« | صفحه اصلي | ايمان به غيب »

تو هيچ شباهتي به اعراب بزرگ نداري! سيد حسن

11.jpg

نام تو را بايد
از فهرست اعراب شايسته خط بزنيم
تو
بجاي آنکه در ايوان ويلاي ساحلي ات
لم بدهي
و چرت تابستاني ات را
با دود قليان مفرح کني
تفنگ دست مي‏گيري
و از پشت تريبون المنار
وبا نعره‌ها‌يت
چرت ما را پاره مي‏کني
تو هيچ شباهتي به اعراب بزرگ نداري، سيد حسن!
نه شکمت
آن اندازه است
که از پشت دشداشه‌ها‌ي سفيد
وقار عربي ات را نمايان کند
نه چفيه و عقال داري
تازه عمامه سياه سرت مي‏گذاري
که ما را به ياد خميني مي‏اندازد
که يکبار چرت مان را پاره کرده بود
تو ننگ عربي، سيد حسن!
بجاي آنکه در حرمسرايت بگردي
و رقص عربي مماليک گرجي و اوکرايني ات را تماشا کني
تا فردا در بهشت
براي مغازله با حوريان آماده باشي
در مخفيگاهت
که نمي‏دانيم کجاست
مي نشيني و نهج البلاغه مي‏خواني
تو کافر شده اي، سيد حسن!
و بر ماست که تو را به يهوديان اهل کتاب بسپاريم...
فقط به رسم مردان بزرگ عرب
صادق باش و بگو
برد موشک‌ها‌يت
به رياض که نمي‏رسد؟

به نقل از وبلاگ مهر‌آب و او به نقل از وبلاگ بشري

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/253.

نظرات

س ل ا م
ول شده ای؟ خود ول شده ای یا ولت کرده اند؟
بعضی جاها مثل بعضی کس ها آدم را ول می کنند. ناخداگاه یاد جمله ای از بهشتی شهید افتادم با این مضمون که: جایی که کار می کنید عبادتگاه شما باشد نه معبود شما.
این که با تجربه ای خیلی خوب است. این که دغدغه مندی خیلی خوب تر و این گه نگرانی هم بد نیست. و اینکه به واسطه تجربه ات می بینی آنکه دیگری نمی بیند بهتر.
شاید تو نیز شباهتی با جهادی ها نداری!!! شاید هم دل داده ای و ول شده که فکر میکنی نا منظم می نویسی.
نمی دانم چرا دارم این ها را می نویسم. شاید درد دل است و شاید تر برای همان یا علی اول. جهادی نیستم ولی رنج می برم از آنچه رنج می بری.در جای دیگر. می ترسم از آنچه می ترسی...
یا علی

سانسورش كردي ؟

ارسال نظر

ول واژه‌ها:

دعاي ابو حمزه ثمالي و مناجات شعبانيه و کميل و ... وقت خاصي ندارد.‏