آب خنک
اکثر اوقات خونسردم.
خيلي کم عصباني مي شوم.
اما اگر عصباني بشوم ، عصباني مي شوم.
- - -
بچه هاي تازه دبيرستان آمده هنوز سر به راه نيستند.
خيلي عصباني بودم.
از آن عصباني ها.
خودم را خيلي کنترل مي کردم که فحش ندهم.
انصافا عصباني بودم.
- - -
وسط فريادهايم يکي از بچه ها دستش را برد بالا.
منتظر بودم پشيمان شود.
دستش هنوز بالا بود.
بهش اجازه دادم تا حرف بزند.
دلم مي خواست يک کلمه ي نامربوط بگويد تا . . .
- - -
پرسيد : آقا ! برم براتون يه ليوان آب خنک
بيارم ؟
علي آقا مربي
نظرات
قيافت ديدني بوده
ارسال توسط: يكي | یکشنبه، 26 آذر 1385، 7:01 بعدازظهر
عجب دانش آموز با دل و جرأتي....
ارسال توسط: كاظم | یکشنبه، 26 آذر 1385، 8:36 بعدازظهر
هم من، هم خودت خيلي جووني مي كنيم. هر دومون هم مي دونيم. بيا جووني همديگه رو به هم بگيم. ديشب گفتم اما نشنيدي. يه كم بهتر باهاشون تا كن. مي تونن بهتر بشن. خيلي نگرانن. نگران آينده. رفتارشون طبيعيه.
يا علي
ارسال توسط: محمد امين | چهارشنبه، 29 آذر 1385، 3:19 بعدازظهر
وااااااااااااااااااااااي!چقدر بد جور!
من كه اگر بودم يه چيزي هم به او ن مي گفتم!
ولي باز خوبه كه شاگرداتون هواتو ن رو دارند.نه؟
ارسال توسط: مسافر | چهارشنبه، 29 آذر 1385، 5:20 بعدازظهر
يعني چي كه همه رو روندم؟ توضيح بده!
ارسال توسط: محمد امين | پنجشنبه، 30 آذر 1385، 6:24 بعدازظهر
خيلي باحال بود...
ارسال توسط: رضا | جمعه، 1 دی 1385، 2:41 بعدازظهر
سلام.لطفا عصباني نشويد.كار خوبي نيست.من كه خوشحالم به دو دليل
1.برد ديروز از تيم دكتر حسابي
2.شب يلدا
جاتون خالي همه چي خورديم.
ارسال توسط: نويد نوري | جمعه، 1 دی 1385، 3:20 بعدازظهر
اگه تونستين عكس هاي ديروز فوتبال را براي من ايميل كنيد يا در وب لاگتان بگذاريد.خيلي ممنون. ليوان آب خنك هم هست.
ارسال توسط: نويد نوري | جمعه، 1 دی 1385، 3:24 بعدازظهر