« برای هفته شهدا | صفحه اصلي | غزه »

شهيد بهشتي

سخناني از دكتر بهشتي در سال 60 درباره كار تشكيلاتي كه بسيار جالب است؛
برادرها و خواهرهایی که بارِ سنگینِ مسؤولیت‌ها را بر دوش دارید و چشم‌ها در انتظارِ نتایجِ تلاش‌های به هم پیوسته شماست، خوش آمدید!
شماها در اقلیت هستید و دیگر نمی‏خواهیم تعارف بکنیم که اقلیت هستیم. حالا شما اقلیتِ مؤمن می‏خواهید چه کار کنید؟ می‏خواهید بر ستونِ قدرتِ دولت تکیه کنید و بگویید بله، امروز دیگر دولت، دولتِ ماست؟ می‏خواهید بر ستونِ قدرتِ دولتِ پیروزِ انقلاب تکیه کنید و کارهای‌تان را پیش ببرید؟
تا حدی این کار را بکنید ولی زیاد، نه! اگر زیادی تکیه کردید، اثرِ معکوس دارد.
پس بر چه می‏خواهید تکیه کنید؟ نظر ماها این است که شما یک اقلیتی باشید که تکیه کنید بر:

اول- ایمانِ هر چه قوی‌تر به آرمان‌تان و به کارتان؛
نگذارید این ایمان در شماها خدای ناکرده پژمرده و ضعیف بشود. این ایمان باید روز به روز تقویت گردد.

دوم- برنامه‏های عملی، که در آن تفوق و برتری کارکردِ ساختارِ اسلامی و نیروهای مؤمن به چشم بخورد؛
باید به گونه‏ای باشد که خواهرِ مسلمان و برادرِ مسلمانِ ما که از یک هم‌سن‌و‌سال و هم‌کلاسی و هم‌رتبه‌ی غیرمسلمانا‏ن‌اش در مقامِ عملِ دینی، صالح‏تر است، در مقامِ عملِ اجتماعی نیز سودمندتر باشد. اگر در عمل٬ شما به حالِ مردم سودمند واقع شوید، ماندنی خواهید بود. این بیانِ قرآن است. فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض (رعد/آیه ۱۷)

سودمندیِ بیش‌ترِ شما باعثِ پیروزیِ شماست. به هم‌این جهت در خودسازیِ فردی و جمعیِ انجمن‏های‌تان باید طوری برنامه‏ریزی کنید که در صحنه‌ی خدمت به مردم بدرخشید؛ درخشش در خدمت به مردم، نه برای تعریف مردم بل‌که برای خدا.

سوم- ارتباط‏تان را قوی کنید؛
وقتی یک عده در اقلیت هستند، این‌ها باید بکوشند تا به کمک ارتباطاتِ گسترده٬ یک جمعِ بزرگ‌تر شوند. وقتی که همه یک‌جا جمع هستید، احساسِ دل‌گرمی و قدرتِ بیش‌تر می‏کنید.

چهارم- جذب عناصر جدید؛
گاهی دافعه خیلی قوی است اما جاذبه چندان قوی نیست. ولی مسلمان هم دافعه دارد و هم جاذبه. شما باید جاذبه‏تان زیاد باشد. باید کلام‌تان و رفتارتان چون‌آن باشد که اطرافیان‌تان را یکی یکی جذب کنید. اصلا باید برنامه داشته باشید برای جذبِ آن‌ها. مبادا فکر کنید که این‌هایی که با ما مخالف هستند دیگر کارشان خراب است و درست شدنی نیست. خیر، انسان تغییر می‏کند. آدم عوض می‏شود. خیلی‌ها آدم‏های خوبی هستند، می‏لغزند و بد می‏شوند. خیلی‌ها آدم‏های بدی هستند و در اثر ارشاد و معاشرت، خوب می‏شوند. تعالیمِ اسلام یادتان نرود. اسلام می‏گوید تا آخرین لحظاتِ حیات درِ توبه باز است.

پنج‌ام- پنج‌امین مسأله، مسأله‌ی انضباط است؛
هر کارِ دسته‌جمعی که انجام می‏دهید باید هم‌راه باشد با انضباطِ تشکیلاتی.

