« آهنگ توسعه | صفحه اصلي | يکی از چهار تا - قسمت دوم »

يکی از چهار تا - قسمت اول

در این مطلب و مطالب روز های آینده می خواهم جمعبندی را که تا کنون از انتخابات ریاست جمهوری ایران و کاندیدا های آن در ذهنم شکل گرفته است بیان کنم.
1.محمود احمدی نژاد: رئیس جمهور کنونی ایران که از روز اول رسیدن به این پست به وضوح به انتخابات بعد فکر می کرد. این مرد و البته همراهانش برای پیروزی در انتخابات هر امری را مجاز می شمارند و از تمسخر، دروغگویی و تظاهر هیچ ابایی ندارند. با مردم رو راست نیستند و از اتلاف بیت المال برای گرفتن رای بیشتر استفاده می کنند. اتفاق نامطلوب دیگری که در زمان ایشان بیش از پیش در کشور پررنگ شده است کنار گذاشتن اقلیت نخبگان و پرداختن به اکثریتی است که برای گرفتن رایشان می باید شکمشان را سیر کرد. به قول استاد بزرگوار ما در این دوران از کل وزن بدن یک کیلو و نیم مغز را جدا کرده اند و هدف پرورش بقیه قسمت ها شده است. البته این طور هم نیست که کلا اطرافیان ایشان افراد بیسواد باشند که حلقه یاران ایشان را باسوادانی تشکیل می دهند که معتقد به کار هیاتی باشند و همان تفکر پرداختن به اکثریت را داشته باشند.
دقیقا همین رویکرد را در سیاست خارجی نیز می توانید ببینید. امروز کشور ما از تعامل با کشور های بزرگ اگرچه دور شده است، اما روابطمان با کشورهای دیگری که حتی شاید جمعیت زیادی هم داشته باشند ولی از لحاظ گردش مالی و تولید علم و ثروت دارای وزنی نیستند گسترش یافته است.
اما احمدی نژاد ساده زیست است و در عین حال باهوش و زیرک. در این شکی ندارم. دزد نیست و اگر هم پولی در ایام کاری ایشان جابجا شده به نظرم طبیعی است و در همه دولت های قبلی نیز بوده است. آنچه باعث می شود از او حمایت نکنم نه ماجرای پرونده های مالی اثبات نشده وی است، که تفکر اوست که سعی می کند با فاصله گرفتن از نخبگان در دل مردم جای باز کند و با بکار گیری ادبیات کوچه و بازار محبت مردم را کسب کند.
2. دکتر محسن رضایی: رضایی برای من فرد قابل احترامی است که وفاداری خود را به کشورش و آرمان هایش اثبات کرده است. روزی که وظیفه اش جنگیدن بوده جانش را در کف دست گرفته است و امروز که در رده های مدیریتی ضعف می بیند خود را وارد میدان کرده است. با فکر و با برنامه وارد شده است و بکار بردن کلماتی نظیر فدرال اقتصادی و دولت سایه نشان می دهد خودش یا اطرافیانش اهل مطالعه اند. رضایی با هاشمی رابطه خوبی دارد و بسیاری پیشرفت های کنونی زندگی اش را مدیون وی است. با پشتوانه مسائل اقتصادی و طرح هایی در این زمینه وارد گود شده است که به نظرم رویکرد خوبی است.
اما به نظر من حد رضایی ریاست جمهوری نیست. همانطور که حد رئیس جمهور کنونی نیز حداکثر رئیس کمیته امداد است و حد امیر قلعه نوعی هدایت یک تیم باشگاهی. مهره های ارزشمند ما باید در جای مناسب خود بکار گرفته شوند وگرنه تبدیل به مهره هایی سوخته می شوند که دیگر در جای صحیح خود هم قابل استفاده نیستند. به هر حال رضایی گزینه دوم من در این انتخابات است.

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/545.

نظرات

1.یکی از چهارتا یعنی یکی از چهارتا و نه دوتا از چهارتا...همینجوری
2. چون فهمیدیم به ترتیب حروف الفباست از انتقاد دوم صرف نظر می شود!
3. در مورد 1 که جای بحث نیست که به قول شیخنا! ماکه دولت نبودیم که بتونیم آمار غلط جناب دکتر حاج محمود (آخرین ورژن تبلیغات سطح شهر از اتحادیه قهوه خانه داران) رو اصلاح کنیم و اینکه دروغ هر چه بزرگتر باشه راحت تر باور میشه اونم از سوی توده ای که بغض شدیدی نسبت به بیعدالتی داره.
4. در مورد 2 هم شعار دولت سایه و اقتصاد آزاد نشون داد که در حد نیمساعت اول مناظره برای تکمیل ژست جواب میده. گرچه نباید منکر وجود تفکر(حتی ازنوع کپسولی و قابل کاربرد در موارد خاص مثل انتخابات) پشت این سیاست ها شد ولی اعتقاد دارم اینا بیشتر سیاست های ترجمه ایه که با ساختار اداری و اقتصادی ایران نمیخونه ودر حد همین شعار هم باقی میمونه.
5.فعلا نقطه!

ارسال نظر

راهي به آسمان :

رازهاي نهفته‌ي گفتني : http://www.RazeDel.com/raz