ترشي هفتهبيجار
0.
(غير از خودم) از كليهي دوستان حاظر در عكس فوق و آقا سعيد كه تو عكس نيست شديدا تشكر ميكنم! خيلي زحمت كشيدند و من كه ازشان خيلي چيزها ياد گرفتم، حلالمان كنيد اگر بدي، خوبي و هر چيز ديگهاي كه بوده! حقتان بوده!!! البته اين به معني تشكر نكردن از ديگران نيست! همه زحمت كشيدند كه اگر بخواهم بنويسم يك پست خواهد شد، بالاخص از افرادي كه در مجمع تلاش كردند و وقت گذاشتند و از شخص علي آقا كه زحمت زياد كشيد. بابت تاخير در تشكر هم عذر خواهي ميكنم ... به هر حال همه خسته نباشيد!
1.
«آن كس كه حقيقت را نميداند جاهل است و آن كس كه حقيقت را ميداند و انكار ميكند جنايتكار». جهل مركب كه ميداني چيست؟ اين است كه شخص نداند كه نميداند، خوب اين مرحلهاي از جهل است! يك مرحله پستتر آن كسي است كه نميداند و با اينكه ميداند كه نميداند، نميخواهد كه بداند و اين مرحلهاي از مرض و بيماري است! اما پست ترين مرحله همان است كه بالا گفتم يعني كسي كه ميداند و انكار ميكند كه همان جنايت است. تو در كدام مرحله هستي؟
2.
ببخشيد؛ سلام سيد، چيكار ميكني؟ چيكار داري ميكني؟ كجايي آخه تو؟ خودت هم ميدوني تو اين وضعيت بايد دم دست باشي! گذاشتي رفتي بايد تعقيبت كنيم؟ آخه عزيز دل من جبهه كه جاي بازي نيست كه قايم باشك بازي در مياري! هر جا كه ميريم دنبالت دو دقيقه قبلش زدي بيرون! حالا ولش كن اصلا، دوباره شيمياييم زده بالا حالم هيچ خوب نيست
3.
چه خبرا؟ شنيدم اون قضيه رفته هوا ... امان از دست ... شرقي ديگه
4.
بستهي پيشنهادي 1+5 رو ديدي؟ چطوره؟ كي بيايم برا مذاكرات؟ البته كار كه زياده، مگر اينكه واسه مذاكرات ببينيمت، بابا نا سلامتي ما ارشديم بايد يه ذره امرمون مطاع باشه يا نه؟ اصلا كي به تو گفت بري ... كه حالا...، يه چيز ديگه هم دادم پيك واست بياره اون رو هم يه نيگا بنداز، فردا هم دارم ميرم پل سيدخندان پيش سردار واسه همون 1+5
5.
احتمالا بو برده باشي خبرهايي در راهه... مخصوصا كه به انتخابات نزديك ميشويم!
6.
آقاي سيد جواب اين را هم بده: نظرتان درمورد «...به هم سازيم و طرحي نو در اندازيم» چيست؟ و در همين راستا اين را نيز يكي از دوستان فرستاده بودند: «گاهي براي كشف اقيانوسهاي جديد بايد قيد ساحل را زد و دل به دريا زد و اميد به او بست» (البته نقل به مضمون اصلش قشنگتر بود)
7.
ممد كربلا رو ديدي؟
8.
nتا كار ريخته سرم كه n به سمت بينهايت ميل ميكنه! مليونها جلسه در هفته و ميثم حق داره شاكي باشه
9.
اي دريغ از اين عمر كه بي روي تو بگذشت
10.
امير و رضا و كاظم رفتهاند خراسان جنوبي و در آخرين تماسي كه داشتيم گفتند كه عليآباد را ديدهاند و سپس به بيرجند رفتهاند؛ دستشان از بابت خلاص كردن ما از دست كليد حمام عليآباد زارعين كه از بعد اردو تا همين پنجشنبه دسته كليدمان را مزين فرموده بود درد نكند، آخرين يادگاري عليآباد را هم پس داديم!
11.
اين مورد دزدي است بنابراين اگر با مال دزدي و غصبي مشكل داريد نخوانيد، يك بنده خدايي يك جايي گفته ما هم سريع مراتب دو در نمودن را انجام دادهايم. يعني اينكه خلاصه از خودمان نيست و اساسا مغز ما اينقدر خلاقيت ندارد، جملهي خوبي است كه ذهنم را مشغول به خود كرده، در بارهاش فكر كنيد: «حفظ جمع ارزشمند مفيد يا حفظ ارزشهاي جمع مفيد؟»
12.
حواسمان كه هست؟؟؟ چيزي به ايام فاطميه نمانده؛ التماس دعا!
13.
اين هم دو در: چه چيزي از جهادي در طول سال قابل ادامه دادن است؟
بيل؟
كميته امداد؟
چادر و اردوگاه و نيسان؟
جمع آوري كمكهاي نقدي و غير نقدي؟
محرومين؟
خاكي بودن؟
خاك آلود بودن؟
غرق نشدن در روزمرگي؟
جهادي متأهلي؟
سختي كشيدن و فرار از رفاه و راحتي؟
حل هر مشكلي كه پيش روي كسي است؟
روحيهي مبارزه؟
14.
