« لوت | صفحه اصلي | سوختن »

زهره

امروز آخرين جلسه ي درسي کلاسمان بود. براي اين که يادي از اولين جلسه کلاسمان کرده باشيم ، به صورت خيلي جدي خودم را معرفي کردم و از بچه ها هم خواستم تا خودشان را معرفي کنند. بچه ها از سر مزاح ، با اسامي مسخره و بعضا دخترانه خودشان را معرفي مي کردند.
سحر ؛
مبينا ؛
شکيلا سادات و ...
آخرين نفر بلند شد وگفت : «من زهرا اميرابراهيمي هستم. معروف به زهره !»

علي آقا مربي

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/216.

نظرات

بچگي كردن بچه‌ها خيلي جدي‌تر از قبل شده

ازش در مورد اين شايغات اخير مي پرسيدي!!

توقع میرفت به صورت جدی باهاشون برخورد کنی...

ارسال نظر

نكته‌ها :

سحرخيزي هاي آرش : http://www.RazeDel.com/sahar