<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>ول شدگان</title>
      <link>http://www.razedel.com/vel/</link>
      <description></description>
      <language>fa</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate></lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/?v=3.2</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>رهبری</title>
         <description><![CDATA[<p>24 تيرماه 1318 خورشيدي مصادف شده بود با 28 جمادي الاول 1358 قمري، منزل «حاج سيد جواد خامنه اى» كه مانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينى بسيار ساده بود، فرزندي پا به عرصه خاكي گذاشت كه پدرش نام او را « سيدعلي» انتخاب كرد.</p>

<p>رهبر بزرگوار از وضع و حال زندگى خانواده‌شان چنين مى‌گويند:</p>

<p> «پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه‌گير... زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مى‌افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى‌كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»</p>

<p> امّا خانه‌اى را كه خانواده سيّدجواد در آن زندگى مى‌كردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى‌كنند:</p>

<p>«منزل پدرى من كه در آن متولد شده‌ام، تا چهار ـ پنج سالگى من، يك خانه 60 - 70 مترى در محّله فقيرنشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زيرزمين تاريك و خفه‌اى! هنگامى كه براى پدرم ميهمان مى‌آمد (و معمولاً پدر بنابراين كه روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زيرزمين مى‌رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه‌اى كه به پدر ارادتى داشتند، زمين كوچكى را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراى سه اتاق شديم.»</p>

<p>رهبرانقلاب از دوران كودكى در خانواده‌اى فقير امّا روحانى و روحانى پرور و پاك و صميمي، اين‌گونه پرورش يافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سيد‌محمد به مكتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را ياد بگيرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه‌تأسيس اسلامى «دارالتعّليم ديانتى» ثبت‌نام كردند و اين دو دوران تحصيل ابتدايى را در آن مدرسه گذراندند.</p>

<p>تحصيل در حوزه علميه «نجف اشرف» و حضور در حوزه عمليه شهر قم در سال 1341 باعث همراهي ايشان با قيام مردمي «حضرت امام خميني(ره)» شد. بازداشت‌هاي مكرر ايشان توسط ساواك كه تعداد آن به عدد شش رسيده بود منجر شد تا رژيم سفاك پهلوي، ايشان را به شهر ايرانشهر تبعيد كند. همراهي با جريانات انقلاب اسلامي تا پيروزي اين حركت مردمي در بهمن ماه 1357 ادامه داشت، پس از پيروزى انقلاب اسلامى نيز همچنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزديك تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بى‌نظير و بسيار مهّم بودند.</p>

<p>آنچه كه پيش رو داريد نظرات چهره‌هاي برجسته سياسي، ديني و اجتماعي و برخي از سياستمداران است كه رويكرد و عملكرد آنها نسبت به انقلاب اسلامي معاندگونه است؛ پيرامون شخصيت مقام معظم رهبري است:</p>

<p> ********</p>

<p> * <strong>امام خميني(ره)</strong> خطاب به مقام معظم رهبري در زمان رياست جمهوري ايشان: </p>

<p>هر موقعي‌كه شما به سفر مي‌رويد، من مضطرب هستم تا برگرديد. خيلي سفر نرويد!</p>

<p>* پيام امام خميني (ره) به مناسبت سوءقصد به جان مقام معظم رهبري در 6 تير 60</p>

<p> بسم‌الله الرحمن الرحيم</p>

<p>جناب حجت‌الإسلام آقاى حاج سيدعلى خامنه‏اى دامت افاضاته</p>

<p>خداوند متعال را شكر كه دشمنان اسلام را از گروه‌ها و اشخاص احمق قرار داده است، و خداوند را شكر كه از ابتداى انقلاب شكوهمند اسلامى هر نقشه كه كشيدند و هر توطئه كه چيدند و هر سخنرانى كه كردند ملت فداكار را منسجم‏تر و پيوندها را مستحكم‏تر نمود و مصداق "لازال يُؤيّدُ هذا الدّين بالرجل الفاجر "[1] تحقق پيدا كرد. اينان هر جا سخن گفتند خود را رسواتر كردند و هرچه مقاله نوشتند ملت را بيدارتر نمودند و هرچه شخصيتها را ترور كردند قدرت مقاومت را در صفوف فشرده ملت بالاتر بردند. اكنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين‌بن‌على هستيد و جرمى جز خدمت به اسلام و كشور اسلامى نداريد و سربازى فداكار در جبهه جنگ و معلمى آموزنده در محراب و خطيبى توانا در جمعه و جماعات و راهنمايى دلسوز در صحنه انقلاب مى‏باشيد، ميزان تفكر سياسى خود و طرفدارى از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اينان با سوء‌قصد به شما عواطف ميليون‌ها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان جريحه‏دار نمودند.</p>

<p>اينان آن‌قدر از بينش سياسى بى‏نصيبند كه بى‏درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند، و به كسى سوء قصد كردند كه آواى دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است. اينان در اين عمل غيرانسانى به جاى برانگيختن و رعب، عزم ميليون‌ها مسلمان را مصمم‏تر و صفوف آنان را فشرده‏تر نمودند. آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريب‌خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز خود را فداى اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟ آيا نمى‏دانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهى كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهى مشتى تبهكار از دست مى‏رود؟ ما در پيشگاه خداوند متعال و ولى بر حق او حضرت بقية اللَّه- ارواحنا فداه- افتخار مى‏كنيم به سربازانى در جبهه و در پشت جبهه كه شبها را در محراب عبادت و روزها را در مجاهدت در راه حق تعالى به سر مى‏برند. من به شما خامنه‏اى عزيز، تبريك مى‏گويم كه در جبهه‏هاى نبرد با لباس سربازى و در پشت جبهه با لباس روحانى به اين ملت مظلوم خدمت نموده، و از خداوند تعالى سلامت شما را براى ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.</p>

<p>والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته.</p>

<p>روح اللَّه الموسوى الخمينى</p>

<p>[1] مسند احمد؛ ج 2؛ ص 309؛ كنزالعمال؛ ج 1؛ ص 45؛ ح 115</p>

<p>منبع: صحيفه‌ امام؛ ج ‏14؛ ص 504</p>

<p> </p>

<p><strong>* ختم صلوات براي سلامتي</strong></p>

<p> فرزند <strong>آيت‌الله العظمي بهجت</strong> با اشاره به همزماني روزهاي پاياني عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان كردستان، در بيان حالت روحي ايشان، به حساسيت اين مرجع تقليد نسبت به سلامت رهبري اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اين موضوع سبب شد تا معظم‌له براي سلامتي رهبر انقلاب چندين ختم ويژه صلوات و ذكر را گرفتند و مداومت بر اين ختم‌ها كه براي سلامتي رهبر انقلاب بوده است تا آخرين ساعت عمر حضرت آيت‌الله بهجت ادامه داشته است. برخي نيز از پيش‌بيني رهبري آقا چند سال پيش از رهبري توسط ايشان خبر داده‌اند.</p>

