« مذاكرات هسته اي | صفحه اصلي | روز مادر »

پيامبر

كودك كه بود زمين و آسمان را به هم مي دوخت.
شيطان و بازيگوش،
هميشه عاشق شكستن و آتش بازي بود.
براي همين بود كه وقتي بزرگتر شد كارهاي هيجان انگيز زياد مي كرد.
حتي يكبار افتاد توي آتش،
شانس آورد كه نسوخت.
همه مي گفتند معجزه رخ داده.
چند بار هم با شكستن چند مجسمه قيمتي بين چند طايفه را به هم زد.
به خاطر كارهايي كه مي كرد همه او را شناخته بودند.
خنجر كشيدن بر اهل خانه را هم يكبار تجربه كرده بود.
از همان كودكي آدم عجيبي بود.

*
يادم مي آيد بعدها اسمش را گذاشتند:
ابراهيم خليل الله!!

**
به نقل از امير

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/31.

نظرات

احتمالا دوست داشته در دانشگاه رشته معماري بخواند !!!!

پس من چی؟

موضوعیت داشت؟

موضوعیت داشت؟

ارسال نظر

ول واژه‌ها:

دنبال آدم هاي بي سواد نبايد رفت.‏