داستان ماندگار پسرك و مرد چاق
امروز شنبه (19 مرداد 87 يا 9
اوت 2008)
ديشب مراسم افتتاحيه المپيك 2008 پكن را تماشا كرديم. المپيك بهانه اي است براي صلح و
دوستي بين ملل. اما امروز روز ديگري است ...
تقويم ها را ديده ايد؟
6 اوت 1945 و 9 اوت همان سال يادآور اتفاق بزرگي در تاريخ بشريت است. اقدامي
وحشيانه. بلايي كه بشر در اين دو روز بر سر خودش آورده هيچ حيوان وحشي با همنسلان خودش
نكرده.
داستان را خلاصه وار تعريف مي كنم براي آن هايي كه هيچ نمي دانند.
چهار ماه پيش آلمان تسليم شده. اما ژاپني ها تازه وارد جنگ شده اند. آن ها هواپيماهاي كوچكي ساخته اند با نام كاميكازه. اصابت هر هواپيما با ناوهاي امريكايي مساوي بود با نابودي آن. امريكا هم در تلافي، 67 شهر كوچك و بزرگ ژاپن را بمباران كرده بود. تقريبا همه جا را. اما مشخص بود كه نتيجه جنگ به نفع امريكا نيست. هري ترومن رئيس جمهور وقت امريكا پيغام مي دهد: «امپراتوري تسليم نمي شود. مرد چاق و پسر كوچك را بفرستيد.»
اولين بمب اتم
امريكا 16 ژوئن 1945 (حدود 2 ماه قبل از اتفاق) در صحراي آلاموگوردو در ايالت
نيومكزيكوي امريكا آزمايش شد. اين بمب از نوع بمب هاي پلوتونيومي بود. اين آزمايش
به انفجار ترينيتي معروف است. براي ديدن تصوير آن
اينجا را كليك كنيد.
دومين بمب اتم امريكا 6 اوت 1945 بر سر شهر هيروشيما فرود آمد. اين بمب پسر كوچك (Little
Boy) نام داشت و از نوع بمب هاي اورانيومي بود. پسرك حاوي 60 كيلوگرم
اورانيوم 235 بود و انفجار آن معادل انفجار 15 هزار تن تي ان تي بود.
سومين بمب اتم امريكا 9 اوت 1945 بر سر شهر ناگازاكي (بعضي به اشتباه ناكازاكي مي
گويند) فرود آمد. اين بمب مرد چاق (Fat
Man) نام داشت و از نوع بمب هاي پلوتونيومي بود. اين بمب 4500 كيلويي حاوي
10 كيلوگرم پلوتونيوم 239 بود.
گفتم كه ژاپن تسليم امريكا نشد و
به دستور ترومن قرار بر اين شد تا امريكا به طريق ديگري وارد ميدان شود.
صبح روز 6 اوت 1945 در ساعت 8 و 15 دقيقه صبح به وقت محلي، هواپيماي بمب افكن امريكايي از نوع
B29 به روي آسمان هيروشيما ديده شد. مردم غيرنظامي
هيروشيما كه خيال مي كردند يك بمباران ساده در پيش است حتي به پناهگاه هم نرفتند.
همان لحظه بپسرك بر فراز آسمان هيروشيما رها شد. 57 ثانيه پس از رها شدن پسرك، به جهت ايجاد حداكثر قدرت تخريب،
اين بمب در ارتفاع 576 متري از سطح زمين منفجر شد. بر اثر اين انفجار دماي بخشي از
هيروشيما تا بيش از 2 ميليون درجه سانتي گراد افزايش يافت و تا شعاع 1/5 كيلومتري
همه چيز را ذوب كرد. مردمي كه در شهر هاي اطراف بوده اند مي گفتند:
«خورشيد ديگري
را در آسمان ديده اند.» مي گويند كه در فاصله 9 كيلومتري از شهر هيروشيما شدت نور
حاصل از انفجار 10 برابر شدت نور خورشيد بوده است. ابر حاصل از اين انفجار 18
كيلومتر ارتفاع داشت. تا پايان همان سال 140 هزار
نفر و تا 5 سال پس از آن 60 هزار نفر ديگر بر اثر اين انفجار كشته شدند.
دو سوم از ساختمان هاي اين شهر از جمله تمام كارخانه ميتسوبيشي ژاپن نابود شد.