<p> </p>

<p><strong>* به تقوايش پي بردم</strong><br />
 <br />
شهيد <strong>آيت‌الله مطهري</strong> مي‌فرمايند: سيدعلي خامنه‌اي از نمونه‌هاي ارزنده‌اي است كه براي آينده موجب اميدواري است. من از اخلاص آقاي خامنه‌اي تعجب مي‌كنم، ايشان هيچ به دنبال خودنمايي نيست كه بخواهد خودش را مطرح كند و خودش را نشان بدهد، من در جريان كميته استقبال از حضرت امام بيشتر به تقواي ايشان پي بردم.(به نقل از همسر شهيد مطهري)</p>

<p>شهيد مطهري در پنجم بهمن 1353 به تجليل از شخصيت آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي پرداخته است. آيت‌الله خامنه‌اي در آن زمان توسط شهرباني استان خراسان بازداشت شده بود. در گزارش ساواك آمده است: "مطهري در محل دانشكده الهيات دانشگاه تهران، ضمن اظهار تأسف از بازداشت سيدعلي خامنه‌اي اظهار داشته: ما كمتر نمونه ارزنده چون [آيت‌الله]خامنه‌اي داريم و اين نيروها هم بايد با اين‌گونه هدر روند و گوشه‌هاي زندان تلف گردند. مطهري پس از ستودن [آيت‌الله]خامنه‌اي او را از عوامل مؤثر در روشن كردن افكار اجتماع دانسته است... "</p>

<p> <br />
 <br />
<strong>* خوشا به حال او</strong></p>

<p><strong>آيت‌الله دكتر شهيد بهشتي، </strong>چند ساعت قبل از شهادت‌شان با اشاره به پيامي كه حضرت امام به آيت‌الله ‌خامنه‌اي فرستاده بودند، فرمودند: خوشا به حال آقاي خامنه‌اي كه ولي امر مسلمين چنين پيامي را براي ايشان فرستاده است و اين پيام نه براي دنياي ايشان، بلكه براي آخرت او هم بسيار ارزشمند است و من آرزو دارم با چنين پيامي از ولي امر مسلمين از دنيا بروم.</p>

<p><br />
 <br />
<strong>* خورشيد اينجا تابيد و رفت</strong><br />
 <br />
روزي بعد از ملاقات حضرت آقا با <strong>آيت‌الله بهاءالديني</strong> از ايشان مي‌پرسند كه آيا ديروز مقام معظم رهبري به اينجا آمده بود؟ ايشان در جواب مي‌فرمايند: بله چند دقيقه خورشيد اينجا تابيد و رفت، او چون خورشيد داراي خير و بركات است.</p>

<p>قبل از رياست جمهوري، روزي آقا به بيت حضرت آيت‌الله العظمي بهاءالديني مي‌روند. آقاي بهاءالديني مي‌فرمايد: "خورشيد لحظه‌اي تابيد و رفت. " زماني براي امضاي قائم مقامي رهبري، خدمت حضرت آيت‌الله بهاءالديني مي‌رسند، ايشان امضا نمي‌كنند. هر چه از فرستادگان آقاي منتظري اصرار از ايشان انكار، تا آنجا كه خود آقاي منتظري شخصاً خدمت ايشان مي‌رسد و تمام كتاب‌هايي را كه درباره ولايت فقيه نوشته است، جلوي روي آقاي بهاءالديني مي‌چيند. آيت‌الله بهاءالديني تمام كتب را جمع مي‌كنند و به آقاي منتظري مي‌گويند: "ولايت‌فقيه نوشتني نيست، فهميدني است. " بعد كه از ايشان مي‌پرسند: آقا چرا ايشان را تأييد نكرديد، مگر شخص ديگري هم مي‌تواند؟ مي‌فرمايند: نظر ما سيدعلي خامنه‌اي است. آقاي بهاءالديني فرموده است: "البته هيچ كس حاج‌آقا روح‌الله نمي‌شود، ولي آقا سيدعلي خامنه‌اي حقيقت ولايت‌فقيه هستند و رهبر. از همه به امام نزديك‌تر است. كسي كه ما به او اميدواريم، آقاي خامنه‌اي است. شما از ما قبول نمي‌كنيد، ولي اين ديد ماست، نزد ما محرز است آقا سيدعلي خامنه‌اي رهبر آينده هستند. "</p>

<p>يكي از روزها كه حضرت آقا تشريف برده بودند به جمكران، حدود ساعت دو شب به حضرت آيت‌الله العظمي بهاءالديني خبر مي‌دهند كه آقا صبح بعد از نماز مي‌خواهند تشريف بياورند منزل شما. تيم حفاظت ساعت چهار صبح براي آماده كردن شرايط به منزل ايشان مي‌روند كه متوجه مي‌شوند آقاي بهاءالديني، پيرمرد نود ساله جلوي در خانه ايستاده‌اند. مي‌گويند: آقا چرا با اين كهولت سن اينجا تشريف داريد؟ ايشان مي‌فرمايند: براي ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتي كه شما زنگ زديد آمده‌ام استقبال.</p>

<p> </p>

<p><strong>* تضعيف شما را حرام مي‌دانم</strong></p>

<p>مرجع تقليد جهان تشيع، حضرت آيت‌الله العظمي گلپايگاني، براي رهبر معظم عباي ظريفي هديه فرستادند و فرمودند: اگر ديدم كاري را شما انجام مي‌دهيد و خلاف مطلب اسلامي است، من تذكر مي‌دهم، اگر تغيير داديد بسيار خوب، اگر تغيير نداديد من ديگر صحبت نمي‌كنم و تضعيف شما را حرام مي‌دانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمين هستيد و نمي‌خواهم صحبتي كنم در يك فرعي كه شما را تضعيف كرده‌ام.(6)(به نقل از حجت‌الاسلام راشد يزدي)</p>

<p> </p>

<p><strong>* اميد آينده اسلام</strong><br />
 <br />
مرحوم <strong>آيت‌الله طالقاني</strong> تصريح مي‌فرمودند: آقاي خامنه‌اي اميد آينده اسلام است. آيت‌الله العظمي ميلاني در سنين جواني ايشان را مجتهد خطاب مي‌كند.</p>

<p> </p>

<p><strong>* رهبري تالي تلو معصوم(ع)</strong><br />
 <br />
علامه گران‌قدر <strong>آيت‌الله مصباح يزدي </strong>مي‌فرمايند: اگر امثال بنده شبانه‌روز تسبيح به دست بگيريم و فقط خدا را شكر كنيم كه خدا چنين رهبري را به ما داده، والله معتقدم كه از عهده شكر اين نعمت برنمي‌آييم. رهبر عزيز ما تالي تلو معصوم(ع) است.<br />
 </p>

