والبُزن 32 !
جهادي تموم شد.
با جهادي خيلي چيزهاي خوب تموم شد؛ خيلي چيزهايي که بايد يک سال صبر کنيم تا شايد
دوباره بريم جهادي و دوباره ازشون لذت ببريم. مگر اينکه سعي کنيم «
جهادگر » بمونيم
و به ياد « جهادي » باشيم.
جهادي خيلي سوغاتي داشت برامون: نماز اول وقت خوندن، خاکي بودن، رفيق واقعي داشتن،
بيکار نبودن، سحرخيز بودن، خاکي و ساده بودن، گناه نکردن، همدرد مردم بودن، بنز
سوار نشدن، گرما و عطش چشيدن، شوخي کردن بدون آزار دوستان؛ همه ي اين ها و خيلي
چيزاي ديگه با جهادي تموم ميشه؛ اگه جهادي رو فراموش کنيم.
ديگه توي تهران سخته آدم حسابي باشيم. سخته توي صحبت مون غيبت نکنيم. سخته طوري
شوخي کنيم که کسي ناراحت نشه. سخته همديگه رو با لقب صدا نکنيم. سخته به بزرگ تر از
خودمون احترام بذاريم. سخته کساني رو که زيردستمون هستن به اندازه رييس مون تحويل
بگيريم. سخته به هموطن مون خدمت کنيم. سخته اگه کاري زمين مونده بدون اينکه بهمون
بگن انجامش بديم. سخته به جاي اينکه پاي تلويزيون بشينيم، کتاب بخونيم. سخته به جاي
اينکه توي اينترنت وقت تلف کنيم، با دوستان مون باشيم.
خيلي چيزا توي تهران سخته. اما ديديم که غير ممکن نيست. فقط سخته. فقط همين. جهادي
هم لذت بخشه چون سخته. پس همه ي اين کارهاي سخت مي تونه برامون لذت بخش باشه. فقط
اراده مي خواد. فقط همين.
جهادي تموم شد. اما خيلي چيزا برامون گذاشت. خدا کنه مولا عنايت کنه و لذت جهادي ديرتر از زير زبونمون بره. بيا هر شب قبل از خواب بگيم « مولاي، اني ببابک » تا يادمون نره چه روزهاي خوبي داشتيم . . .
نظرات
مولاي اني ببزنک
اين دعا را هرشب 100 بار با صداي بلند بخوان و سينه بزن.
حتما حاجت مي گيري
ارسال توسط: علی آقا مربی | سه شنبه، 7 شهریور 1385، 0:52 بعدازظهر
مثل اينکه خيلي خوش گذشته! ايشالا خدا بيشترش کنه!
راستي يه بار هم بنزتو بيار ما هم سوارش بشيم ....
ارسال توسط: علی | سه شنبه، 7 شهریور 1385، 1:22 بعدازظهر
آقا رسيدن بخير. مشتاق ديدار. خسته نباشي...
ارسال توسط: كاظم | سه شنبه، 7 شهریور 1385، 3:02 بعدازظهر
سجاد هم پسر خوبي بود.
قضيه 32 را نفهميدم.
قضيه بنز را براي علي توضيح بده.
ارسال توسط: علی آقا مربی | سه شنبه، 7 شهریور 1385، 4:37 بعدازظهر
سلام
خيرمقدم، چه خبر، راه کجا يار کدام؟
ارسال توسط: م - مسیح | سه شنبه، 7 شهریور 1385، 7:51 بعدازظهر
انشالله هميشه پيروز باشيد .... ان هم در جهادي و ديگر مراحل زندگي تان ...
ارسال توسط: ایروانی | سه شنبه، 7 شهریور 1385، 7:58 بعدازظهر
بابا اي ول . خدا قبول کند . چرا عروسي نيامدي . دلمان تنگ است .
ارسال توسط: آرام | سه شنبه، 7 شهریور 1385، 8:35 بعدازظهر
به به به، خوش اومدي.
قضيه بنز چيه؟
ارسال توسط: ميرهادي | چهارشنبه، 8 شهریور 1385، 0:39 صبح
del khor baraye chi?
ارسال توسط: فراز | چهارشنبه، 8 شهریور 1385، 0:08 بعدازظهر
من موندم...
بنز سوار شدن گناهه مگه؟...
ولي من فكر مي كنم جهادي يه شروعه...شروع واسه جهاد واقعي...
آخه "نماز اول وقت خوندن، خاکي بودن، رفيق واقعي داشتن، بيکار نبودن، سحرخيز بودن، خاکي و ساده بودن، گناه نکردن، همدرد مردم بودن، ... " تو جهادي كه هنر نيست...مهم ادامشه...
