شب عمليات
خدا اون بالاس و هيشكي از اون بالاتر نيس:
«عبادت كنيد پروردگاري را كه شما را آفريد»
:
عبادت كردن
پروراندن
خلق كردن
:
خلق كردن
پروراندن
عبادت كردن
*
به جان دوست كه ماييم بيخبر مانده
نشسته اوست، به دروازه منتظر مانده
مگو به يأس برادر! كه رنگ شب تازه است
قسم، به فجر قسم، صبح پشت دروازه است
*
به زودي زود، به اقتضاي زمانه، درِ ديگري خواهم گشود به روي عالم ناگفته ها و ناشنيده ها.
دري كه سالهاست بسته مانده.
دري كه سال هاست بر روي كسي نگشودهام.
بارِ عام خواهم داد صفحاتِ رو سياهِ سر رسيدهاي باطل شدهي دلم را.
*
راوي بخوان! به خواندن احمد در اعتلا
بر بام آسمان، شب معني، شب «حرا»
*
هر دو مانور جنود عقل با دشمن فرضي به پايان رسيد و امشب، شب عمليات است.
عملياتي با رمز: «يا اميرالمؤمنين حيدر»
*
راوي بخوان! كه مهدي موعود در ره است...
نظرات
پس بالاخره تو هم رفتي سراغ دفتر سبز . . .
ارسال توسط: محمد امين | دوشنبه، 8 آبان 1385، 9:25 صبح
سلام. نيستي كه! فجر در چه حاله؟ باز همه كارهاشون رو انجام ميدن مي مونن منتظر محتوايي كه حال نداري ببنديش؟
ارسال توسط: محمد امين | شنبه، 29 مهر 1385، 2:36 بعدازظهر
سلام . اون متنی رو که اول همه پست هاتون می گذارید ، خیلی جَلبه !
درضمن اینکه تا تمام گزینه های بالا رو پر نکنیم ، نظرمون رو ارسال نمی کنه هم خیلی بی مزه است .( البته بهتون بر نخوره )
ارسال توسط: محیا | پنجشنبه، 27 مهر 1385، 0:39 بعدازظهر
سال نو مبارك
ارسال توسط: يه معلم | سه شنبه، 25 مهر 1385، 5:35 بعدازظهر
حاجي حاجي ، سيد ؟
ارسال توسط: كاظم | سه شنبه، 25 مهر 1385، 5:45 صبح
و مزاجه من تسنيم....
ارسال توسط: رضا | دوشنبه، 24 مهر 1385، 7:25 بعدازظهر