خامي مي كنيم
اين نمراتي كه ما به اين بچه ها
مي دهيم خيلي بيشتر از آن چيزي كه ما فكر مي كنيم برايشان مهم است.
اين نمرات كارنامه خيلي بيشتر از آن چيزي كه ما فكرش را بكنيم خانواده ها را به هم
مي ريزد.

مشكل آن جاست كه ما اين ها را
نمي بينيم. متاسفانه خطايمان زياد است. براي حفظ كلاس كارمان هم كه شده سعي مي كنيم
خطايمان را توجيه كنيم.
من به شخصه برايم مهم نيست كه در كلاس درس بچه ها مرا دوست داشته باشند. مي خواهم
كه رياضي را دوست داشته باشند. بدانند كه رياضي چقدر ساده، منطقي و شيرين است. اگر
بچه درسش را دوست داشته باشد، معلمش را هم دوست دارد و به مدرسه اش هم عشق مي ورزد.
متاسفانه خطايمان زياد است.
علي آقا مربي
نظرات
اتفاقاً اشتباه و خامیتان سر همان نتیجه گیریتان است!
اگر بچه، معلماش را دوست داشته باشد، تمام است... درساش را هم دوست خواهد داشت، مدرسهاش را هم حتی...
اصلاً سر همین بوده که گفتند:
"درس معلم ار بود، زمزمه محبتی ... جمعه به مکتب آورد، طفل گریزپای را"
جسارت بنده رو ببخشیدا، از مقام یه دانش آموز گفتم! چیزی که برای خودم بوده!
البته نمیگم که باید سعی کنید همه بچه ها دوست تون داشته باشند و اینها، اما خب، خیلی تأثیر داره، باور کنید!
موفق باشید.
ارسال توسط: نجوا | چهارشنبه، 7 بهمن 1388، 7:39 بعدازظهر
نجوا جان این چیزی که می گی درسته هردو رابطه صادقه اما شعری که آوردی خودش می گه درس معلم ار بود... نمی گه که معلم ار بود! آق علی مربی هم همینو می گه.خلاصه جفتتون درست می گین!ولی کو؟ خیلی کم پیش می یاد !
ارسال توسط: ظریف خالی | چهارشنبه، 7 بهمن 1388، 11:45 بعدازظهر
ظریف خالی!
مرسی از تذکرت :)
شاید شاهد مثالم درست نبود، اما خب برا من، اون "زمزمۀ محبت"ش بیشتر تو چشم بود، که به نظرم هم بر میگرده به معلم!
فکر نکنم بشه که دانش آموزی از معلمِ درسی بدش بیاد بعد عاشق درس بشه، اما برعکسش رو دیدم، برام خودم هم زیاد تجربه شده. یعنی درسی بوده که فقط به خاطر نوع بیان و شخصیت استاد یا معلمش برام جالب بوده، درحالیکه همون درس رو معلم دیگه ای هم برام داده بود و نمره هام افتضاح بود.
نمیدونم، شاید به شخصیت دانش آموز خیلی ربط داره، به هرحال معلم ها باید روانشناسی هم بلد باشن دیگه :دی
خلاصه مرسی از تذکر :)
ارسال توسط: نجوا | پنجشنبه، 8 بهمن 1388، 9:02 بعدازظهر