« مرگ تدريجي | صفحه اصلي | يه لطيفه »

سازمان متحده ي ملل Nation State

آخه حاجي جماعت را چه كار به عنوانِ فرنگي نوشتن!!! نونت نبود آبت نبود، اسم انگليسي نوشتنت چي بود؟
چيه؟ چشم نداري ببيني؟ داداش حاجي‌ها هم از اين افكت‌ها بلدند... گفته باشم!

اما بعد!
يه فيلم وسترن چند وقت پيش نشون داد. تيكه كلام شخصيت اصلي اين بود: «از سيم خاردار بدم مياد!» داستانش هم راجع به تقسيم اراضي در غرب وحشي بود. شخصيت اصلي دلش نمي‌خواست اين اتفاق بيفته چون دوست داشت مثل قديم بتونه با اسبش تا هركجاي دشت كه جا داره بتازه! بعلاوه ديدن سيم خاردار اونو ياد برادرش مينداخت كه موقع عبور از مزاحم جديد كشته شده بود.

قطعا فكر نمي‌كنيد كه منظورم تعريف اين فيلم بوده، گفتم تا برسم به اين مطلب كه اين مرزبندي بين‌المللي موجود و تشكيل «دولت-ملت‌»ها كه نظام بين‌المللي موجود بر اساس اون شكل رفته قطعا از اول خلقت بشر وجود نداشته، و جالب‌تر اين كه بدونيد شكل گيري اين مفهوم به تعريف امروزيش مولود همين چند قرن اخيره!

كي زمان سعدي از اين خبرها بوده كه واسه رفتن از يه جا به يه جاي ديگه كلي دردسر وجود داشته باشه؟ اصلا اگه مثل حالا بود كه اون بنده خدا كي ميتونست نصف دنيا رو گز كنه و كسي هم كاريش نداشته باشه؟ يا ابن‌خلدون همچنين!

اين تعريف‌هاي جديد از دولت ملت بعد از انقلاب صنعتي اروپا مثل خوره افتاد به جون اين كشورهاي جهان سومي. فكر نكنيد خيلي وقته اين حالت وجود داشته بلكه يك چيز كاملا جديد و مربوط به قرون اخيره. استعمارگر‌ها هم به اندازه‌ي كافي از اين ايده و تجربه‌ي اروپايي كه در جاهاي ديگر دنيا پياده مي‌كردن استفاده بردن. بماند.

سوال اينجاست كه آيا اين نظم نوين حاكم بر نظام بين‌الملل كه مبتني بر دولت-ملت‌ها يا همونNation Stateهاست، مورد تاييد اسلام هم هست؟ آيا اصالت و محلي از احترام داره؟ آيا در حكم منطقه‌الفراغ بايد محسوب بشه؟ يا اسلام طرح و ايده‌اي واسه اين مساله داره؟ با اين اوصاف، تعريفي كه در اسلام از امت اسلامي و كيان اسلام داريم ناظر بر چيه؟ ديدگاه امام خميني(رضوان الله تعالي عليه) در اين خصوص چي بوده و تاكيدي كه ايشون داشتن بر اين كه «هر جا مسلماني زندگي مي‌كند كيان اسلام است و ما در رابطه با آن مسئوليم» به چه معني مي‌تونه باشه؟


بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/299.

نظرات

سلام
«ای روزهای خوب که در راهید !
ای جاده های سخت ادامه !
ای روزهای گم شده در مه !
از پشت لحظه ها به در آیید!
ای روز آفتابی !
ای مثل چشم های خدا آبی !
ای روز آمدن !
ای مثل روز ، آمدنت روشن !
این روزها که می گذرد
هر روز
در انتظار آمدنت هستم
اما
با من بگو که آیا، من نیز
در روزگار آمدنت هستم ؟»

ارسال نظر

ول واژه‌ها:

در تشييع هاي جنازه احوال پرسي و ... نکنيد تا به ياد مرگ باشيد.‏