«در باب توكل»
توكل چيست؟
بحث در اين وادي مطول است و بي پايان كه ما را ياراي به پايان رساندن آن در اين مقال نيست.
اما توكل چه نيست؟
به طور قطع ميتوان گفت كه توكل اين نيست كه وسيله و دستاويزي باشد براي توجيه تنبلي خودمان! يعني اگر وظيفهاي را بر عهده داشتيم و آن وظيفه انشاءالله در مسير حق بود، نبايد كمتر از حد توان انرژي خود را مصروف آن نموده و اينطور استدلال كنيم كه چون هدف مقدس است، همينقدر صرف توان و انرژي كافي است و با توكل بقيهاش هم حل ميشود! و از آن بدتر اينكه در صورت شكست آن كار و به نتيجه نرسيدن در آن، اصل هدف يا ميزان خلوص در توكل را مورد خدشه قرار دهيم!!!
بلكه در اين موارد بايد تمام توان و انرژي فكري، جسمي، عقلي و ... خود را مورد استفاده قرار داده و آن وظيفه را در حد تمام و كمال آن به انجام رسانده و نتيجه را به او واگذار كنيم.
مثال: فرض كنيد به هر صورت وظيفهي شما است كه يك سايت راه اندازي كنيد؛ اين غلط است كه بگوييم: «حالا يك وبلاگ ميزنم و نتيجهاي را كه از آن سايت انتظار ميرفت با توكل بر خدا از همين وبلاگ طلب ميكنم!»
نه! بايد بروي و يك سايت با پيشرفتهترين تكنولوژي موجود و در عاليترين حدي كه ميتواني و قدرت و استطاعتش را داري راه بيندازي و البته نتيجهي مورد نظر را باز هم با توكل از خدا بخواهي!
البته! شك نكن كه اگر خالص باشي نتيجه از آنچه فكر ميكردي فزونتر خواهد شد.
نظرات
از طرز فكرت خوشم اومد
ارسال توسط: كاظم | سه شنبه، 22 خرداد 1386، 2:12 بعدازظهر