ارسال توسط: امين | چهارشنبه، 8 شهریور 1385، 1:46 بعدازظهر
بنز سوارشدن گناه نيست ولي...
نظرت چيه رسانه ايش كنيم؟
ارسال توسط: ميرهادي | چهارشنبه، 8 شهریور 1385، 3:26 بعدازظهر
salam, khosh be hale jahadi ke to tush bashi, hatman jahadi ham delesh vasat tang mishe ... , ya ALI
ارسال توسط: meghdad | پنجشنبه، 9 شهریور 1385، 11:18 صبح
سلام خسته نباشين اون طور که پيداس جهادي خوبي بوده اميدوارم همه اين تجربه هاي قشنگ توي روزمرگيهاتون کمکتون کنن
موفق باشين
ارسال توسط: مرضیه السادات | پنجشنبه، 9 شهریور 1385، 4:36 بعدازظهر
سلام
خسته نباشيد و خدا خيرتون بده ، تو پست قبل نه قبليشم احساس شعفي که از اين کارتون بهم دست داد رو گفتم ، انشاالله خدا به من هم لياقت خدمت رو بده
موفق باشيد
منتظر حضور گرمتون هستم
راستي مطلب امروز لبنان کربلاست هم عالي بود
ارسال توسط: مهتاب | پنجشنبه، 9 شهریور 1385، 5:45 بعدازظهر
علي الحساب اطلاعات كلي كه از اين عزيز دلمون! و بنز بازي هاش داري بفرست.
(اگر امروز كه چه بهتر،تا فرصت هست...)
اسم و سمت دقيق و سابقه و...
انشالله كه خير ميشه!!
بعد ميريم تو كار رسانه و فيلم انشالله.
ارسال توسط: ميرهادي | جمعه، 10 شهریور 1385، 1:58 صبح
خسته نباشيد!
مدل بنزش چي بود حالا!؟
ارسال توسط: رضا | جمعه، 10 شهریور 1385، 1:25 بعدازظهر
گفتن يه چيزي برام خيلي دردناکه!
ديدمتون بهتون ميگم!
ارسال توسط: محمد حسین | شنبه، 11 شهریور 1385، 1:54 صبح
جهادي...
من...
بنز...
ارسال توسط: محمد حسین | شنبه، 11 شهریور 1385، 2:00 صبح
سلام
خوش گذشت ؟ من هم هروقت از يک اردويي چيزي ميام دلم واسه خيلي چيز ها تنگ ميشه . مثل اين بار . صبح که بيدار شدم دنبال رفقا ميگشتم که با هم بريم حرم .
راستي کدوم يکي رو مي گفتي آشناس ؟ !!!!!!
ارسال توسط: علی | دوشنبه، 13 شهریور 1385، 0:46 صبح
اينا رو ول کنيد استاد!
يک فيلتر شکن خوب سراغ نداريد؟
ارسال توسط: داوداحمدی | دوشنبه، 13 شهریور 1385، 3:12 صبح
به روزم يه سر بزنيد.
ارسال توسط: فراز | دوشنبه، 13 شهریور 1385، 2:00 بعدازظهر
مولا عنايت کرده و ما رو دوباره فرستاده مشهد ! ولي تو مشهدم که باشم به روز ميکنم (از رو به روي زيست خاور )
روي اين که نذارم جهادي هم تموم شه فکر ميکنم !
يه سري بزنيد
تا بعد _ بي کلام
ارسال توسط: ShangoolS | دوشنبه، 13 شهریور 1385، 3:27 بعدازظهر
سلام
يا اينکه هنوز فقط سه سال جهادي رفتم خيلي از چيزهاي مهم تعيين کننده ام رو از اين اردو دارم ان شاءالله بازم قسمت بشه.
يا علي
ارسال توسط: مصطفی | دوشنبه، 13 شهریور 1385، 11:49 بعدازظهر
با سلام
تا زمانی که راجع به قالب اردوهای جهادی یک تجدید نظر نشود. وضعیت همان است.
حالا خوبه شما مخالفی. چون به عنوان یه بزرگتر راحت تر می توانی تابلوی شکل گرفته در ذهن بچه ها (مبنی بر اینکه هر چه در اردوهای قبل تر تجربه کرده اند ملاک عمل است) رو بشکنی.
جهادی باشید. اگر خدا بخواهد.
ارسال توسط: م - مسیح | دوشنبه، 20 شهریور 1385، 0:49 صبح