بيخود
سلام
1.
چطوري سيد، خوشي؟ خرمي؟ ما رو نميبيني خوش ميگذره؟
بالا خره ديگه...
2.
هفتهي شهداي مفيد3 هم تموم شد دست همهي کسايي که زحمت کشيدن درد نکنه، کسايي که شايد بعضي از اونها رو حتي نميشناسم! مخصوصا بعضي از رفقا که سنگ تموم گذاشتن...
اجر همگي با صاحبش
اميدوارم بعضي از [...]ها هم بعضي چيزها رو فهميده باشن! (بيخود!)
3.
معادلهي سينوسي زندگي داره وارد فاز جهادي ميشه! تا حالاش هم حسابي امير رو تنها گذاشتم! و احتمالا دردسر معاونت من براش، بيشتر از مزيتش بوده!!! (به در، جهت اطلاع ديوار!)
خدا بخواد بايد بزنيم تو خط جهادي... احتمالا آخر هفته پيشقراولي خواهم رفت به خراسان جنوبي، خوسف، و اگه قسمت باشه براي اولين بار «علي آباد».
4.
يا الهي و رَبّي، مَن لي غيرک!
... تمام
*والسلام
نظرات
سلام بر عاشقان حسين
اگر عاشورا روز «آتش» بود٬ اربعين روز «آب» است
تشريف می آوريد به آب و آتش من ؟
ارسال توسط: تقی دژاکام | چهارشنبه، 16 اسفند 1385، 10:15 بعدازظهر
سلام بر دوست . عنوان يادداشت جديد وبلاگم «مرسی که آپمو می خونی .کامنت يادت نره!» است . افتخار مي ديد؟
ارسال توسط: تقی دژاکام | چهارشنبه، 9 اسفند 1385، 11:53 صبح
وقتی عنوا ن و دیدم تا صبح خندیدم.
بیخود خطاب به خودم.
ارسال توسط: شایان | پنجشنبه، 3 اسفند 1385، 5:02 بعدازظهر
يه هفته حال كرديم . . .
البته بيشتر ولي اصلش تو اين يه هفته بود . . .
شما هم خسته نباشيد . . .
ارسال توسط: س.م.مهاجر | چهارشنبه، 2 اسفند 1385، 10:01 بعدازظهر
زیر باران، با تمام وجود، با تمام حس، اگر یک هد ست یا جهنم یک موبایل هم شد خوب است، می گویم "بی خود"!!!
یا علی.
ارسال توسط: سید مسعود | سه شنبه، 1 اسفند 1385، 9:17 بعدازظهر
از سید به حاجی !!! فکر کنم اگه یه روزی همه چیز جور بشه که برم جهادی نه دلم , نه دستم, نه پام و نه هیچ چیز دیگی نتونه جرأت پیدا کنه که بیاد جهادی !!! یا حق
ارسال توسط: غلامرضا همدانی | دوشنبه، 30 بهمن 1385، 1:20 بعدازظهر
هر سال هفته شهدا احساس می کنم که در یک مجلس طولانی روضه نشسته ام
دقیقا احساسی شبیه مجلس روضه
خارج از همه قیل و قال های نفسانی و دنیوی
با روضه حسین نفس تازه میکنم
وقتی هوای شهر نفس گیر میشود
ارسال توسط: حسین | یکشنبه، 29 بهمن 1385، 9:50 بعدازظهر
اجر شما نزد ...
ارسال توسط: رضا | یکشنبه، 29 بهمن 1385، 1:15 صبح
سلام حاجي. [...]ها اگر قرار بود سرشون رو از زير برف سنگين زمستاني بيرون كنند بايد بعد از اين همه تغيير و زحمت و انرژي كه ادخال شده به بچههاي مدرسه، يه تكوني مي خوردند. نه اينكه مغرور بشن و سعي در استقلال كنند. امسال رو تونستن با انرژي اوليهي پارسال سر كنن. دو دوره بعد از اين چي كار مي كنن؟
حتما مي گن جامعه عوض شده و بچه ها عوض شدن و ...
روز از نو روزي از نو
سخت ميگيرم نه؟
ارسال توسط: محمد امين | شنبه، 28 بهمن 1385، 10:04 بعدازظهر
سلامت باشید ولی باید بابت چی خسته باشم ؟اگر هم معرفی کنید خوشحال میشم ؟
ارسال توسط: پدرخوانده | شنبه، 28 بهمن 1385، 9:46 بعدازظهر
ببخشید! منظورتون از [...] ها چی بود؟ بی خود!!!! (خطاب به خودم!)
ببخشید اگه این یه مدت اذیتتون کردیم.
آخه شما یه ذره زیادی ((حاجی)) اید. ما هم یه ذره زیادی بچه و بی جنبه !!!
انشاالله که همیشه قضیه تون در حال ادخال سرور در شومپیت ها باشد!
مرگ! (این هم خطاب به خودم!)
در ضمن شما هم خسته نباشید!
ارسال توسط: ققنوس | شنبه، 28 بهمن 1385، 9:07 بعدازظهر