امانت
...
2.
همواره باورمان بر اين بوده است که هفته شهدا به ما نيازي ندارد و اين ما هستيم که به هفته شهدا نياز داريم. تصورمان اين است که بودن يا نبودن ما در برگزاري هفته شهدا تاثيري ندارد و بودن يا نبودن هفته شهداست که بر ما تاثير ميگذارد.
از اين رو تا جايي که به ياد مي آوريم همواره ما به دنبال هفته شهدا دويده ايم و هيچ گاه هفته شهدا به سراغمان نيامده است (هر چند كه از فيض رخ اوست اگر در دل ما هم شرري هست). تلويحاً آن قول معروف از سيد مرتضي آويني در خاطر زنده ميشود که: «پندار ما اين است که ما مانده ايم و شهدا رفته اند. اما حقيقت آن است که زمان، ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.» مُسلّم است که آن چه ذاتاً ثابت است نبايد به دنبال آن چه ذاتاً درگذر زمان است بِدَوَد؛ و ما از همين منظر، سال هاست که مي دويم.
اما در پس همهي اين سالها، از باب رفاقتي که بين ما و هفته شهدا ايجاد شده است، حقوقي بر گردنمان متقابلاً واجب گرديده است که اداي آن حقوق لازم مينمايد. آن چه در آن ميکوشيم اداي حق رفاقت هفتهشهدا بر گردنمان است و اميد داريم از پس اين اظهار وفاداري، هفته شهدا نيز حق رفاقت خود را بر گردنمان ادا کند. تا چه مقبول افتد و که در نظر آيد.
نظرات
خیلی وقت بود اینجا نیامدم ... اقای حاجی یا سید . باز هم طبق معمول زیبایند و حکمت در ان همیشه و همیشه نهفته .... پایدار باشید .
ارسال توسط: ایروانی | چهارشنبه، 27 دی 1385، 7:34 بعدازظهر
خیلی وقت بود اینجا نیامدم ... اقای حاجی یا سید . باز هم طبق معمول زیبایند و حکمت در ان همیشه و همیشه نهفته .... پایدار باشید .
ارسال توسط: ایروانی | چهارشنبه، 27 دی 1385، 7:34 بعدازظهر
سيد جان چه خبر از خارج كشور ؟
ارسال توسط: محمد امين | دوشنبه، 18 دی 1385، 10:30 بعدازظهر
پندار ما...
ارسال توسط: رضا | دوشنبه، 18 دی 1385، 3:48 بعدازظهر
چه عجب
ارسال توسط: محمد امين | یکشنبه، 17 دی 1385، 5:28 بعدازظهر