اولین نوشته فارسی، یک متن تلخ
این اولین نوشته فارسی توی سحر از بلاد کفر است. باشد که آخریش هم نباشد، باشد که این قدر هم تلخ نباشد.
انگار همین دیروز بود، یک هفته به رفتن، باز هم جلسات سه تفنگدار که من عاشقشم، اما اینبار به مناسبت ورودی جدید و رفتن
باز هم بحث سیاسی، باز هم تحلیل های فنی غیر فنی، باز هم شام خوشمزه و اینبار طعم تلخ دوری
"زندگی در کنار هم
در سرزمینی آزاد
برایتان شادی به همراه بیاورد
بازگردید و شادیتان را با ما که دوستتان داریم تقسیم کنید."
و امروز خبر دستگیری، حتی باورش هم برایم مشکل است.
اه این ساعت لعنی هم نمی گذرد، زودتر صبح شود تا از تهران خبری بگیرم
دوستانمان را آزاد کنید، آزاد کنید ...
نظرات
خيلي هم استرس نداشته باش
اينجا اگر هم کسي را بگيرند بعد يه ماه عذرخواهي مي کنن و ولش مي کنن. طرف دعوا اصلا ما نيستيم که. فقط اين وسط گوشت قربوني عباس مويه!!
ارسال توسط: علي آقا مربي | شنبه، 24 بهمن 1388، 3:22 بعدازظهر