زهره
امروز آخرين جلسه ي درسي
کلاسمان بود. براي اين که يادي از اولين جلسه کلاسمان کرده باشيم ، به صورت خيلي
جدي خودم را معرفي کردم و از بچه ها هم خواستم تا خودشان را معرفي کنند. بچه ها از
سر مزاح ، با اسامي مسخره و بعضا دخترانه خودشان را معرفي مي کردند.
سحر ؛
مبينا ؛
شکيلا سادات و ...
آخرين نفر بلند شد وگفت : «من زهرا اميرابراهيمي هستم. معروف به زهره !»
علي آقا مربي
نظرات
بچگي كردن بچهها خيلي جديتر از قبل شده
ارسال توسط: محمد امين | شنبه، 29 اردیبهشت 1386، 7:02 صبح
ازش در مورد اين شايغات اخير مي پرسيدي!!
ارسال توسط: آرش طباطبائي | شنبه، 29 اردیبهشت 1386، 7:52 صبح
توقع میرفت به صورت جدی باهاشون برخورد کنی...
ارسال توسط: کاظم | شنبه، 29 اردیبهشت 1386، 2:27 بعدازظهر