يك گروهي جمع شدهاند و ميخواهند يك ياعلي بگويند براي كاري جالب، سخت و مهم! فقط خدا آخر و عاقبتش را به خير كند كه مثل مشابههايش نشود - كه البته به نظر من ميتواند نشود، به خاطر تفاوت شرايط و عزم جزم دوستان- فعلا كه سر همهشان شلوغ است و احتمالا قرار خواهد شد بعد از تابستان علم را بلند كنند! اما كار زيبا و جالب است خدا توفيق دهد، شايد ما هم كمكشان كرديم، ولي فعلا صبر بايد كرد!
15.
فكر كنم قدري زياد شد، آخرش هم حاجي جماعت وبلاگ نويس نخواهند شد!!! احتمالا 300سال نوري بعد دوباره همچين پستي بنويسم.
نظرات
باسلام خدمت دوستان وهم شهريان خوبم در بيجار گروس
دوستان مجموعه ي دوستان ما در نظر دارند تا مشكلات منطقه ي گروس را در وسعتي فراتر از ايران مطرح كنند، از اين رو دست نيازبه همكاري بسويتان دراز مي كنيم وپيشا پيش دستان گرم وپرمهرتان رامي فشاريم
منتظر ارسال عكس، مطلب و... با هر انشايي وبا هر بياني هستيم
پيشاپيش از هم كاري ومساعدت شما نهايت تشگر وقدر داني را اعلام مي داريم
ومن الله توفيق
www.bijar-az.blogsky.com خبري
www.bijaraz.blogsky.com فتوبلاگ
www.bijaraz.blogfa.com مختص آذربايجان غربي ومنطقه ي گروس
ارسال توسط: سيد محمد موسوي | دوشنبه، 16 اردیبهشت 1387، 4:50 بعدازظهر
باسلام خدمت دوستان وهم شهريان خوبم در بيجار گروس
دوستان مجموعه ي دوستان ما در نظر دارند تا مشكلات منطقه ي گروس را در وسعتي فراتر از ايران مطرح كنند، از اين رو دست نيازبه همكاري بسويتان دراز مي كنيم وپيشا پيش دستان گرم وپرمهرتان رامي فشاريم
منتظر ارسال عكس، مطلب و... با هر انشايي وبا هر بياني هستيم
پيشاپيش از هم كاري ومساعدت شما نهايت تشگر وقدر داني را اعلام مي داريم
ومن الله توفيق
ارسال توسط: سيد محمد موسوي | دوشنبه، 16 اردیبهشت 1387، 4:46 بعدازظهر
امروز آقا قاسمیان داشت تو امیرکبیر تو یه مراسم سخنرانی می کرد (در مورد هفته شهدا امیرکبیر) یه دفعه حرف رو کشید به جهادی. می دونی یه جای حرفاش چی بود؟
" حواستون باشه . بشینید برای اینجور برنامه ها یه سیستم درست و حسابی پایه ریزی کنید.... مثل بعضی گروههای جهادی نشید که یه عده آدم برای ریاستش کاندید می شن بعد بقیه باید دو جلسه پشت سر هم تو جلساتی شرکت کنند تا حق رای پیدا کنن. بعدش طرف بیاد بشه رییس جهادی. با چه دبدبه و کبکبه ایی... جهادی جای تواضعه بیشتر برای مسئولینش.... اونوقت این میشه که بوی گندش از قبل حس می شه...."
آقا قاسمیان خیلی قاطی کرده بود. منم همش فکر می کردم کدوم گروه جهادی رو می گه که اینطوری هستن!!!! چیزی که به ذهنم نمی رسید!!!! تا یه مفیدی از پشت در گوشم گفت: "ر*دم به مفید".
خدا آقا قاسمیانو برای ما نگه داره. انصافا اگه تو دانشگاه ما نبود من بدجوری تو شک باقی می موندم. خیلی بهم کمک کرده. خیلی مدیونشم. خدا رو شکر.
ارسال توسط: محمد معصومی Demon Hunter | یکشنبه، 25 شهریور 1386، 11:20 بعدازظهر
-آقا ببخشيد! صالح نيكتا رو هم فراموش كردم كه يه مدتي زحمت كاراي معاونت هماهنگي رو كشيد!
-عاميانه گفتم، گير نده، پدر من!
-جلسه بذار در خدمتيم احمد جان
-كاظم جان بيا بهت ميگم!
-در مورد نظر علي آقا هم انشاءالله خدا جنبهمان را زياد كند! كلا با مسئوليت راحت نيستم و با بين بچهها بودن و بگو بخند بيشتر حال ميكنم.
اگر هم از اين كارا كرديم از باب وظيفه بوده(حاج آقا ريا نشه!!!)
ارسال توسط: حاجي | دوشنبه، 7 خرداد 1386، 11:54 بعدازظهر
دلبندم سال نوري يعني يه جاي دور!
ارسال توسط: رضا | دوشنبه، 7 خرداد 1386، 11:33 بعدازظهر
ادامه جلسهي عليآباد زارعين چي شد؟ دير بجنبيم بايد براي سال بعد فكري كنيم. بهتره از همين الان تكليف رو مشخص كنيم.
ارسال توسط: محمد امين | دوشنبه، 7 خرداد 1386، 8:45 بعدازظهر
طلبه ام بدونم كه در بند 14 چه اتفاقي قراره بيفته
با نظر علي آقا مربي هم موافقم
ارسال توسط: كاظم | دوشنبه، 7 خرداد 1386، 4:09 بعدازظهر
ولی خودمونیما. وقتی مسئولیت می گیری یه کم بی جنبه می شی ؟ دیگه رفاقت ها و دوستیا یادت میره !
ارسال توسط: علی آقا مربی | دوشنبه، 7 خرداد 1386، 0:59 صبح