سلطان و ژنرال و ...
ما که بعد از زيدان فوتبال را به
صورت نيمه رسمي گذاشتيم کنار ولي خوب همچنان از دور دستي بر آتش داريم و سعي مي
کنيم جريان فوتبال را به صورتي بي طرفانه قضاوت کنيم.
احساس مي کنم که يکي از مشکلات فوتبال ايران که ريشه ي آن هم در جريان ليگ برتر
قابل مشاهده است وجود دست هاي پشت پرده اي است که به بهانه رفاقت ها و رابطه هاي
دوستي شان هيچ وقت سعي نکرده اند که صرفا به پيشرفت فوتبال اين مملکت فکر کنند.
چه بخواهيم و چه نخواهيم در معادلات جامعه جهاني امروز ، فوتبال به عنوان يک ورزش
پر طرفدار اهميت دارد. آن چنان که مي بينيم رسانه هاي تمام کشورهاي جهان در ايام
مسابقات جام جهاني و حتي مسابقات جام ملت هاي اروپا تحت تاثير قرار گرفته و همين
زمان بهترين فرصت است که کشورهايي چون امريکا يا اسرائيل و يا هر کشور ديگري به
فعاليت هاي خود ادامه دهند و مورد توجه هيچ رسانه اي هم قرار نگيرند.
در اين احوال ما به جاي اين که فکر فوتبالمان باشيم ، فکر اين هستيم که چه طور به
چند تا ليدر ايران چک صدي بدهيم تا در استاديوم عليه فلان مربي شعار بدهند و همين
قضيه را بکنيم پيراهن عثمان و فرداي همان روز مربي را کله پا کنيم. کافي است تا
هفته ي بعد چند تا ايران چک ديگر خرج همين ليدرها بکنيم تا در استاديوم براي مربي
که رفيق چند ساله مان هست شعار بدهند. دو تا روزنامه نويس هم لقب هاي پادشاه و سرور
و از اين دست مزخرفات به طرف مي چسبانند. حالا همه چيز آماده است تا تو سلطان را
بکني مربي تيم خودت. ديگر گور پدر تمام هوادارني که از پشت پرده بي خبرند و در سرما
و گرما و با زبان روزه مي آيند استاديوم و دست خالي بر مي گردند.
خبر را ببينيد.
امثال اين سلطان ناصر حجازي ها و ژنرال قلعه نوعي ها و سلطان علي پروين ها در
فوتبال ما هميشه زياد بوده اند.

اميدوارم تيمي قهرمان شود که براي ورزش اين مملکت زحمت مي کشد.
علي آقا مربي