<p> <br />
<strong>* مثل رهبر عظيم‌الشأن</strong></p>

<p>شهيد محراب، عارف عامل، <strong>آيت‌الله دستغيب </strong>مي‌فرمايند: چيزي كه بنده نسبت به اين شخص بزرگ فهميده‌ام اين است كه فردي است خدايي، هوا‌پرست نيست، مقام نمي‌خواهد، قدرت نمي‌خواهد به دست بگيرد، امتحان خويش را پيش از پيروزي و بعد از پيروزي داده است. در هر پستي كه بوده، امتحان خودش را داده است. كسي كه امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع كند، اين مرد بزرگ، مقامي براي خودش قائل نيست، به عينه مثل رهبر عظيم‌الشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگوييد بهتر است از اينكه رهبر بگوييد. آقاي علي خامنه‌اي هم اين‌جوري است، مقام نمي‌خواهد، مقام روي او اثر نمي‌گذارد.</p>

<p> </p>

<p><strong>* گوش‌شان به دهان حضرت حجت(عج) است</strong></p>

<p>علامه عظيم‌الشأن <strong>حضرت آيت‌الله حسن‌زاده آملي</strong>، جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب مي‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را نكنيد. علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند: اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نمي‌كردم.</p>

<p>ايشان در جاي ديگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ايشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. اين جملات وقتي بيشتر معنا پيدا مي‌كند كه بدانيم صاحب تفسير الميزان، علامه عارف آيت‌الله طباطبايي درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسي نشناخت جز امام زمان(عج). راهي كه حسن‌زاده در پيش دارد، خاك آن توتياي چشم طباطبايي. جناب علامه حسن‌زاده در مقدمه يكي از كتاب‌هاي خود خطاب به حضرت آقا مي‌نويسد: با سلام و تحيت خالصانه و ارائه ارادت بي پيرايه و درود نويد جاويد به حضور آن قائد ولي وفي و رائد سائس حفي، مصداق بارز "نرفع درجات من نشاء " تقديم مي‌گردد و عرض مي‌شود "يا ايها العزيز جئنا ببضاعه مزجاه " دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد.</p>

<p>(التمسك بذيل الولايه، حسن حسن‌زاده آملي)</p>

<p>آيت‌الله حسن‌زاده آملي مي‌فرمايند: رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد، عالمي،‌ رهبري، موحدي، سياسي، دينداري، انساني، رباني، پاك منزه، كسي كه دنيا شكارش نكرده، قدر اين نعمت عظما را كه خدا به شما عطا فرموده، قدر اين رهبر ولي وفي الهي را بدانيد، مبادا اين جمعيت ما را، مبادا اين كشور ما را، مبادا اين كشور علوي را، اين نعمت ولايت را از دست شما بگيرند. خدايا به حق پيامبر و آل پيامبر سايه اين بزرگ‌مرد، اين رهبر اصيل اسلامي حضرت آيت‌الله معظم خامنه‌اي عزيز را مستدام بدار.</p>

<p> </p>

<p><strong>* روح بزرگ ايثارگر</strong></p>

<p>در قسمتي از پيام <strong>شهيد رجايي </strong>به حضرت آقا، چنين آمده است: به قطع و يقين مي‌دانم كه روح بزرگ ايثارگر آن برادر مجاهد، شهادت در راه اسلام و انقلاب اسلامي را فيضي عظيم و الهي مي‌داند و در راه بندگي خدا و خدمت به اسلام و امام و امت شهيدپرور از بذل جان خويش دريغ نداشته و ندارد.</p>

<p> </p>

<p><strong>* شهيد صدوقي: محضر مبارك آيت‌الله العظمي آقاي خامنه‌اي...</strong></p>

<p> در سال 56 به اتفاق آقاي صدوقي و تعدادي از آقايان ديگر، تصميم گرفتيم برويم به افرادي كه در تبعيد هستند، سري بزنيم. چون مقام معظم رهبري به ايرانشهر تبعيد شده بودند، خدمت ايشان رسيديم. به امامت آقاي صدوقي نماز مغرب و عشا را خوانديم. من شنيده بودم كه در سمت ايرانشهر، كفش‌هاي خوبي توليد مي‌شود، لذا تصميم گرفتم به بازار بروم و يك جفت كفش بخرم. كارم يك الي دو ساعت طول كشيد. به خانه آقاي خامنه‌اي تلفن زدم كه ديگر آقاي صدوقي و آقاي خامنه‌اي براي صرف غذا منتظر من نباشند و شام را ميل كنند. وقتي برگشتم ديدم اين دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد كه شدم، آقاي صدوقي به من گفت: "ماشاءالله، ماشاءالله اين آقاي سيد‌علي آقا خيلي مُشت‌شان پر است. " صبح روز بعد رفتيم چابهار براي زيارت آقاي مكارم؛ در اين فاصله، اسم آقاي خامنه‌اي از دهان آقاي صدوقي نيفتاد؛ از بس مجذوب ايشان شده بود.</p>

<p>بعد از زيارت آقاي مكارم، گفتم كنار دريا برويم تا مدتي استراحت كنيم. ايشان گفت من مي‌خواهم برگردم پيش آقاي خامنه‌اي و بعد حدود دو ساعتي با هم بحث كردند. از لحاظ علمي آقاي خامنه‌اي، مورد تأييد صددرصد آقاي صدوقي بود.</p>

<p>در زمان انقلاب، بين حزب جمهوري اسلامي و امام جمعه بندرعباس اختلافي در گرفت. آقاي صدوقي به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشي بياورم. بعد از تهيه و دادن گزارش آن به آقاي صدوقي، ايشان پرسيدند: كي به تهران مي‌روي؟ گفتم فردا. ايشان پاكتي را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود: "تقديم به محضر مبارك آيت‌الله‌ العظمي آقاي خامنه‌اي " پسر آقاي صدوقي اعتراض كردند كه آيا ايشان به مقام آيت‌اللهي رسيده‌اند؟ آقاي صدوقي از بالاي عينك به پسرش نگاه كرد و گفت: "بله كه آيت‌الله‌ هستند. "(حجت‌الاسلام راشد يزدي)</p>

<p> <br />
<strong>* سيدنا علي</strong></p>

<p>در نامه‌اي كه <strong>شهيد آيت‌الله مصطفي خميني</strong> براي يكي از آشنايان نوشته بودند، آمده است: آقايان خامنه‌اي را خصوصاً سيدنا علي را سلام برسانيد. شهيد محراب آيت‌الله العظمي صدوقي قبل از انقلاب به آقاي خامنه‌اي مي‌گفتند: آيت‌الله.</p>

<p> <br />
<strong>* اللهم ايد آيت‌الله العظمي خامنه‌اي</strong></p>

<p><strong>شهيد سپهبد علي صياد شيرازي</strong> در قنوت دعاهاي مختلف مي‌خواند؛ ولي در پايان قنوت دعاي "اللهم ايد آيت‌الله العظمي خامنه‌اي. اللهم حفظه و وفقه و ثبته " را هميشه قرائت مي‌كرد.</p>

