« «در باب توكل» | صفحه اصلي | چند گفتار دوستانه »

آقاي مربي


*
*
*

اين پست مخاطب خاص دارد ... مخاطبش افراديست كه دغدغه‌ي كار تربيتي و فرهنگي دارند و يا اگر هم ندارند با آن درگير هستند، پس پيشاپيش از بقيه‌ي خوانندگان عذر خواهي مي‌كنم.

نكته: تربيت فرآيندي است كه در تمام طول زندگي براي ما در حال رخ دادن است -چه درست، چه غلط- و محدود كردن آن به دوران دبستان يا دوره‌ي تحصيل در مدرسه و حتي چند وقتي است به قبل از اينها اشتباه بزرگي است كه موجب شده نسل جوان و نوجوان ما ديگر خود را بي‌نياز از تربيت شدن بدانند و سن شكل گرفتن شخصيت در جامعه‌ي ما پايين بيايد -همان زوال دوران كودكي- اين در حالي است كه به نظر مي‌رسد بايد تلاش كنيم تا آخر عمر از تغيير و حركت به سمت جلو نترسيم و به آن مرحله از فهم كه رسيده‌ايم اكتفا نكنيم.

اين بحث يك مقدمه‌ي واجب‌تر از متن و طولاني‌تر از خودش دارد كه در اينجا مفصل نمي‌آيد؛ و به شكل كليشه‌اي مي‌گويم كه آن بحث بماند براي فرصتي ديگر- فرصتي كه به همان شكل كليشه‌اي معمولا نخواهد آمد.

آن مقدمه اين است كه «در فرآيندِ تربيت، اصالت با مربي است نه ابزار تربيتي». شايد خيلي از ما اين مقدمه را قبول داشته باشيم ولي تعداد كساني كه به آن عمل مي‌كنند بسيار كم است.

اما اصل مطلب نگاهي است به خصائل مربي، اينكه شخصي كه قرار است مربي باشد و كار تربيتي انجام دهد و در فرآيندِ تربيت، اصالت هم دارد، چه ويژگي‌هايي را لازم است كه داشته باشد. چهار ويژگي اصلي كه گفته مي‌شود، جامع و مانع از ديگر خصائل نيست ولي ويژگي‌هاي اصلي و مهمتر است و شرط لازم براي يك مربي و شخص تربيتي كه بلا شك بدون داشتن آنها آن شخص صلاحيت كار فرهنگي را نخواهد داشت و قابل توجه مدعيان تربيت در اين آشفته بازار فعلي جامعه‌ي ماست؛

اما خصائل آقاي مربي:

1.
عامل بودن:
اين ويژگي ‌مهم‌ترين و كليدي‌ترين خصلتي است كه آدم فرهنگي بايد داشته باشد و هرچند به لحاظ رتبي بعد از مولفه‌ي دوم قرار مي‌گيرد ولي در ابتدا آورده شده؛
زور كه نيست! اگر عامل به آنچه ديگري را به آن مي‌خواني نباشي، سخن تو در او كارگر نخواهد افتاد، پس بيخودي زور نزن برو خودتو درست كن.

2.
اعتقاد به باورها:
آقا جان! صرف آشنايي شخص به ابزار كار فرهنگي كه دليل بر استفاده از وي در جايگاه فرهنگي نمي‌شود، مثلا اينكه شخصي به لحاظ تكنيكي توان ساختن فيلم را در حد خوبي داراست دليل بر اين نيست او را بر امر فيلم و فيلم‌سازي بگماري! چرا كه اگر او به آنچه مي‌سازد اعتقاد نداشته باشد هزاري هم كه از ابزار خوب استفاده كند، نتيجه‌ي كارش يك حاصل كليشه‌اي و تكراري خواهد بود و بدون روح.
مربي بايد خودش به باورهايي كه ترويج مي‌كند اعتقاد داشته باشد آن هم اعتقاد حداكثري، نه يك اعتقاد حداقلي و كلي!!! تا بتواند در انتقال آن هم موثر باشد، باز مثلا بايد بگوييم كه متاسفانه امروزه در آموزش و پرورش ما ابلغيه‌ي معلم ديني راحت‌ترين ابلاغيه است و فرضا اگر معلم شيمي يك مدرسه مازاد تشخيص داده شده براي اينكه مجبور به انتقال نشود يك كلاس درس ديني به او مي‌دهند.
ذاتِ نـايـافـتـه از هـســتـي بخش
كي تواند كه شود هستي بخش

3.
همّ تربيت:
ويژگي‌هاي قبلي به تنهايي براي مربي تربيتي و كارگزار فرهنگي كافي نيست. او بايد انگيزه‌ي كافي هم براي تربيت داشته باشد، باز مثلا نگاه معلمي كه زندگيش را مبتني بر كار و كسب درآمد كرده -كلاسم را مي‌روم و پولم را مي‌گيرم- با هدف از شغل معلمي كه در درجه‌ي اول تربيت افراد است به طور كلي در تناقض است. چنين كسي اگر فاكتور‌هاي اول را داشته باشد باز هم به درد اين كار نمي‌خورد زيرا اهتمامي به امر تربيت ندارد. مربي، به زبان من بايد داغ باشد و همانطور كه درباره‌ي پيامبر اعظم(ص) آمده:«حريص عليكم»، بايد شوق و شور براي تربيت داشته باشد. البته نبايد به اشتباه خود را هادي بداند، بلكه بايد خداوند را هدايت كننده و خود را وسيله ببيند.

4.
خلق و خوي تربيت:
باور به اينكه انسانها گرايش فطريشان به سوي كمال و حقيقت است و اگر لغزش و خطايي از آنها سر مي‌زند در اثر اشتباه در تشخيص و انتخاب مسير كمال است، به مربي تربيتي اين ظرفيت و گنجايش را مي‌دهد كه با مخاطب خود مدارا كند و به سرعت از او نا اميد نشود، اين نگاه خلق و خويي در او ايجاد مي‌كند كه بتواند مخاطب را هرچه بيشتر جذب كند و بدون آن مربي چندان دوام نخواهد آورد و شكست خواهد خورد.



*
*
*


بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/240.

»» ليست لينک وبلاگ هايي که ارجاع داده اند به مطلب: آقاي مربي:

» فرهنگ نوين از « راز نهفته »
بچه‌ها از خود چيزي نمي‌شوند. بزرگ شدن بچه هاي مملكت پروسه‌اي ‌است هجده-بيست ساله، كه بايد مداوم باشد و از قبل برنامه‌ريزي شده. وقتي كودكا... [ادامه]

نظرات

-انظر الي ما قال، و لا تنظر الي من قال!(همون جمله‌ي كليشه‌اي)
-معلومه حرف خودم نيست عزيز جان، ديدم كلا قشنگه و چه بسا مبتلي به باشه زدمش اهنا(اينجا).
-البته اون چهار مورد رو از اون منبع اخذ كردم، توضيحات و مخلفات از خودمونه!

حاجاقا....مربي!

خيلي باحال بود حاج مهدي! ولي خدايي به قول رفيقمون از كجا كپ زدي؟

حاجي ، اينارو از كجا كپ زدي؟ راستشو بگو...

ارسال نظر

ول واژه‌ها:

يکي از عرفا مي گفت من هنوز نتوانسته ام دعاي کميل را يک بار تا آخرش بخوانم. هر کلمه اش آدم را مي گيرد.‏