يکی از چهار تا - قسمت دوم
3- مهدی کروبی: این مرد را درک نمی کنم. در بهترین حالت می توانم بگویم طلب قدرت او را به این عرصه کشیده است. او که تا حالا بسیاری از مناصب حکومتی را تجربه کرده است، حالا در پی تکمیل گنجینه افتخارات خود است. به لحاظ حضوری که در نظام داشته است حرفش تا حدی برو دارد و جرات مخالفت علنی با او در رده هایی از نظام دیده نمی شود. مهمترین عاملی که باعث می شود به او رای ندهم اطرافیان اوست. کسانی که به نظر من تنها دلیل حضورشان در اطراف کروبی فرصت طلبی، استفاده از برندگی شیخ است تا با بقیه تصفیه حساب کنند. کروبی که این روزها دم از حقوق شهروندی می زند، مطمئنم تعریفی از آن ندارد و احتمالا کارشناسان باید بیایند و تعریف کنند.
کروبی خودش هم می داند برای حضورش نسبت به دیگران نیاز بیشتری به مشاورین و کارشناسان دارد و تلاش کرده آنها را جمع کند. امااین انتخاب خوب انجام نشده و لذا اطرافیانش فرد هستند نه یک تفکر و حزب سیاسی.
کروبی ساده حرف می زند و با بیان طرح های عامه پسندی مثل اهدای هرماه پول به هر کس در پی جمع کردن رای است و برای این کار حاضر است با هر کس و ناکسی وارد مذاکره شود.لذا کروبی را هم نیستم.
4- میرحسین موسوی: اگر تا اینجای مطلب را خوانده باشید میدانید که طبعا به این فرد رای می دهم. موسوی فردی است که بعد از nسال وارد صحنه شده است، با خاتمی توافق نکرد که آمد تا با او رقابت کند. لذا این فرد یک اصلاح طلب نیست. موسوی قطعا یک اصول گراست. آمده وضع موجود را اصلاح کند تا به اصول برسد. خاتمی با اوست و این امر در حمایت من از او بی تاثیر نیست. حد و اندازه های رئیس جمهور را دارد و از آن مهمتر دنبال ماجراجویی نیست. تیم خبرگان او به حد کافی کارکشته اند تا در کوتاه ترین مدت سیستم را به تعادل برسانند. با مردم رو راست است و از کسی برای گفتن حق و حقیقت نمی ترسد. اما نمی دانم موسوی هنوز به مبارزه می اندیشد و توانایی این کار را دارد یا خیر. او حراف نیست و بلد نیست داد بزند. اصولا در کشور ما هرکس خوب حرف بزند رای می آورد و این امر کار مهندس را امروز سخت کرده است.
نظرات
خوش به حالت كه وقت سرزدن داري
ارسال توسط: محمد امين | سه شنبه، 19 خرداد 1388، 10:31 بعدازظهر