صحرا، دريا و مقولهي باران
*
صحرا، باران كه مي بارد گاهي سيل مي شود روي خاك تشنه.
اما فردايش دوباره خشك مي شود و ترك مي خورد لبهاي صحرا.
صحرا بودن فايده اي ندارد. صحرا در حسرت باران است هميشه و باران كه مي بارد...
دريا بودن اما، چيز ديگري است. دريا نمي داند كي باران مي بارد و كي نمي بارد، كه باران هم از اوست و او از باران.
باران مي آيد و مي رود و دريا هميشه درياست.
*
اين نوشته از دوست عزيزم عليرضا بود.
*
كاش آدم همه جا دريا باشد. توي كوچه و خيابان و توي وبلاگ.
نظرات
good
ارسال توسط: صادق | چهارشنبه، 18 مرداد 1385، 5:13 بعدازظهر
سلام. ای آقا! ما که نمیتونیم دریا باشیم. چون ما مردیم! دریا اسم دختر است! خوبیت نداره و مردم چی میگن و این حرفا! خوبی؟ کامنت قبلیم رو نخوندی؟ منتظر جوابم. یا علی
ارسال توسط: مجید عزیزی | چهارشنبه، 7 تیر 1385، 4:37 بعدازظهر
هنر آن است که بمیری پیش از ان که بمیرانندت
ارسال توسط: محمد امين | دوشنبه، 5 تیر 1385، 6:07 صبح
هنر آن است که کوير باشي؛ به طراوت دريا!
ارسال توسط: علي | یکشنبه، 4 تیر 1385، 9:25 بعدازظهر
با encoding مغزم نوشته هاي شما را اينگونه مي بينم:
آزمون وريدي بدبختي گول خوردن مفيد به خاك سياه نشستن علامه دروس اختصاصي قبول نشدم دروس عمومي شهيد آقايي دروغگو موفقيت؟ شكست؟ مصاحبه آقاي ذوقي پور...
فردا آزمون ورودي مفيده!
ارسال توسط: بهزاد | یکشنبه، 4 تیر 1385، 5:56 بعدازظهر
سلام،
اول که من نمی تونم دریا بشم (حداقل تا اطلاع ثانوی)
دوم که دیگه آدم فکر می کنه زندگیش یکنواخت میشه، چون همیشه ثابت است
سیم رحمت خدا مثل باران است؛ خدا ما را مثل زمین قرار داده. باید سعی کنیم باغ باشیم یا شوره زار
یا علی
ارسال توسط: مقداد | جمعه، 2 تیر 1385، 10:33 صبح
سلام به گمانم بچه هاي تيم ملي اين جا را مي خوانند منظورم كعبي است با آن حركتش در بازي با پرتقال (چشمك)
سيد جان آنها كه گفتي قابل قبول نبود
ارسال توسط: صبا | جمعه، 2 تیر 1385، 8:09 صبح
سلام ببخشيد چند روز نبودم الان من به روزم....!!
ارسال توسط: فراز | پنجشنبه، 1 تیر 1385، 11:06 بعدازظهر
سلام. لازمه شرایط 3 رو بیشتر بررسی کنیم. یه وقت توپ برای جلسه درنظر بگیر. یا علی
ارسال توسط: محمد امین | پنجشنبه، 1 تیر 1385، 10:04 بعدازظهر
این آهنگ بدجوری داره توی وبلاگ های همسایه اپیدمی می شه! دقت کردید؟!
ارسال توسط: dj | پنجشنبه، 1 تیر 1385، 3:38 بعدازظهر
سلام.
ما قطره ايم. بايد همراه دريا باشيم، تا بتونيم دريا بشيم.
يا علي.
ارسال توسط: سيد مسعود | چهارشنبه، 31 خرداد 1385، 10:31 بعدازظهر
دريا صدا كه ميزندم وقت كار نيست
ديگر مرا به مشغله اي اختيار نيست
پر ميكشم به جانب هم بغض هر شبم
آئينه اي كه هيچ زمانش غبار نيست
دريا و من چقدر شبيهيم گرچه باز
من سخت بيقرارم و او بي قرار نيست
با او چه خوب ميشود از حال خويش گفت
دريا كه از اهالي اين روزگار نيست
امشب ولي هواي جنون موج ميزند
دريا سرش به هيچ سري سازگار نيست
اي كاش از تو هيچ نميگفتمش ببين
دريا هم اينچنين كه منم بردبار نيست
ارسال توسط: فا- عين | چهارشنبه، 31 خرداد 1385، 5:55 بعدازظهر
ShangoolS بودن اما چیز دیگریست .
ShangoolS نمیداند کی سید است و کی حاجی !
گاه سیدی را تجربه میکند و گاهی هم حاجی بودن را وشاید هر دو باهم اما ...
ShangoolS همیشه ShangoolS می ماند !!!!!!
تابعد _ بی کلام
ارسال توسط: ShangoolS | چهارشنبه، 31 خرداد 1385، 1:02 بعدازظهر
چه قدر فانتزي...
ارسال توسط: كاظم | چهارشنبه، 31 خرداد 1385، 1:15 صبح