<p>  </p>

<p><strong>* سر ما و فرمان شما</strong></p>

<p>سيد شهيدان اهل قلم، <strong>شهيد سيدمرتضي آويني </strong>مي‌نويسد: بسيارند كساني كه مي‌دانند شمشير زدن در ركاب شما براي پيروزي حق، از همان ثواب در پيشگاه خدا برخوردار است كه شمشير زدن در ركاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده، كه مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما.</p>

<p>شهيد آويني بعد از رحلت امام خميني، خطاب به حضرت آقا مي‌نويسد: عزيز ما، ‌اي وصي امام عشق، آنان كه معناي ولايت را نمي‌دانند، در كار ما سخت درمانده‌اند. اما شما خوب مي‌دانيد كه سرچشمه اين تسليم و اطاعت و محبت در كجاست؟ خودتان خوب مي‌دانيد كه چقدر شما را دوست مي‌داريم و چقدر دل‌مان مي‌خواست آن روز كه به ديدار شما آمديم، سر در بغل شما پنهان كنيم و بگرييم. ما طلعت آن عنايت ازلي را در نگاه شما بازيافتيم. لبخند شما،‌ شفقت شما را داشت و شب انزواي ما را شكست. سر ما و قدم‌تان كه وصي امام عشق هستيد و نايب امام زمان ـ عجل‌الله‌تعالي‌فرجه‌الشريف.</p>

<p> <br />
<strong>* نعمت‌هاي خدا را خود فراهم مي‌كند</strong></p>

<p>مرحوم <strong>ميرزا اسماعيل دولابي</strong> فرموده بودند: امام خميني ـ ‌رحمت الله عليه ـ مظهر مهابت بود و رهبري مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت‌ها را يك‌جا داد و امام هم اين نعمت‌ها را براي استقرار نظام جمهوري اسلامي مصرف كردند؛ ولي نعمت‌ها به حضرت آقا را، خدا تدريجي به ايشان مي‌دهند و در هر زمان متناسب با شرايط خدا نعمت‌هايي را به ايشان مي‌دهد. يعني شرايط آن نعمت را خود آقا فراهم مي‌كند.(به نقل از استاد پرورش)</p>

<p>  </p>

<p><strong>* آقاي خامنه‌اي هست</strong></p>

<p> آقاي <strong>هاشمي رفسنجاني</strong> نقل مي‌كند: من نسبت به حضرت امام روي بازتري داشتم و مسائل را بي پرده با ايشان مطرح مي‌كردم. يك روز كه خصوصي خدمت معظم‌له رسيده بودم، بي‌پرده در مورد قائم مقامي رهبري و مشكلاتي كه احتمالاً پيدا مي‌شود، صحبت كردم. حضرت امام(ره) در آن جلسه فرمود: شما در بن بست نخواهيد بود، آقاي خامنه‌اي در ميان شما هست؛ چرا خودتان نمي‌دانيد؟!</p>

<p>اين جلسه مربوط به اواخر عمر حضرت امام(ره) است. در همان روزها امام براي مقام معظم رهبري، كلمه برادر را به كار مي‌بردند. قطعاً اين تعبير بي‌معنا نبود. ما آن روزها از اين تعبيرات، به موضوع رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي منتقل نشديم. اما گفته‌هاي امام خميني(ره) نشانگر اين است كه معظم‌له، آيت‌الله خامنه‌اي را شايسته اين كار مي‌دانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرموده بودند: "الحق ايشان شايستگي رهبري را دارند. "</p>

<p> </p>

<p><strong>* آيت‌الله شاهرودي: علم اعطايي خدا را ديدم</strong></p>

<p>چهارشنبه شب‌ها، آقا جلسه‌اي دارند كه ده تن از علما جمع مي‌شوند. آقايان محمدي گيلاني، خزعلي، بهجتي، امامي‌كاشاني، مؤمن، شيخ محمد‌ يزدي، سيد‌جعفر كريمي، آقاي شاهرودي و آملي لاريجاني حضور دارند.</p>

<p>گاهي هم ما آنجا مي‌رويم. يك‌بار خيلي غوغا و سر و صدا شد. بحث پيرامون يك مسئله فقهي پيچيده بود. بعد از اتمام جلسه، آقاي شاهرودي به من گفت، امشب من "العلم نور يقذف الله في قلب من يشاء " را درك كردم. يعني آقا مچ همه را پيچانده بود. (به نقل از حجت‌الاسلام راشد يزدي)</p>

<p>  </p>

<p><strong>* هر چه ايشان گفت، گوش كنيم</strong></p>

<p> در سال 69 بنده به <strong>حاج احمدآقا خميني </strong>گفتم كه شما طي يك سخنراني اعلام كرديد كه "هر كس بين اطاعت از مقام معظم رهبري و امام راحل(ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمريكاست " كه ايشان با تأييد دوباره اين سخن گفتند، بنده از روي اعتقاد اين حرف را زده‌ام. بعد ايشان فرمودند: برخي از اين افراد دور من را گرفته‌اند كه بنده را در مقابل حضرت آيت‌الله خامنه‌اي قرار دهند كه من متوجه شدم و توي دهن‌شان زدم.</p>

<p>حاج احمدآقا در ادامه فرمود: بايد به اين احمق‌هايي كه مي‌گويند آقاي خامنه‌اي نبايد رهبر شود، گفت "پس چه كسي؟ " اگر نظر آن‌ها بر روي فلاني است، او كه حتي توانايي اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به يك مملكت.</p>

<p>همچنين ايشان فرمودند: سه سال قبل از عزل منتظري، يعني سال 1365، سران قواي سه‌گانه كشور در جماران جلسه داشتند كه آن روز آقاي منتظري نيز با امام راحل(ره) ملاقاتي داشت، آن‌ها مشغول بحث و گفت‌وگو بودند كه يك‌دفعه امام خميني برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتي وارد اتاق مي‌شود.</p>

<p>بنا به گفته حاج‌احمدآقا، در اين جلسه خود ايشان، ميرحسين موسوي با منصب نخست‌وزيري، موسوي اردبيلي رئيس قوه قضاييه، هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس و آيت‌الله خامنه‌اي نيز با سمت رياست جمهوري حضور داشتند.</p>

<p>امام(ره) با ناراحتي تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظري به درد رهبري نمي‌خورد، مجلس خبرگان رأي بر شايستگي او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذيرفتم، ولي امروز به صورت صريح اين سخن را تكرار مي‌كنم.</p>

<p>در آن وضعيت سكوت عميقي در جلسه حاكم شد كه آيت‌الله خامنه‌اي با طرح اين سئوال كه پس چه كسي عهده‌دار رهبري شود؟ سكوت را شكستند كه در همين لحظه امام بدون كوچك‌ترين مكثي انگشت اشاره را به سوي حضرت خامنه‌اي گرفتند و گفتند: "خود شما، مگر شما از ديگران چه كم داريد؟ "</p>