سالمترين ساختماني كه باقي ماند تالار ترويج صنعتي هيروشيما بود كه به دليل
قرار گرفتن در مركز انفجار كمترين خسارت را ديد و فقط گنبد آن تخريب شد. اين بنا
بدون دست خوردگي حفاظت شده و در حال حاضر يادمان كشته هاي شهر هيروشيما مي باشد.
امريكا توقع داشت پس از اين
اتفاق ژاپن تسليم شود. اما نه تنها ژاپن تسليم نشد بلكه دو روز پس از آن ارتش سرخ
شوروي در منطقه منچوري به ژاپن حمله كرد و اين بدان معنا بود كه جنگ جهاني دوم با
اقدام شوروي خاتمه پيدا مي كرد. ولي امريكا كه مي خواست همه چيز با نام خودش به
اتمام برسد يك روز پس از حمله شوروي به منچوري دومين و آخرين بمب اتم تاريخ بشر (تا
امروز) را استفاده كرد.
هدف اين بمب شهر نظامي كوكورا از جزيره تينيان بود. وقتي هواپيما بر فراز كوكورا رسيد به
دليل وجود غبار در آسمان نتوانست هدفش را پيدا كند و تصميم گرفت به پايگاه هوايي
برگردد. خلبان به مركز گزارش داد كه سوخت هواپيما تا پايگاه اوكيناوا دوام نمي
آورد و بايد وزن هواپيما را كم كند. پس بدون هيچ هماهنگي قبلي و در آخرين نقطه
اقيانوس آرام و در غرب جزيره كيوشو مرد چاق را بر فراز شهر ناگازاكي رها كرد.
اين بمب در ارتفاع 500 متري سطح زمين منفجر شد و پس از آن ناگازاكي
به قبرستان 80 هزار نفر تبديل شد و 74 هزار نفر هم مجروح شدند. تا 10 سال پس از آن بيش از 100 هزار
نفر ديگر بر اثر تشعشعات راديو اكتيو كشته شدند.

شهر ناگازاكي قبل و بعد از حادثه
پل وارفيلد تيبتز (Paul Warfield Tibbets) خلبان امريكايي B29 بود كه در زمان حادثه هيروشيما فقط 30 سال سن داشت. او اول نوامبر 2007 در سن 92 سالگي در شهر كلمبوي ايالت اوهايو مرد. او بمب افكن خود را به نام مادرش انولا گي (Enola Gay) نامگذاري كرده بود. وي با هواپيمايي كه به نام مادرش بود، عمليات هيروشيما را بر فراز آسمان فرماندهي كرد و باعث مرگ 200 هزار انسان غير نظامي شد. او در خاطراتشان تعريف مي كند كه: «چند دقيقه اي از كسي صدايي در نمي آمد. پس از آن بچه ها زبانشان باز شد و مي گفتند نگاه كنيد. نگاه كنيد. آن جا بود.» او در مصاحبه اي در مورد خودش گفته بود: «از اين كه زندگي را با هيچ شروع كردم و توانستم براي آن برنامه ريزي كنم و به نتيجه برسم، به خود مي بالم. حالا شب ها خواب راحت دارم.»
ژاپني ها اعتقاد دارند كه هركس
با كاغذهاي اوريگامي هزار درناي كاغذي درست كند به آرزويش مي رسد.
پس از جنگ جهاني دوم دختر بچه اي در هيروشيما متولد شد به نام ساداكو ساساكي.
او به دليل وجود اثرات راديواكتيو، دچار سرطان خون شد. زماني كه او در بيمارستان
بستري بود، به تشويق دوستان همكلاسي اش شروع كرد به درست كردن درناهاي كاغذي تا شفا
يابد. او روي
بال تمام آن ها مي نوشت: «من صلح را روي بال تو مي
نويسم تا تو به همه جهان پرواز كني»
او زماني كه 644 درنا درست كرده بود و 12 سال بيشتر عمر نداشت، در گذشت. سال 1965
در پارك يادمان صلح در شهر هيروشيما مجسمه او را درست كردند. مردم ژاپن هر
سال در روز 6 اوت در اين پارك جمع مي شوند و دانش آموزان ژاپني در كنار مجسمه
ساداكو هزاران درناي كاغذي رنگ و وارنگ درست مي كنند.

اداي احترام دانش آموزان ژاپني به
ساداكو
يك سال پيش كيوما وزير دفاع وقت
ژاپن در صحبت هايش تلويحا گفته بود كه اين اقدام امريكا براي خاتمه دادن به جنگ
جهاني لازم بوده است.
