« نامه اي با سر گشاده | صفحه اصلي | نسخه غربي2 »

نسخه غربي

متاسفم كه كتاب هاي علوم انساني وابسته به تمدن غرب، تمام ذهن ما را پر مي كند.
متاسفم كه تصور مي كنيم بهترين راه حل آن است كه دكترهاي غربي برايمان تجويز مي كنند.
متاسفم كه اداره جامعه مان را سپرده ايم به دست جامعه شناسان غربي.
متاسفم كه روح و روانمان را سپرده ايم به دست روانشناسان غربي.
متاسفم كه بايد در دانشگاه كتاب هاي اين غربي ها را حفظ كنم و نظرات آن ها را به عنوان نظرات خودم در برگه امتحاني ترم بنويسم.
متاسفم كه از غرب ياد گرفته ايم به جاي اين كه بدنمان را مقاوم كنيم، با يك پني سيلين، درپوشي بگذاريم بر تمام ناتواني هايمان.
متاسفم كه با خوردن قرص بچه دار مي شويم و با خوردن قرص جلوي بچه دار شدنمان را مي گيريم.
متاسفم كه اينقدر ايمانمان ضعيف شده كه فقط پليس مي تواند جلوي جرم و جنايتامان را بگيرد.
متاسفم كه يادمان رفته،‌ عالم محضر خداست.

در اين قرن گذشته و علي الخصوص اين پنجاه سال اخير اينقدر تفكرات غربي در وجودمان نفوذ كرده كه ديگر قادر به تشخيص راه درست و غلط نيستيم. به عنوان مثال سالهاست كه در اين كتاب هاي ترجمه شده خارجي به دنبال راه هاي كاهش اضطراب گشته ايم. مگر نه اين كه الا بذكر الله تطمئن القلوب.

اگر سري به كتاب فروشي هاي انقلاب بزنيد مي بينيد كه قفسه هايشان پر شده از كتاب هاي ترجمه شده خارجي كه دارد به ما صد و يك راه موفقيت، آرامش،‌ دوست يابي، همسرداري و ... را مي آموزد. متاسفم كه در تمام اين كتاب ها فقط نظرات غربي ها را نوشته. حتي در يكي از اين كتاب ها نيامده به ما بگويد راه حل پيشنهادي خدا چيست؟

كتاب هاي مديريتي ما پر شده از عالي ترين روشهاي كنترل و نظارت يك مدير بر زيردستانش.
در تمام كتاب سعي بر اين دارد كه به ما بگويد مهمترين وظيفه يك مدير هدايت عملكردها در جهت رسيدن به اهداف سازمان است. در نيمي از كتاب هم سعي شده راه هاي كنترل و نظارت را براي مديرانمان شرح دهد. اما هيچ كجاي اين كتاب ها حرفي از اين نشده كه اين كارمند سازمان شما هم آدم است و براي خودش شخصيت انساني دارد. هيچ كجاي اين كتاب ها براي شخصيت يك كارمند ارزشي قائل نشده.
متاسفم كه هيچ كجاي اين كتاب ها حرفي از اعتماد نيست.

از اين كتاب ها زياد خوانده ام ... اما در هيچ كدام حرفي از اين نيست كه مي توانيم به زيردستمان اعتماد كنيم. روش هاي نوين به ما ياد مي دهند كه ورود و خروج افرادمان را با كارت و اثرانگشت تعقيب كنيم. با دوربين مداربسته رفت و آمد و كاركردنشان را مراقب باشيم. دقيقه، دقيقه اضافه كاريشان را با پول جبران كنيم.

در چنين جوامعي كه متفكرين غربي راه درست و غلط را به ما نشان مي دهند، پليس مي شود مسئول برقراري نظم و امنيت اجتماعي. پليس مي شود مسئول ارشاد مردم.
متاسفم
واقعا متاسفم
راه درست و غلطمان را گم كرده ايم!!

علي آقا مربي

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/504.

نظرات

آها! حالا شد.
روانشناسی و علوم تربیتی و قرص و پنی سیلین تعطیل!
اصلا "تربیت"شدنی است نه ... !

ما باید دنیا رو مدیریت کنیم عزیزم... این شعار جناب رئیس جمهور است. پس سریعتر دست که کار شو...

سلام علی آقا مربی
می بینم که هنوز در جو فیلم آژانس شیشه ای هستی، انصافا فیلم قشنگی بود...
راه درست و غلط قرآن هست، و قرآن آن چیزی است که در بعد اجتماعی غربی ها تا حدود زیادی به آن عمل می کنند ولی ما نه در بعد اجتماعی و نه در بعد فردی به آن عمل نمی کنیم/.
علی آقا در قرآن و سیره محمد و آل طاهرش همه جا مشی بر اعتدال و عقل محوری است البته با جهت گیری الهی و قرآنی، نه بر تندروی و رادیکالیسم/.
اگر کمی به مدل اداره کشور های غربی نگاه کنی می بینی که شاید بسیار عامل تر از ما باشند پس ((انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال.))
در مورد نجات کشور از وضع فعلی هم باید بگویم من نظر تمامی صاحبنظران و علما را گفتم یقینا هستند دوستان عزیزی که مشی شعار را بر تفکر ترجیح می دهند و وضع فعلی را مطلوب می پندارند و حتی هستند دوستانی که علاقمندند تا جنگ جدیدی شروع شود و باب شهادت دوباره گشوده/.
ولی علی جان بدان که این راه به ترکستان است که اگر نبود الان وضع مادی و معنوی ما در 30 سال گذشته و بویژه در 3 سال گذشته با درآمد جنون آمیز نفتی، هر روز بدتر از دیروز نبود./
به هر حال یک چیز روشن است و آن اینکه همه ما خیر و صلاح کشور را می خواهیم، امیدوارم خداوند همه ما را به راهی که مرضی رضای خودش و در طول آن سعادت بندگانش است هدایت فرماید.
ان شاالله

