ول واژه ها :

عادت بر اساس عبادت بايد باشد نه عبادت بر اساس عادت.‏

چهارشنبه 3 تیر 1388

باران

باران آمد

باران دیشب آمد

دانه هایی که برای کبوترها ریخته بودم خیس شد

دبه های نفتمان هم خیس شد

اما نفتی توی آنها نبود

چند روز است که نفتمان تمام شده

بابا پول ندارد که نفت بخرد

سردمان است

بیرون هوا سرد است

توی خانه هم سرد است

اما همه از یک خانواده گرم صحبت می کنند

دیروز از جلوی دانشگاه رد شدم

همه شعار می دادند

بعضی ها هم حرف می زدند

آنها یکدیگر را زدند

آنها آزادی می خواستند

آنهایی که کتک زدند آزاد شدند

آنهایی که کتک خوردند آزاد بودند

آنها آزادی را فقط برای خودشان می خواستند

الآن همه آزادند

اما بابای من می ترسد که به زندان برود

بابا بدهکار است

مامان بابا را دوست دارد

روزها که بابا می رود کارگری مامان گریه می کند

مامان عکس امام را می بوسد و گریه می کند

عکس آقا را هم می بوسد

عکس علی را هم می بوسد

علی برادرم است

علی توی جنگ کشته شده

جنگ خیلی سال پیش بود

الآن غنیمت هایش هم تقسیم شده

حالا باید از اول شروع کنیم

جنگ خیلی سال پیش بود

اما مبارزه هنوز هم هست

دیروز از جلوی دانشگاه رد شدم

آنها آزادی می خواستند

آنهایی که آزادی می خواستند آزاد بودند

حالا ما باید از اول شروع کنیم

همه چیز را از بین برده اند تا آزاد باشند

هر چیزی که علی ساخته بود را خراب کردند

حالا باید از اول شروع کنیم

ما عدالت می خواهیم

عدالت که باشد آزادی هم عادلانه تقسیم می شود

حالا ما باید از اول شروع کنیم

اینبار آنها را راه نمی دهیم

آنها همه چیز را برای خودشان می خواهند

حالا باید از اول شروع کنیم

عکس امام را می بوسم

عکس آقا را هم می بوسم

عکس علی را هم می بوسم

علی بعضی وقتها به من سر می زند

وقتی علی می آید باران هم می بارد

دیشب باران آمد

به نقل از مهر آب

چهارشنبه 20 خرداد 1388

نه با چپ چپم من نه با راست دشمن

- نه دنبال «باران»

- نه مجذوب «ياران»

- نه در «اعتدالم »

- نه با «ائتلافم»

- نه «ميهن پرستم»

- نه با حزب «سازندگي» عهد بستم

- نه «سبزم» نه زردم

- نه با «توسعه» در نبردم

- نه دنبال عشق و «مودت»

- نه دنبال «توليد» ثروت

- نه «فرزند ايران»

- نه حزب «جوانان»

- نه «روحانيون» را رئيسم

- نه در «جامعه» كاسه ليسم

- نه دنبال احزاب «پاكم»

- نه «خرداديان» را هلاكم

- نه در حزب «كارم»

- نه بر پله هاي «ترقي» سوارم

- نه با جمع «نسوان»

- نه در حزب «ايران»

- نه با «اتحادم»

- نه با «اعتمادم»

- نه اندر «رفاهم»

- نه دنبال حزب و سپاهم

- نه «همبستگي» را مريدم

- نه «آزادگان» را مرادم

- نه با چپ چپم من

- نه با راست دشمن

- اصولي و اصلاح گر هم نيم من

- من اينم كه هستم ، بگويم كيم من؟

- من ايرانيم

- در ركاب امينم

- سرا پا دو گوشم

- به هوشم

- به بانگي ز سيد علي مي‌خروشم

- پي يك اشاره

- دوباره ، سه باره

- پياده ، سواره

- به فرمان رهبر

- نهم سر

- روم پاي صندوق ، يك بار ديگر

- به ياد شهيدان

- شهيدان دوران

- كه رفتند تا ما بمانيم و ايران

- ببندم ز اعماق جان عهد و پيمان

- كنم با ولي زمانه

- يكي بيعتي جاودانه

- روم پاي صندوق بيعت

- كنم ياد از پير امّت

- به ياد امامم

- به عهدي كه با رهبر خويش بستم بمانم. بمانم . بمانم .

دوستان گرامی:

در قسمت اول ابیات بالا سعی شده در هر مصراع به یک حزب یا گروه فعال سیاسی اشاره شود. لذا توجه به این نکته برای درک بهتر ابیات ضروری به نظر می رسد.

مشهد مقدس. محمدرضا ث
http://rasmezamaneh.blogfa.com

یکشنبه 27 اردیبهشت 1388

Bahjat.jpg


نوشته‌هاي قديمي

خبردار باشيد


    عضويت لغو عضويت

آمار نا محرمانه !

لوگوي ول‌شدگان اطلاع از به روز رساني

اشتراک RSS        اشتراک ATOM

[RSS چيست؟]