينده. رفتارشون طبيعيه.
يا علي

وااااااااااااااااااااااي!چقدر بد جور!
من كه اگر بودم يه چيزي هم به او ن مي گفتم!
ولي باز خوبه كه شاگرداتون هواتو ن رو دارند.نه؟

يعني چي كه همه رو روندم؟ توضيح بده!

خيلي باحال بود...

سلام.لطفا عصباني نشويد.كار خوبي نيست.من كه خوشحالم به دو دليل
1.برد ديروز از تيم دكتر حسابي
2.شب يلدا
جاتون خالي همه چي خورديم.

اگه تونستين عكس هاي ديروز فوتبال را براي من ايميل كنيد يا در وب لاگتان بگذاريد.خيلي ممنون. ليوان آب خنك هم هست.

ارسال نظر

نكته‌ها :

رازهاي نهفته‌ي گفتني : http://www.RazeDel.com/raz