<p>وي گفت: سكوت بيشتر شد تا حدي كه نفس‌ها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبري خطاب به امام گفتند: "اين مسئله كه شما مي‌فرماييد موضوع جديدي است، بنده مي‌خواستم شما به اعضاي اين جلسه حكم ولايي كنيد كه ما حق دم زدن از اين جلسه را نداريم تا زماني كه خود شما حكم بفرماييد. " امام نيز اين حكم را كردند. (به نقل از آيت‌الله خزعلي)</p>

<p>حاج احمد آقا مي‌فرمايند: بايد در كنار نظام‌مان پشت سر رهبري قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌هاي شناخته شده انقلاب كه ساليان سال در زندان‌هاي سفاك پهلوي به سر برده... هيچ كس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام اسلامي، از اصول خدشه‌ناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستور رهبري عمل كنند... ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي حركت كنيم. هر چه ايشان گفت، گوش كنيم. اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست... قاطع‌تر پشت رهبري باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايي كنند. همان‌طور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنه‌اي، اطاعت از امام است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از آيت‌الله خامنه‌اي است، در خط آمريكاست.</p>

<p>من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچك‌ترين قدمي را عليه رهبري و بر خلاف رهبري و حتي بر خلاف ميل رهبري بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز مي‌شويم... به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام كشور را مي‌خواهند. هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است.</p>

<p>مرحوم حاج احمد آقاي خميني مي‌فرمودند: بر خود واجب مي‌دانم شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي، نه از باب اينكه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم، مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظم‌له روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آنجا بود، من از زبري فرش به موكت پناه بردم.</p>

<p>در ملاقاتي كه مقام معظم رهبري با حاج احمدآقاي خميني داشته‌اند، ايشان مي‌فرمايد: حضرت امام بارها از جناب‌عالي به‌عنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند.</p>

<p> </p>

<p><strong>* استعداد مرجعيت</strong></p>

<p> <strong>حاج آقاي ميردامادي، </strong>دايي حضرت آقا، نقل مي‌كنند: مرحوم آقا سيدهاشم ميردامادي، پدربزرگ مادري آقا و مرحوم آيت‌الله سيدجواد خامنه‌اي پدر ايشان عنايت خاصي به حضرت آقا داشته‌اند و بارها مي‌فرمودند: علي آقا آينده خوبي دارد. آيت‌الله حاج شيخ مرتضي حائري به آقاي خامنه‌اي فرموده بود: آقاي آقا سيدعلي‌آقا من با اين استعدادي كه در شما مي‌بينم، شما يا يك مرجع تقليد مي‌شويد يا حداقل عالم برجسته خطه خراسان.</p>

<p> </p>

<p><strong>* كسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنيا، هم‌پاى آقا نديده‌ام</strong></p>

<p> <strong>مرحوم بهلول</strong> مي‌گويد: من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زيادى را ديده‌ام؛ اما كسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنيا، هم پاى "آقا " ]آيت الله خامنه‌اي [ نديده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزديك مى‌بيند، حس مى‌كند كه ذره‌اى ميل به دنيا در او وجود ندارد.</p>

<p>واقعاً در اين مقطع، من هيچ كس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنيا، مثل او نمى شناسم. آخرين بارى كه در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست كه قبل از انقلاب، يك شب در مسجد طرقبه منبر بوديد؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستيد از مسجد بيرون بياييد، چون تاريك بود، من آمدم دستتان را بگيرم و كمكتان كنم؛ اما دستتان را كشيديد و گفتيد: من چشمانم خوب مى‌بيند؛ تا جايى كه هنوز زير نور ماه، خاطره مى‌نويسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بينايى تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زير نور خورشيد هم ديگر نمى توانم بنويسم. بعد آقا گفت: اخيراً كمتر به ما سر مى زنيد. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ايران هستيد؛ من اگر وقت شما را بگيرم، مثل اين است كه وقت همه ايرانى ها را گرفته‌ام.</p>

<p> </p>

<p><strong>* مرحبا به سيدحسنی</strong></p>

<p> قبل از انقلاب، وقتي حضرت آقا جوان بودند، همراه شهيد هاشمي‌نژاد سفري به رشت داشتند، در زمان حضورشان در رشت درباره اينكه آيا شخص عالم و عارفي هست كه براي كسب فيض به ديدار ايشان بروند از مردم مي‌پرسند. نشاني شخصي به نام <strong>آقا سيدصفي</strong> را به آقا مي‌دهند كه گويا داراي كراماتي بودند. حضرت آقا به همراه شهيد هاشمي‌نژاد، قصد ديدار آقا سيدصفي را مي‌كنند و به منزل ايشان مي‌روند. آقا سيدصفي در حالي كه عده‌اي شيخ و مريد دور ايشان حلقه زده بودند، هنگامي كه چشمشان به حضرت آقا مي‌افتد، بلند مي‌شوند و با حالت استقبال به طرف آقا مي‌آيند و آقا را اين‌گونه خطاب مي‌كنند كه: مرحبا به سيدحسنی، اين در حالي بوده كه طرفين همديگر را نمي‌شناخته و نديده بودند. آقا مي‌فرمايند من سيد حسيني هستم نه حسني، آقا سيدصفي اشاره مي‌كنند كه مادر شما سيدحسني هستند و شما از طرف مادر حسني هستيد. سپس با حضرت آقا مشغول صحبت مي‌شوند و اشاره مي‌كنند كه شما در آينده مقامي پيدا مي‌كنيد كه امور اين مملكت تحت امر شماست، حضرت آقا هم مي‌پرسند: شما از آينده من گفتيد، آينده خودتان را هم ديده‌ايد؟ آقا سيدصفي با تأمل و درنگ مي‌گويد: من و همسرم يك سال بيشتر زنده نيستيم...</p>

<p>يك‌سال ديگر كه حضرت آقا در طرقبه مشهد بودند، ماجراي تصادف خونيني را در روزنامه مي‌خوانند كه نام آقاسيدصفي نيز در بين كشته‌گان بوده است.(به نقل از حجت‌‌الاسلام و المسلمين كاظم صديقي)</p>

