جملات به هم نچسبيده
1. این روز ها مثل بقیه دوستان دل و دماغی برای نوشتن نمانده است. گفتم بنویسم تا بماند اما هرچه تلاش کردم این جملات به هم نچسبید.
2. کلا نمی توانم رسانه ملی نگاه کنم. کلا عرض می کنم. حتی فوتبال و سریال و ... البته با قرص اعصاب هنوز امتحان نکرده ام.
3. چند نفری از بشاگرد مهمان من بودند. البته میزبان خوبی نبودم. امیدوارم دفعه بعد با سلامت کامل بیایند تهران. بندگان خدا از تعجب حتی صحبت هم نمی توانستند بکنند. آنچه را می دیدند باورشان نمی شد.
4. برای درمان جراحت ها به هر دری می زنم. اما به گمانم فقط گذر زمان معالج آنهاست.
5. خواهرک می گوید: دل خوش سیری چند؟ من با خودم مبارزه می کنم. این تلاش حالم را بهتر می کند.
6. در این زمانه که بردن آبروی دیگران افتخار شده است، بگذار ما هم به کمبود تعقل متهم شویم.
7. در این روزها که توقف تپش قلب من کسانی را خوشحال می کند، به دنبال قلبی تپنده می گردم.
نظرات
سلام
جملات زیبایی بود
روزی شعور داشتیم فقط روزی
ارسال توسط: هدی الحان | چهارشنبه، 10 تیر 1388، 3:48 بعدازظهر