كريم
خدا اون بالاس و هيشكي از اون بالاتر نيست؛
*
قسم به عصر كه پيوسته پوي، آواره است
كه بر بساطِ زمين آدمي زيانكاره است
جز آن قبيله كه پيوسته ي تولايند
نخفته اند و ميان بسته اند و با مايند
*
از ذوق دوباره نوشتن كوچولوي تنهاي قديمي و نوشتههاي قديمياش (و البته اندكي با او بودن) توصيه مي كنم از دست ندهيد: «درخت، دافعه دارد كه سيب مي افتد / وگر نه هيچ سقوطي نشان جاذبه نيست.» +
*
من دلم براي دوچرخه سواري در شب نيمهي ماه رمضان و تماشاي قرص كامل ماه در آسمان كوير و مراسمِ نمازخانهي سايت دانشگاه و نيمكت روبروي زهره و شوخي ماندگار حسن حيدري تنگ شده است.
كسي محمدرضاي مرا نديده است؟ هادي و اصغر را چطور؟
*
قسم، به فجر قسم، صبح پشت دروازه است...
نظرات
باز هم از این پست های خصوصی نوشتی ؟
ارسال توسط: علی آقا مربی | دوشنبه، 24 مهر 1385، 0:42 صبح
قسم، به فجر قسم، صبح پشت دروازه است...
خوبه. روي همين كار كنيم.
بريم يزد؟
ارسال توسط: محمدامين | پنجشنبه، 20 مهر 1385، 7:56 صبح
اليس قريب...
ارسال توسط: رضا | چهارشنبه، 19 مهر 1385، 10:21 بعدازظهر
دلمون براتون تنگ شده
ارسال توسط: saeed | دوشنبه، 17 مهر 1385، 6:26 بعدازظهر
من امروز محمد رضاي تو را ديدم....
ارسال توسط: كاظم | شنبه، 15 مهر 1385، 11:45 بعدازظهر