<p> </p>

<p><strong>* رهبر، خود شما</strong></p>

<p> مرحوم حاج احمد آقاي خميني تعريف كرده‌اند: در سال 65، جلسات هفتگي سران قوا در دفاتر يكي از آن‌ها يا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار مي‌شد. در يك جلسه‌اي كه در جماران تشكيل شده بود، من، آيت‌الله خامنه‌اي، آقاي موسوي‌اردبيلي، آقاي ميرحسين موسوي، آقاي هاشمي رفسنجاني حضور داشتيم. از قرار اتفاق، در همان روز آقاي منتظري نيز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقاي منتظري ملاقات مي‌كرد، بعد از جلسه برافروخته و عصباني بودند، به‌طوري كه در چهره‌شان مشخص و نمايان بود. در وسط جلسه بوديم كه ناگهان امام بدون در زدن، يك‌دفعه با حال عصبانيت شديد و برافروختگي وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: "من از اول با قائم‌مقامي آقاي منتظري مخالف بودم، ايشان به درد رهبري بعد از من نمي‌خورد. " جلسه امام كه تمام شد، همه سران قوا و من، در يك سكوت سنگيني فرو رفتيم و همه متحير از اين جملات بوديم؛ چون سابقه نداشت و حضور غير منتظره امام هم نشان از اهميت موضوع بود. بعد از مدتي سكوت، آقاي خامنه‌اي شروع به صحبت كردند كه: آقاي منتظري شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولاني‌مدت رفتند و... و از آقاي منتظري تعريف كردند و در آخر هم آقاي خامنه‌اي گفتند كه خُب اگر ايشان نباشد چه كسي باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقاي حبيبي دبير كل مؤتلفه)</p>

<p>امام خميني بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال 60 كه قبل از رياست جمهوري حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: "خداوند ذخيره انقلاب را حفظ كرد. " علي‌محمد بشارتي نقل مي‌كند: در تابستان سال 58 هنگامي كه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشي داشتيم كه آقاي شريعتمداري در مشهد گفته بود: "من بالاخره عليه امام اعلام جنگ مي‌كنم. " خدمت امام رسيديم و ضمن ارائه گزارشي، خبر مذكور را هم گفتند. ايشان سرش پايين بود و گوش مي‌داد. اين جمله را كه گفتم، سربلند كرد و فرمود: "اين‌ها چه مي‌گويند؟! پيروزي ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق مي‌شويم، در اينجا حكومت اسلامي تشكيل مي‌دهيم و پرچم را به صاحب پرچم مي‌سپاريم. " پرسيدم: خودتان؟ امام سكوت كردند و جواب ندادند.</p>

<p>حضرت امام مي‌فرمايند: يك نفر را مثل آقاي خامنه‌اي پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و بناي قلبي‌اش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمي‌كنيد، ايشان را من سال‌هاي طولاني مي‌شناسم.</p>

<p>حضرت امام خميني در پيامي به مناسبت ترور آيت‌الله خامنه‌اي نوشتند: اكنون دشمنان انقلاب، با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم(ص) و خاندان حسين بن علي(ع) هستيد... عواطف ميليون‌ها انسان متعهد را در سراسر كشور، بلكه جهان، جريحه‌دار نمودند... من به شما خامنه‌اي عزيز تبريك مي‌گويم كه در جبهه‌هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي، سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.</p>

<p> </p>

<p><strong>* خامنه‌اي، دنيا و آخرت ماست</strong></p>

<p><strong>حجت الاسلام سيدحسن نصرالله، </strong>رهبر مقاومت اسلامي لبنان مي گويد: خداوند تعالي، پيامبر يا امام معصوم(ع) را ـ به آن خاطر كه معصوم‌اند ـ به ولايت امر برمي‌گزيند، صفاتي چون علم و زهد و حكمت و شجاعت و ابهت در او متجلي است و هنگامي كه امام معصوم(ع)، غايب است بر ماست كه به دنبال اين صفات در شخصي بگرديم كه بيش از ديگران آن‌ها را در خود داراست. البته بايد فقيهي عادل باشد و نه فقط كسي كه از حرام الهي اجتناب مي‌كند. او بايد زاهد دنيا و شجاع و كاردان و حكيم و بصير و مدبر باشد. در امتداد زمان و طول تاريخ ما، فقهايي از اين نوع بوده‌اند و زمانه از فقهايي اين‌چنين خالي نبوده است. امانت را به دوش كشيدند و از آن به تناسب ظرف زماني و شرايطي كه در آن حضور داشتند محافظت كردند. تا اينكه خداوند تعالي به مرجع بزرگ و فقيه گرانقدر اين زمانه، امام خميني(ره) توفيق داد تا اين پيروزي تاريخي مداوم را به وجود آورد. شخصيت امام خميني(رحمت الله عليه) به نحوي در چشم‌ها و عقل‌ها و قلب‌ها بروز يافت كه هيچ كدام از ما تصور نمي‌كرد در طول تاريخ ما، فقهايي به اين بزرگي بروز يافته باشند، البته در تاريخ ما فقهاي بسيار بزرگي بوده‌اند اما ظرف زماني و شرايط آن‌ها متفاوت بوده است.</p>

<p>مسأله مهم آن است كه در اين زمانه، ‌امام خميني(ره) ظهور كرد كه گر چه معصوم نبود اما اين ويژگي‌ها و اوصاف در او جمع بود: علم،‌ شجاعت، اخلاص، زهد، ورع، عرفان و تدبير. به اين واسطه بود كه بعد از قرن‌هاي متمادي مظلوميتي كه ابتدا داشت و انتها نداشت، به مدد الهي توانستيم در اين زمان و به دست امام خميني(ره) دولت آل محمد را برپا كنيم كه اين دولت نيز هر روز بيشتر از روز قبل خود، عزت و قوت و كرامت به دست آورد. سپس حضرت امام رحلت كردند و ولي فقيه جديدي براي ما متجلي شد كه شخصيت و صفات امام خميني را دارا بود به نام آقاي خامنه‌اي كه او همان امام خميني است كه اينك ولي امر ماست.</p>

<p>اي خواهران و برادران! براي ما و همه مسلمين در سراسر جهان يك ولي امر وجود دارد و حال اگر بيشتر مسلمانان نمي‌خواهند از ايشان تبعيت كنند مشكل خودشان است چنانچه پيش‌تر نيز بسياري از مردم، از پيامبر و امامان معصوم تبعيت نكردند ولي اين بدان معنا كه امام، امام و پيامبر، پيامبر نبود نمي‌باشد. ما ولي امري داريم كه نائب امام مهدي(عج) است. اطاعتش بر ما واجب است. ما از پاكي و صفات نيكو و پرهيزگاري و به طور هم‌زمان، شجاعت، قدرت، حكمت، تدبير و بصيرت او آگاهيم. او با آمريكا و اتحاديه اروپا و كشورهاي تحت سلطه‌شان كه منطقه خليج را پر كرده‌اند به مبارزه برخاسته است. خدا بر ما منت نهاده كه او را به ولايت امر ما برگزيده است. او مردي آگاه و شخصيتي استثنايي است كه اگر همه حوزه‌هاي علميه و كشورهاي اسلامي‌مان را جست‌وجو كنيم، فقيهي از ميان فقهاي شيعه نمي‌يابيم كه اين‌چنين بزرگي‌ها و صفات متعالي در او جمع شده باشند بدان پايه كه در رهبر ما حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به‌عنوان ولي امر جمع شده‌اند.</p>