بچه مسلمان‌ها به انضباط مقدارِ کمی بها می‏دهند. باید یک مقدار به انضباط بیش‌تر بها بدهیم، اما نظمِ فرعونی نه؛ زیرا نظم گاهی فرعونی و طاغوتی است. نظم ما باید الهی، سازنده و نورانی باشد، بحمدالله حالا دارد شروع می‌شود که کلیه‌ی انجمن‌های اسلامی در همه‌ی سازمان‌ها با هم‌دیگر پیوند داشته باشند و مربوط بشوند، یک نیروی بزرگ تشکیل بدهند.

ششم- شناسایی و کشفِ استعدادها؛
کشفِ عناصرِ مدیر و به دردخور که بتواند پست‌های کلیدیِ مؤثر را با لیاقت اداره کنند. گاهی ما یک فردِ متدین و خوبی را می‏گذاریم رأسِ کاری ولی چون توانایی‏اش ضعیف است، اثرِ بدی می‌گذارد، می‌گویند آدمِ کم‌توانی است، مدیریت‌اش ضعیف است، این نتیجه‌ی مطلوبی نمی‏دهد. شما باید مدیرهای مؤمن و متعهدِ ده سالِ آینده را هم کشف کنید و هم بسازید.

هفتم- معلومات‌تان را ببرید بالا در کنارِ مطالعاتِ اسلامی؛
مطالعات‌تان باید اسلامی باشد، فنی هم باید باشد. هر کدام از شما وظیفه‌ی شرعی‌تان هست که در هفته یک مقدار روی رشته‌ی خاصِ خودتان مطالعه‌ی فنی بکنید. وظیفه ی دینیِ شما هست به طوری که کاردانی و کاراییِ فنی شما رو به افزایش٬ پی‌گیر و مستمر باشد.

هشتم- شیوه‏های صحیحِ برخورد با دشمن و مخالف را یاد بگیرید؛
گاهی برادرها و خواهرها با جریان‌های مخالف می‏خواهند برخوردِ کوبنده داشته باشند اما طرز ِ برخوردِ آن‌ها طوری است که در جامعه این‌ها محکوم می‏شوند، شیوه‏های برخورد باید صحیح باشد باید درباره این شیوه‏های برخورد بنشینند و تبادلِ نظر بکنید به طوری که با شیوه‏های غلط برخورد نکنید.

نهم- انتقاد از خویشتن؛
آیا هیچ‌وقت دور هم جمع می‏شوید و بگویید این یک هفته نقایص و عیب کارم این بود، این کار را می‏کنید یا خیر؟

خوب، شروع کنید! هیچ اشکالی ندارد، "المؤمن مرآت المومن" یعنی چه؟ همین؟ فقط می‏گوییم برادر و خواهرِ مسلمان باید آینه یکدیگر باشند آینه یکی از کارهایش این است که عیب‏های آدم را می‏گوید. بنابراین هر هفته‏ای، دو هفته‏ای، یک ساعت دور هم بنشینیم با روی باز و گشاده‌رویی هر کسی اول عیب‏های خودش را بگوید بعد آنهایی که جا می‏ماند دیگران بگویند بعد هم عیب جمع‌مان را بگوییم.

دهم- امید کامل به آینده؛
هیچ مسلمانی حقِ یأس و ناامیدی ندارد. آدم‌هایی که ایمان به خدا ندارند آن‌هایی هستند که از گشایش‌آفرینیِ خدا در تنگ‌ناها مأیوس می‏شوند. انسان‌های مؤمن همیشه باید امیدوار باشند. آن‌قدر قرآن و اسلام به ما تعلیم می‏دهد که نه با یک غوره سردی‌تان بشود و نه با یک مویز گرم‌یتان. امیدوارم با چون‌این امیدی و با چون‌آن ایمانی و چون‌این و چون‌آن عملِ صالحی که پایه‏های اداره‌ی قاطعِ نظامِ اسلامی را بر فرازِ اسلام محکم‌تر کنید.

سخنانِ دکتر بهشتی در جمعِ نماینده‌گانِ انجمن‌های اسلامیِ سازمانِ بهزیستیِ کشور/ ۱۳۶۰
به نقل از وبلاگ سجاد

بازتاب

آدرس بازتاب هاي دريافتي اين نوشته:
http://www.razedel.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/488.

نظرات

مطالب اسلام است...

ارسال نظر

ول واژه‌ها:

عشق بر شانه هم چيدن چندين سنگ است / گاه مي‌ماند و ناگاه به هم مي‌ريزد