بد نيست بدانيد كه امريكا مطمئن بود تا 10 سال پس از اين واقعه هيچ كشوري نمي تواند
به تكنولوژي بمب اتم دست پيدا كند. ولي شوروي، رقيب هميشگي امريكا با كمك دانشمندان
آلماني، 4 سال پس از اين واقعه به بمب اتم دست
پيدا كرد. اين خبر وحشتناك غرب را تكان داد و يكي از دلايلي بود كه باعث شد اين دو ابرقدرت جهان به جنگ سردشان پايان دهند.
علي آقا مربي



نظرات
صلح يعني همين. انتظار بيشتري از ما موجودات يه سر و دو گوش داري؟
ارسال توسط: محمد امين | شنبه، 19 مرداد 1387، 7:44 صبح
فكر ميكني اين دانشآموزان چرا و چطور اينقدر منظم در اين پارك حاضر شدن و اداي احترام ميكنن؟
من فكر ميكنم دليلش اينه كه معلماشون هم با تمام وجود حاضر به اداي احترام هستن و ظاهر و باطنشون درباره اين واقعه يكيه.
اصلا منظورم اين نيست كه با معلمان و دانشآموزان خودمون مقايسه كني ها !!
ارسال توسط: محمد امين | شنبه، 19 مرداد 1387، 7:47 صبح
سلام. خوشحالم که می بینم هنوز مشغول به وبلاگ نویسی هستید.آره هنوز هم اون بمب اثرات مخربی داره ولی با این حال اون ها به بزرگترین کشور صنعتی دنیا تبدیل شدند ولی ما چی؟
ارسال توسط: نوید نوری | شنبه، 19 مرداد 1387، 6:18 بعدازظهر
اگه شد یه سری به وبلاگ من www.navidnoori.parsiblog.com بزنید اصلا ازتون خبری نیست. امیدوارم هر جا که هستید موفق باشید
ارسال توسط: نوید نوری | شنبه، 19 مرداد 1387، 8:50 بعدازظهر
سلام من الان مدينه هستم و با مو بايل رفتم توي اينترنت بالاخره ما هم رفتيم مدينه. تا بعد يا حق
ارسال توسط: كسري | سه شنبه، 22 مرداد 1387، 5:03 بعدازظهر
سلام من الان مدينه هستم و با مو بايل رفتم توي اينترنت بالاخره ما هم رفتيم مدينه. تا بعد يا حق
ارسال توسط: كسري | سه شنبه، 22 مرداد 1387، 5:03 بعدازظهر
سلام من الان مدينه هستم و با مو بايل رفتم توي اينترنت بالاخره ما هم رفتيم مدينه. تا بعد يا حق
ارسال توسط: كسري | سه شنبه، 22 مرداد 1387، 5:03 بعدازظهر
سلام
برا همینه که رییس جمهور ما هم دنبال این ابر سلاحه ؟
دمش گرم
علی علی
ارسال توسط: آرام | پنجشنبه، 24 مرداد 1387، 11:42 بعدازظهر
سلام
بابا سربزنيد
ارسال توسط: بركت | شنبه، 26 مرداد 1387، 10:36 بعدازظهر
سلام
فکر می کنم بی دلیل نیست که اون بزرگ گفت : بعد از جنگ جهانی سوم انسان ها به بدویت می رسند ... این فیلم مدار صفر درجه فیلم جالبی بود یک جا حسینی میگه : این جنگ ها جهانی نه تنها نشان پیشرفت جهان نیست بلکه نشان نابودی انسانیت و سقوط بشریت به حقیقت راست می گه ... و در آخر در این بازار اگر سودی است با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی ... خدانگهدارتون
ارسال توسط: فاطمه السادات نبوی | دوشنبه، 28 مرداد 1387، 1:11 صبح
سلام
مطلب تاثر برانگيزي بود..
فكر كنم بعد اين حادثه بود كه انشتين گفت اگه يه بار ديگه دنيا مي اومد هيچ وقت دانشمند و فيزيكدان نميشد..
شادزي يا حق
ارسال توسط: رهگذر | چهارشنبه، 30 مرداد 1387، 7:09 بعدازظهر
سلام
ببين چه رويي داره "حالا شب ها خواب راحت دارم."
ارسال توسط: کاظم | دوشنبه، 4 شهریور 1387، 7:11 صبح
آقای نعمت مطلب بسیار زیبایی بود
اگر کتابی را می شناسید که در این باره چیز های بیشتری را نوشته لطفا به ایمیلم ارسال کنید
ارسال توسط: الف.غ | سه شنبه، 12 شهریور 1387، 7:06 بعدازظهر