<p>اگر آخرت را بخواهيم، آخرت ما با ولي امر و نائب حضرت حجت(عج) است و همچنين اگر عزت و شرف و كرامت دنيا را نيز بخواهيم، به آن نمي‌رسيم مگر با ولي امر. حتي براي اين جنبش مقاومت بزرگ كه بدان توجه شده است و در جهان عرب يك پديده استثنايي است و ما به‌واسطه آن سرمان را بالا گرفته‌ايم و به آن افتخار مي‌كنيم، اگر شخصي به‌نام روح الله الموسوي الخميني نبود، اثري از آن در لبنان نمي‌بود و بعد از آن نيز اگر شخصي به نام سيدعلي حسيني خامنه‌اي نبود، استمرار نمي‌يافت.</p>

<p>  </p>

<p><strong>* مجري شريعت محمدي(ص) است</strong></p>

<p>دكتر محمد نمر احمد زغموت، رئيس مجلس‌اسلامي فلسطين در لبنان مي گويد: و روايات پيامبر بر وحدت اسلامي تأكيد دارند؛ به همين خاطر، سخنان و افكار امام خامنه‌اي ـ خداوند ايشان را نصرت دهد ـ كه به مثابه امانت‌دار امت و امير مسلمانان‌اند در دعوت دائمي مسلمانان به وحدت، دور از ذهن نيست مانند تأكيد ايشان بر عدم تفرقه و جدايي مسلمانان كه عامل ضعف‌شان مي‌باشد، لذا از خداوند مي‌خواهيم كه صف‌هاي مسلمانان را واحد گردانده و بر آنچه مورد رضايت اوست جمع‌شان كند.</p>

<p>مي‌دانيم كه مسلمانان مؤمن در برابر تهديدات و فشارهاي مستكبران، خضوع نمي‌كنند و سرشان را بالا گرفته و آزادانه سخن مي‌گويند و به بندگي تن نمي‌دهند. ما سخن امام حسين(ع) را مي‌دانيم كه فرمود: "هيهات منا الذلة " و امروز جمهوري اسلامي ايران تنها كشوري است كه بر اين شعار تطبيق مي‌كند.</p>

<p>رهبر انقلاب اسلامي تأكيد مي‌كنند كه بر همه ملت‌هاي مسلمان واجب شرعي است تا از نهضت ملت مظلوم فلسطين دفاع كنند و در اين راه بر لزوم همكاري بين دولت‌هاي اسلامي و تلاش دولت ايران تأكيد مي‌كنند كه در واقع ايشان به تكليف شرعي‌شان عمل مي‌كنند. ايشان به‌خوبي از جايگاه بلند فلسطين و قدس در ميان مسلمانان و آزادي‌خواهان جهان، مطلع‌اند، لذا براي انجام تكليف شرعي در قبال مسئلة فلسطين و فلسطيني‌ها قيام كرده‌اند و پرچم جهاد را بر دوش گرفته‌اند و تاكيد مي‌كنند كه جهاد در امت اسلامي تا روز قيامت پابرجاست.</p>

<p>دكتر زغموت به اين سخن از آيت‌الله خامنه‌اي اشاره كرده "انقلاب اسلامي در ايران براي حاكميت ارزش‌هاي معنوي بوده است " و افزود: حاكميت ارزش‌هاي معنوي، مبتني بر اصول اسلامي است و امروز جمهوري اسلامي ايران، به رهبري آيت‌الله خامنه‌اي، در روش و عمل و قوانين خود بر اسلام متكي است و هر فشاري هم كه بر آن وارد كنند جز اين اصول بر آن حكم نخواهد كرد.</p>

<p>دكتر زغموت به تأكيد آيت‌الله خامنه‌اي در زبان و عمل بر التزام به قرآن‌كريم و لزوم پايبندي مسلمانان به روح تعاليم قرآني اشاره كرده و افزود: آيت‌الله خامنه‌اي به حديث نبوي كه مي‌گويد "خيركم من تعلم القرآن و علمه " باور دارند و قصد دارند اين سيره را در ميان مسلمانان گسترش دهند و از مسلمانان مي‌خواهند كه قرآن را بخوانند و قانون و كتاب‌شان كه به‌وسيله آن خداوند را در دنيا و آخرت‌ ملاقات خواهند كرد را بفهمند. شكي نيست كه ايشان به خوبي اين مسائل را مي‌دانند و مطابق با آن رفتار مي‌كنند.</p>

<p>ما به آيت‌الله خامنه‌اي نگاه يك رهبر شيعي را نداريم، بلكه ايشان را يك رهبر اسلامي از خاندان مولاي ما رسول‌الله(ص) مي‌دانيم كه شريعت محمدي را اجرا مي‌كند و بدون توجه به اختلاف مذاهب، به وحدت مسلمين دعوت مي‌نمايد و نمي‌گويد كه ايران، شيعي يا سني است بلكه مي‌گويد ايران، اسلامي است.</p>

<p>آيت‌الله خامنه‌اي چيزي را كه امام خميني به ارث گذاشتند ادامه داده‌اند و امام خميني بر حركت جهادي در راه خدا و مقابل مستكبرين تأكيد كردند و آيت‌الله خامنه‌اي همان مسير را پيمودند و در واقع آن‌ها امروز، راه سرورم رسول‌الله(ص) را پوئيدند.</p>

<p>از خدا مي‌خواهم كه صفوف مسلمانان را وحدت بخشد و پشتيبان آن‌ها باشد و پايدارشان كند و آنان را بر دشمنان‌شان از قبيل طاغوت‌ها و سپس مفسدان زمين، صهيونيست‌هاي تروريست غاصب سرزمين فلسطين پيروز نمايد و از خداوند مي‌خواهم كه مسجد الأقصي را زير سايه "لا اله الا الله و محمد رسول الله " و جهاد به ما بازگرداند و آيت‌الله خامنه‌اي در رأس مجموعه آزادكنندگان أقصي باشند.</p>

<p>  </p>

<p><strong>* در برابر نسيم، بركاتش وديعة خداست</strong></p>

<p><strong>"عفاف الحكيم "</strong>، مسئول انجمن‌هاي زنان حزب الله و رئيس انجمن حمايت از زنان در امور اجتماعي لبنان مي گويد: ما در لبنان هميشه منتظر خطابه‌ها و سخنان مقام‌معظم‌رهبري هستيم و از تمام توصيه‌هاي ايشان در زمينه‌هاي مختلف بهره‌مند مي‌شويم، به‌ويژه در اين برهه زماني حساس كه ما به رهبري مخلص و الهي نيازمنديم كه توانايي راهبري جامعه اسلامي را داشته باشد و به جرأت مي‌توانم بگويم كه اين رهبري در شخصيت آيت‌الله سيدعلي خامنه‌اي نمايان است؛ شخصيتي كه فرزانگي‌اش طمأنينه و اعتماد را در وجود هر شخص وفادار به اسلام مي‌كارد.</p>

