تونل
گاهی اوقات می شود از مشکلات کوهی ساخت غیر قابل حل. گاهی اوقات حتی ظاهر مشکلات هم می ترساند آدم را. امروز که چنین است تصمیم گرفته ام قدم به قدم به پیشواز مشکلات بروم، حتی اگر تصور غلبه بر این مشکلات بعید به نظر برسد.
احساس کسی رادارم که وارد تونلی می شود که دیوارهایش هرلحظه امکان دارد بر سرش آوار شود. که در خروجی این تونل تصویر چشم نوازی از آینده به نظر می رسد. تصمیم دارم وارد شوم و در هر لحظه مواظب باشم. احتیاط کنم و از هدف نهایی غافل نشوم. چشم را که می بندم خود را در زیر آوار احساس می کنم و وقتی باز می کنم چیزی در آن سوی تونل مرا به خود می خواند.
دست به ریسکی می زنم عجیب!