« خدايي کردن | صفحه اصلي | خجالت »

ماه نو

زير سقف نقره کوب آسمون
شبح شهر سياهو ميشه ديد
ترمه و عقيق و آب و آينه
گوشه ابرو ماهو ميشه ديد

بعضيها مثل ستاره ها سپيد
رفتن و تکيه به آسمون دادن
بعضيها رو پشت بوم خونه شون
موندن و ماهو به هم نشون دادن

باز بايد يه دور ديگه بگذره
از همين يک دو سه روز عمرمون
مي مونيم يا نمي مونيم با خداست
پاي سفره هاي افطار و اذون

خوش به حال اون ستاره هاي دور
که غبار جاده رو جا ميذارن
سوار اسب سياه شب ميشن
تو رکاب ماه نو پا ميذارن

خوش به حال اون جوانه هاي نور
که شدن شکوفه هاي شب عيد
اونا که پرنده هاي دلشون
از رو دستاي قنوتشون پريد

شاعر : عبدالجبار کاکايي

علي آقا مربي

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/317.

نظرات

ممنون.
يك جاهاييش رو نمي فهميدم و حل شد.
عيدتان هم مبارك

عید مبارک

سلام
ما هم التماس دعا داریم
من هم همونو گفتم دیگه

شعر زیبایی بود
فکر کنم از اونا باشم که از دور از حرکت ستاره ها فقط لذت میبرم

سلام. امیدوارم استفاده ی لازم رو از این ماه برده باشید عید فطر مبارک. راستی بزرگداشت حافظه شما از عبد الجبار می نویسید.این چند وقته که کامنت نمی گذاشتم این بخش نظرات ایراد داشت و نمی فرستاد.
به وب من هم سر بزنید.

سلام
عید سعید فطر بر شما مبارک
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز
شادو سلامت باشید

مي‌توني عبارت « عبدالجبار كاكايي » رو لينك كني به آدرس http://jabbarkakaei.blogfa.com
يا علي

ارسال نظر

نكته‌ها :

رازهاي نهفته‌ي گفتني : http://www.RazeDel.com/raz