سلام
مطلب تان را قبول دارم
جالب بود
اما نتیجه گیری را نه کاملا!....
والسلام

سلام.
نوشته ت احساسی بود.
من نمی دونم تصویری که من از غرب دارم تا چه حد به حقیقت نزدیکه اما این چیزی که تو گفتی خیلی پرته.
اتفاقا اگر در ریز روابطشون از نزدیک دقیق بشی اعتماد رو می بینی. می بینی بنا رو بر این گذاشتن که همه راست می گن مگر یه اقلیتی، همه آدم هستند غیر از یک عده قلیلی و اتفاقا اون دوربین های مداربسته هم واسه همون عده ست. این فرض شون دقیقا برخلاف پیش فرض سیستم در ایرانه که بنا رو بر این گذاشته که همه دزد و دودره هستند جز یه عده قلیلی و همه دروغ می گن جز یه عده قلیلی! یه خونه برو به نام کسی کن می فهمی چی می گم. از آرشیو قاجار هم باید بری استعلام بگیری.
از این مثال ها زیاده واردش نمی خوام بشم. یعنی سر مصداق دعوا نیست. نمی خوام بگم در غرب انسانیت موج می زنه اما بیش از ما واسه خودشون ارزش قائل هستند، حتی ارزشی که اونا واسه مهاجران ما قائل هستند به خاطر انسان بودن شون، ولو اینکه انقدر فکر می کنند تروریست و مهاجر و آویزون هستند، از ارزش و احترامی که اون مهاجر تو ایران دیده خیلی بیشتره. یکی از دلایلی که خیلی ها که رفتند موندنی می شن همینه
ضمن اینکه یه چیز دیگه هم هست. شما که می گی نه غربی، فرض ما بگیم باشه نه غربی، پس چی؟

نگاه کن! دنیا را داده اند دست مهندس ها! همه هم نخبه و رتبه های خوب و دانشکده های چنین و چنان!
همه هم مطلع از غرب و شرق فرنگ دیده و صاحب نظر!
همه هم علاقمند به احکام شسته و رفته و اجرایی که بشود با آن ، مشکلات را حل کرد:
"...نه غربی، پس چی؟!"

همه هم اسلام شناس!
می دانند اسلام چیست و می دانند که این اسلام در کجا بیشتر است :
"اگر کمی به مدل اداره کشور های غربی نگاه کنی می بینی که شاید بسیار عامل تر از ما باشند"
ای بابا ...
گم کرده ایم که شیپور را از کدام طرف می زنند

نگاه کن! دنیا را داده اند دست مهندس ها! همه هم نخبه و رتبه های خوب و دانشکده های چنین و چنان!
همه هم مطلع از غرب و شرق فرنگ دیده و صاحب نظر!
همه هم علاقمند به احکام شسته و رفته و اجرایی که بشود با آن ، مشکلات را حل کرد:
"...نه غربی، پس چی؟!"

همه هم اسلام شناس!
می دانند اسلام چیست و می دانند که این اسلام در کجا بیشتر است :
"اگر کمی به مدل اداره کشور های غربی نگاه کنی می بینی که شاید بسیار عامل تر از ما باشند"
ای بابا ...
گم کرده ایم که شیپور را از کدام طرف می زنند

کنار تأسفات‏تان چند تای دیگری هم اضافه کردیم و خوردیم (تأسف!)
اما یه چیزی یادم اومد از فرمایشات امام باقر علیه‏السلام که:
"سخن نیک را از هر کسی، هر چند به آن عمل نکند، فرا گیرید."
این وسط این غربی هایی که اون جور ازشون گفتید، این رو خیلی خوب تر و بهتر از ما بلدن و عمل میکنن. قرآن ما رو بر میدارن و تو دانشگاه هاشون بررسی میکنن (البته فارغ از دید سیاسی و استفاده استراتژیک از آن برای صدمه زدن به اسلام) خیلی جاها هم موارد خوب و نکات آن را استفاده میکنند. مگر نبود آن زمان که کتب دانشمندان چند صد سال پیش ما رو گرفتن و بررسی کردن، آنقدر که از همان ها به اینجا رسیدن و حالا ما دنبال آنها راه افتادیم.
خیلی چیزها را از یاد برده ایم، نخواستیم، رها کردیم و به این روز افتادیم.
ضعف اصلی هم با مدیریت ضعیف شروع شد.
راستی احیاناً مدیریت نخوندین (/نمیخونین)؟ مطلب‏تون یه جور نگاه یه دانشجوی مدیریت با زمینه‏ی مذهب رو داشت. با این حال اگه درست بگم یه مبحث "رفتار سازمانی" هم هست که فکر کنم موقع نگارش از یادش غافل شدید، اگه درست بگم تو این مبحث همون بحث اعتماد و ارزش کارمند به عنوان انسان و این چیزها مطرح میشه.
به هرحال امیدوارم بخوایم و بسازیم. خودمون و مملکت‏مون رو.
امیدوارم مدیران و مسئولینی متخصص و البته متعهد که سرفرازی ایران رو میخوان روی کار بیان و هوشیارانه عمل کنن، انشاءالله.
موفق باشید.

ارسال نظر

نكته‌ها :

در جستجوي « اصل جهادي » : http://www.RazeDel.com/del