اين فصل را با من بخوان ...
شب جمعه رفته بودم موسيقي - نمايش اين فصل را با من بخوان ...

در مورد اين برنامه چندتا نکته ي
اس ام اسي را خدمتتان عرض مي کنم :
1- قيمت بليط اين برنامه ي 2 ساعته 10000 تومان بود.
2- تيپ و قيافه آدم هايي که آن جا بودند اکثرا نشان مي داد که اين کاره نيستند.
3- ما از روزهاي قبل به راحتي آب خوردن بليط رديف سوم را خريداري کرده بوديم.
4- استاد مجيد انتظامي واقعا استاد است.

5- نام برنامه بسيار بد انتخاب
شده بود.
6- برخورد مسئولين تالار وحدت با ميهمانان بسيار عالي بود.
7- در کل اين کار نسبت به موسيقي نمايش رسول عشق و اميد کار بهتري بود.
(قابل توجه
مسئوليني که 120 ميليون ناقابل مي دهند يه يک آهنگساز ارمني تا يک سوئيت - سمفوني براي
پيامبر اسلام بسازد و آقاياني که در عمر مبارکشان موسيقي را حرام مي دانسته اند
رديف مي شوند و مي روند تالار وحدت. ولي ديشب سالن خالي از حضور هر مسئول مملکتي
بود.)
8- 110 نفر نوازنده ، 46 نفر گروه کر و 34 نفر گروه نمايش (جمعا 190 نفر) به روي سن
تالار وحدت حضور داشتند.
9- ارسلان کامکار سوليست ويولن گروه بود.
10- خونسردي ارسلان کامکار داشت اعصاب مرا خورد مي کرد.
11- متن گروه هاي نمايش بسيار ضعيف بود.
12- اجراي گروه هاي نمايش بسيار ضعيف بود.
13- سمفوني را بدون اين نمايش ضعيف اجرا مي کردند خيلي بهتر مي شد. حداقل حواسمان
را پرت نمي کردند.
14- قسمت خنده دار قضيه هموطناني بودند که در آن تاريکي زياد با دوربين هاي
همراهشان مي خواستند از اين برنامه فيلم برداري کنند.
15- در بين نوازندگان رديف سوم ويولن سل جوان 16 ساله اي هم به چشم مي خورد.
16- بازيگر نقش حاج کاظم آژانس شيشه اي ، ريش نداشت.
17- وقتي شاهکارهاي مجيد انتظامي را به صورت زنده و همزمان و با رهبري خودش در
تالار وحدت گوش کردم فهميدم که موسيقي روز واقعه استثنايي است.

18- ترکيب سازهاي سمفونيک با
گيتار باس و درام و دمام و ... خلاصه چيز خفني بود.
19- قبل از اجراي هر قطعه موسيقي نمايش مهتاب نصيرپور به روي سن مي آمد و
قسمتي از ديالوگ هاي فيلم را بازگويي مي کرد تا با حال و هواي اين قطعه آشنا
شويم.
20- متن هاي نصيرپور را شوهرش محمد رحمانيان نوشته بود.
21- بازي نصيرپور در همان مونولوگ هاي چند دقيقه اي اش ، حيرت آور بود.

22- ترتيب اجراي قطعات : *روز واقعه
،
*قطعاتي از سمفوني خرمشهر ،
*از کرخه تا راين ،
*بوي پيراهن يوسف ،
*آژانس شيشه اي ،
*قطعه چهار سمفوني ايثار
23- در قطعات 4 و 5 و 6 علي تفرشي به عنوان خواننده در کنار مجيد انتطامي
قرار گرفت.
24- اين برنامه با نوازندگي اعضاي ارکستر سمفونيک اجرا شد.
25- اواسط آبان ماه منتظر اجراي ارکستر ملي ايران و آذربايجان ، به رهبري
فرهاد فخرالديني باشيد.




بخشي از
دست نوشته مجيد انتظامي :
در آستانه بزرگداشت هفته دفاع مقدس اين اثر تقديم به همه ي آنهايي مي شود که گمنام
آمدند و گمنام رفتند ؛
به انسان هاي آزاده ي سراسر جهان که براي صلح
، آزادي و استقلال
مي کوشند.
علي آقا مربي
نظرات
1- توي تلويزيون يه گزارش نسبتا طولاني ازش پخش كرد. مجيد انتظامي خيلي كارش درسته.
2- يه مشكل با كدهاي جاوا پيش اومده بود. اگه خواستي برگردي به ظاهر قبلي وبلاگ خبر كن. با قبلي هم ميشه كار كرد
3- اين بار خيلي اذيت شدم. تو هم. من كه اين يكي رو حساب ميكنم باهات!
ارسال توسط: محمد امين | دوشنبه، 9 مهر 1386، 0:15 بعدازظهر
خودم همون قبلي رو گذاشتم. حالا اگه جديدش رو خواستي بگو!
ارسال توسط: محمد امين | دوشنبه، 9 مهر 1386، 0:21 بعدازظهر
سلام علي. سايت كه مشكلش حل شده، باز هم كسي نظر نميده. فكر كنم مشكل فرم نظرات نبوده؛ هيشكي دوست نداره!
ارسال توسط: محمد امين | چهارشنبه، 11 مهر 1386، 1:14 بعدازظهر
ایول بابا چه عکسایی.
در ضمن چرا تو اون عکس پایین صفحه عینک هری پاترو زدین ؟
ارسال توسط: حبيب | چهارشنبه، 11 مهر 1386، 4:02 بعدازظهر
عجب گیری کردیما از دست این نظرات این سایت !
ارسال توسط: علی آقا مربی | چهارشنبه، 11 مهر 1386، 5:47 بعدازظهر
سلام زیبا بود. چرا خودت نظر سازی می کنی ؟
من ارزو دارم یه بار تو یه همچین برنامه هایی شرکت کنم تا حالا که نشده....
در ضمن اسم و ایمیل رو هم از حالت اجباری بردار میره رو اعصاب
ارسال توسط: محسن میرزایی | پنجشنبه، 12 مهر 1386، 9:57 صبح
سلام آقا نعمت وبلاگم رو دوباره راه اندازی کردم به ما سر بزن بعد خیلی بد از این موسیقیدان ها انتقاد کردی از کجا می دونی اینکاره نبودن مگه می شه این چه حرفیه می زنی بابا یاعلی
ارسال توسط: محمدقاسمی | جمعه، 13 مهر 1386، 1:16 صبح
سلام. وبلاگ خیلی جالبی داری. من تازه فهمیدم که تو می نویسی. خیلی هم خوب می نویسی. جداً دست به قلمت خوبه. بسه دیگه زیاد ازت تعریف نکنم، وگرنه همه می فهمن ما با هم فامیلیم :-)
راستی منم از یه منبع موثق شنیدم که چکناواریان هم دقیقه ای 1 میلیون تومان گرفته برای کار رسول عشق و امید.وگرنه یه مسیحی 2 آتیشه که هر یکشنبه میره کلیسا، چه دلیلی داره یه همچین کاری بکنه؟ پدر پول بسوزه که دین و ایمان آدم هارو هم عوض می کنه :-)
ارسال توسط: shelman | جمعه، 13 مهر 1386، 11:01 بعدازظهر