پيامبر
كودك كه بود زمين و آسمان را به هم مي دوخت.
شيطان و بازيگوش،
هميشه عاشق شكستن و آتش بازي بود.
براي همين بود كه وقتي بزرگتر شد كارهاي هيجان انگيز زياد مي كرد.
حتي يكبار افتاد توي آتش،
شانس آورد كه نسوخت.
همه مي گفتند معجزه رخ داده.
چند بار هم با شكستن چند مجسمه قيمتي بين چند طايفه را به هم زد.
به خاطر كارهايي كه مي كرد همه او را شناخته بودند.
خنجر كشيدن بر اهل خانه را هم يكبار تجربه كرده بود.
از همان كودكي آدم عجيبي بود.
*
يادم مي آيد بعدها اسمش را گذاشتند:
ابراهيم خليل الله!!
**
به نقل از امير
نظرات
احتمالا دوست داشته در دانشگاه رشته معماري بخواند !!!!
ارسال توسط: حميد اخا رحيم | پنجشنبه، 22 تیر 1385، 11:01 صبح
پس من چی؟
ارسال توسط: محمد امين | پنجشنبه، 22 تیر 1385، 10:54 صبح
موضوعیت داشت؟
ارسال توسط: کاظم | دوشنبه، 19 تیر 1385، 2:52 بعدازظهر
موضوعیت داشت؟
ارسال توسط: کاظم | دوشنبه، 19 تیر 1385، 2:51 بعدازظهر