مدير
يکي از خصلت هاي معلمي
کرامت نفس است و ديگري سعه صدر.
در اين چند ساله خيلي سعي کرده ام که اين دو خصلت را در خودم پرورش دهم و اين که
چقدر موفق بوده ام را خداوند مي داند.
***
بعد از تعطيلات عيد ، مدير
مرا صدا کرد و با حالتي ناراحت و عصباني گفت که بچه هاي فلان کلاس از دست شما
ناراحتند و مي گويند که شما سر کلاس يک نفر را تنبيه بدني کرده ايد و به تمام کلاس
نيز فحاشي کرديد !!
برق از گوشم پريد ! من ؟ من تنبيه کرده ام ؟ فحاشي کرده ام ؟ اينقدر شوکه شده بودم
که نمي دانستم اصلا چه بايد جواب بدهم.
پس از صحبت هاي مديرمان براي ايشان توضيح دادم که با يکي دو تا از دانش آموزان کلاس
رابطه خوبي ندارم و احتمالا همان ها هستند که اين حرف هاي مزخرف را زده اند و جو
درست کرده اند. مديرمان هم گفت که کار بالا گرفته و انجمن مي خواهد که شما ديگر
معلم اين کلاس نباشيد. من هم همين طور خشکم زده بود و به اين فکر مي کردم که دو تا
بچه چه طور اين همه آدم گنده را مسخره خود کرده اند. بعد از صحبت ها مديرمان
پيشنهاد کرد که يک جلسه با هم برويم سر کلاس تا بچه ها هرچه حرف دارند رو در رو
بزنند. من هم ناچار قبول کردم.
پس فرداي آن روز رفتيم سر کلاس و همان چند نفر هرچه خواستند به ما گفتند ، انگار نه
انگار که معلمي در کار است و دانش آموزي !
بعد از آن جلسه احساس کردم که شدت قضيه کاهش پيدا کرده. من هم تا آخر سال هيچ از آن
جلسه به روي خودم نياوردم و اتفاقا سعي کردم که بهترين محيط درسي را براي دانش
آموزان فراهم کنم. خيلي سخت بود که بروم سر کلاس و به روي همان بچه ها بخندم ، ولي
خوب اين کار را کردم و پيش خودم احساس مي کردم که اين ريزه کاري هاي معلمي را تازه
دارم ياد مي گيرم.
***
حالا که کار از کار گذشته
و سال تحصيلي هم تمام شده ، پيش خودم فکر مي کنم که آيا مديرمان کار درستي کرد که
اجازه داد تا بچه ها براي اين که عقده شان خالي شود هرچه مي خواهتند به معلم
و مدرسه بگويند ؟
آيا اصلا درست است که اجازه بدهيم تا دانش آموزان تا اين حد در کار ما دخالت کنند ؟
آيا درست است تا اين حد اجازه بدهيم که در دبيرستان مفيد بعد از اعلام شهريه ي سال
بعد آن حرف هاي زشت را پاي تخته ي کلاسي بنويسند که مدير قرار است وارد آن شود ؟
علي آقا مربي
نظرات
عجب كار گندي كرده اين مديرتون
من جاي شما بودم ، ديگه پامو تو اون مدرسه نمي گداشتم...
ارسال توسط: كاظم | سه شنبه، 8 خرداد 1386، 11:50 بعدازظهر
اگه درست بود اتفاق نمي افتاد!
ارسال توسط: محمد امين | شنبه، 12 خرداد 1386، 5:45 بعدازظهر