و اما...
هر سال هوا كه شروع به سرد شدن ميكنه و نشون از
ورود به نيمهي دوم سال داره، يك حس خاص رو در من قلقلك ميده!
امروز تو يه ماشين نشسته بودم و خنكي باد از پنجره به صورتم ميخورد، ناخودآگاه ياد
هفتهي شهدا افتادم.
امسال، به لطف خدا درگير اجراش نيستيم
بعد از مدتها اولين ساله كه اينجوريه!
فكر كنم ميتونم بگم تجربهي جالبيه! چون آخرين باري كه اين حس رو نسبت به هفتهي
شهدا داشتم يادم نمياد!
امسال ميتونم به عنوان يك مخاطب توش شركت كنم!
تا جايي كه خبر دارم هر دو مدرسهي 1 و 2 امسال تو اسفند هفتهي شهدا رو برگزار
ميكنند.
يادش بخير، اين متن، سال پيش روز سه شنبه هفتم آذر 1385 توي خونهي قديمي حاجي
منتشر شده بود، از باب ياد آوري به خودم ميذارمش اينجا!
به جان
دوست كه ماييم بيخبر مانده
نشسته اوست به دروازه منتظر مانده
مگو به ياس، برادر كه رنگ شب تازهاست
قسم به فجر، قسم، صبح پشت دروازه است!
دوباره داريم به هفتهي شهدا نزديك ميشيم!
و مثل هميشه سر شلوغي و كار و فشار و از اين جور مسائل!
احمد اين متن رو زده بود تو وبلاگ:
«ميپنداريم
كه فرق دبيرستان [...] با ساير هم رديف هاي خود در ميان مدارس اين شهر بي در و
پيکر، نه در تست و المپياد و روبوتيک، که در چيزهاي ديگري است که [...]ي جماعت را
از هم طرازان خود متمايز ميسازد؛ و از اين جمله است اردوي جهادي و هفتهي شهدا.
هر چند شايد بعضي هم رديف هاي [...] امروز اردوي جهادي را -که از ما وام گرفتهاند-
بهتر از خودمان برگزار ميکنند، اما هفتهي شهدا منحصراً ريشه در عمق خاک [...]
دارد و بايد [...]ي باشي تا هفتهي شهدا را بداني. هفتهي شهداي [...] چيزي متمايز
از هر هفتهي بزرگداشت جنگ و دفاع مقدس و از اين قبيل مراسمهايي است که همه جا
برگزار مي شود. هفتهي شهدا سواي همه جهتگيري هاي درست و غلط جامعهي امروز،
منحصراً براي شهداي ما، هم کلاسي هاي ديروز و اسوه هاي امروزمان، مانده است و تا
هميشه خواهد ماند. هفتهي شهدا تجديد عهد و پيماني است که هر ساله اهالي [...] با
روح و جان خود مي کنند. هر جاي دنيا هم که باشي، اسم هفتهي شهدا ناخودآگاه تو را
گره مي زند به مجموعه اي از خاطرات و احوال و آرزوها که روزي هر کدام از ما آن را
در گوشه اي از نمايشگاه و سالن نمازخانه تجربه کرده ايم. صاحب اين هفته نه تنها
دبيرستان، بلکه همهي خانواده هاي شهيدان و همهي خانوادهي بزرگ [...] است. از
کوچک و بزرگ، همه، وقتي نام هفتهي شهدا ميآيد مي دانيم در رابطه با چه چيزي حرف
ميزنيم. گويي هفتهيشهدا تکهي بزرگي از هويت مشترک ماست و هيچ کس با هيچ نيتي
نمي تواند آن را از ما بگيرد. هفتهي شهدا، هفتهي شهداست.»
البته به جاي
[...]، [...] گذاشته بود كه بماند چرا...
كلي خاطرات تلخ و شيرين رو زنده كرد واسم!
اين چند وقت دوباره همون فضاي سال پيش داره زنده ميشه، و جالب تر از همه
درخواستهاي مكرر فارغالتحصيلاي مدرسه است، مخصوصا كوچيكترها، البته بماند كه
بزرگترها هم كم نذاشتن و راه به راه سراغ هفتهي شهداي امسال رو ميگيرن.
با خودم فكر ميكنم هر اتفاقي هم كه بيفته، توي برداشتن اين بار تنها نيستيم! هنوز
اونقدري غيرت تو جماعت رفقاي ما هستش كه هفتهي شهدا براشون حكم يه چيز ديگه رو
داشته باشه!
سيد موسي خوشدل توي دانشگاه ميبينتم و ميگه حاجي جون اگه كاري مونده ما
بيكاريما...
اگر كسي نميدونست كه داره فوق حقوق ميخوانه شايد فكر ميكرد اين آقا واقعا بيكار و
الافه، و من ميدونم كه اصلا وقت نداره، با اين حال...
بعد از حرف سيد دلم گرمتر ميشه! عصر ميرم مفيد1 پيش رضا كه الان شديدا سرش شلوغه،
با صداي اوليه شعر آقا قاسميان كه بهش ايميل كرده بودم - و امسال اگه خدا بخواد
قراره توي سه تا مدرسه همون فايل پخش بشه و همون شعر- يه كليپ مختصر با فيلماي
پارسال درست كرده كه قشنگيش با اين كه هنوز فايل اوليه است برام خيلي جالبه! تا
ساعت 10 شب تو ماشين از هر دري سخني...
اگه هنوز خبر ندارين بدونيد كه اين شنبه نه شنبهي بعدش هفتهي شهداي مفيد1 شروع
ميشه و هفتهي شهداي مفيد3 و مفيد2 به ترتيب بهمن و اسفنده.
اگه ميخواين كمكي واسه مفيد1 بكنين به رضا مقدم مراجعه كنين بنده امسال كارهاي
نيستم! البته در مورد مفيد3 در خدمت هستيم!
والسلام
از باب يادآوري: مطلب بالا مربوط به سال گذشته است!
و...
والسلام
نظرات
غيرت توي جماعت رفقا هست. اما ...
ارسال توسط: محمد امين | یکشنبه، 15 مهر 1386، 5:29 صبح
نيستي؟!!!
ارسال توسط: رضا | یکشنبه، 15 مهر 1386، 4:21 صبح
به لطف خدا ؟؟؟
ارسال توسط: کاظم | یکشنبه، 15 مهر 1386، 3:53 صبح