<p>----------</p>

<p>بدون شك جهت‌گيري‌هاي استوار و مقاوم مقام‌معظم‌رهبري، تأثير بزرگي در وجدان مسلمانان، به‌ويژه ميان مردم لبنان دارد و استقامت مردم لبنان در مواجهه با رژيم اسرائيل و استكبار جهاني از بركات رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي است كه از چشمه‌هاي حكمت و فرزانگي كه خداوند در وجود ايشان به وديعه نهاده است، سرچشمه مي‌گيرد.</p>

<p>----------</p>

<p>بنده به‌عنوان شركت‌كننده در همايش‌هاي مختلف و پي‌گير دائمي حضور مقام ‌معظم ‌رهبري در مجالس گوناگون و مناسبت‌هاي مختلف، حاضران در اين مجالس و همچنين كساني كه در پي تحكيم وحدت اسلامي و برجسته‌سازي قضيه فلسطين در سطح جهاني هستند را نسبت به اظهارات قاطع ايشان اميدوار مي‌بينم و آنان نقش آيت‌الله خامنه‌اي را در جهان اسلام و تصميم‌گيري براي قضيه فلسطين برجسته و سرنوشت‌ساز مي‌دانند.</p>

<p>----------</p>

<p>بدون ترديد جمهوري اسلامي ايران امروزه در قلب هر مسلمان واقعي داراي جايگاه بلندي است، من در طي مسافرتم به كشورهاي اسلامي مختلف ميزان علاقه، اثرپذيري و تقدير ديگران نسبت به رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را مشاهده كرده‌ام و مسلمانان واقعي مي‌دانند كه تنها راه خلاص آنان از تفرقه، لبيك و تمسك به وحدت اسلامي است كه رهبر معظم انقلاب آن را ندا مي‌دهد و در پي تحكيم آن است و زعامت ايشان به ما قدرت مقاومت در برابر دشمنان را مي‌دهد.</p>

<p>----------</p>

<p>ما افتخار مي‌كنيم كه "جمعيت القرآن‌الكريم " لبنان جزئي از انجمن قرآني ايران است و وجود هشت هزار حافظ قرآن كريم در لبنان ـ كه پيش از اين بي‌سابقه بوده است ـ نتيجه تأثير جمهوري اسلامي ايران و نقش حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در گسترش حضور قرآن در منازل ما و جامعه ماست.</p>

<p> </p>

<p><strong>* در سيمايش نور قرآن پيداست</strong></p>

<p><strong>شيخ محمد احمد بسيوني، </strong>قاري مشهور و شناخته‌شدة مصري مي گويد: از نظر توجه به قاريان و حافظان قران كريم، در ميان حاكمان دولت‌هاي اسلامي، نظير و مشابهي نيست. رهبر انقلاب اسلامي ايران، توجه خاصي به قراء و فعالان عرصه قرآن دارند و قراء ايراني و غيرايراني را به يك ميزان تكريم مي‌كنند. به‌علاوه اينكه خودم تأثر شديد ايشان از قرائت آيات قرآن و جاري شدن اشك از چشمان ايشان در هنگام تلاوت‌ها را ديدم و نور قرآن را در سيماي ايشان مشاهده كردم.</p>

<p>بسيوني، برقراري مسابقات سالانه قرآن‌كريم و حفظ آن، با عنايت خاص رهبر انقلاب اسلامي را از ويژگي‌هاي خاص ايشان دانست و افزود: از زماني كه ايشان تصدي فعاليت‌هاي مذهبي و قرآني را به عهده دارند امكان گسترش مفاهيم و ارزش‌هاي اسلامي در جمهوري اسلامي ايران در سطحي عالي و همچنين گسترش بيشتر اين‌گونه فعاليت‌ها در سطح جهاني، ميسر شده است.</p>

<p>شكي نيست كه نقش و رهبري بارز امام خميني و امام خامنه‌اي، عنصري اساسي در تبيين چهره انقلاب اسلامي ايران داشته است. آيت‌الله خامنه‌اي يكي از بارزترين رهبران جهان اسلام در گسترش موفق تعاليم اسلامي‌اند كه در اين راه پايداري و مقاومت كرده‌اند.</p>

<p>----------</p>

<p>بسيوني، از آرزوي خويش براي پيروزي جمهوري اسلامي ايران بر دشمنانش سخن گفت و افزود: ايران مواجهه با هجمه فرهنگي و تبليغاتي گسترده از سوي دشمناني است كه او را خطرناك و تروريست معرفي مي‌كنند در حالي كه واقعيت جز اين است و جمهوري اسلامي ايران با تدبير رهبر شايسته خود در راستاي تقويت وحدت و تحكيم روابط مسلمين گام برمي‌دارد.</p>

<p>او تأثر رهبر انقلاب اسلامي ايران از تلاوت آيات قرآن را دليل صفا و خلوص قلبي ايشان مي‌داند كه اين تأثر از كلام وحياني در جهان اسلام، كم‌نظير است.</p>

<p>  </p>

<p><strong>* يكتاي عالم روحانيت</strong></p>

<p><strong>زين‌العابدين حيدري، </strong>خبرنگار شبكه ماهواره‌اي الفرات عراق مي گويد: چندي پيش كه هيات بلندپايه عراقي به تهران آمده بود. يكي از اشخاصي كه در اين جمع، خدمت رهبري رسيده بود، بعد از اين ديدار چنين مي‌گفت كه "بسياري از اعضاي خانواده من از روحانيون بنام عراق هستند و در عراق نيز با محافل روحانيت عراق ارتباطات زيادي دارم، اما وقتي آيت‌الله خامنه‌اي را ديدم به شدت تحت تاثير اخلاق و منش ايشان قرار گرفتم و ايشان تنها روحاني بود كه با ديدنشان بي‌اختيار اشك ريختم. "</p>

<p>اين شخص بعد از اين ديدار مدام اين جمله را تكرار مي‌كرد كه "من روحاني نديده نيستم اما آيت‌الله خامنه‌اي در ميان علما و روحانيون جهان اسلام وجهه ممتازي دارند. "</p>

<p>"ايشان در پي وقوع رخدادهاي بعد از انتخابات ايران و در حاليكه اكثر رجال سياسي راه اشتباه را طي مي‌كردند، با درايت و حكمت توانستند ايران را از اين مرحله عبور دهند؛ گرچه دشمنان ايران در يك تلاش دست‌جمعي، سعي مي‌كردند ايران هرچه بيشتر در اين وضعيت بماند. در زماني كه غني‌سازي اورانيوم براي مدتي از سوي ايران به حال تعليق درآمد، اين رهبر ايران بود كه دستور داد تا چرخه سوخت دوباره به راه افتد و امروز هم با درايت ايشان، غرب در مقابل ايران هسته‌اي به يك بن‌بست رسيده است.</p>

<p>  </p>

<p><strong>* اگر اهل بهشت باشم، دعايتان مي‌كنم</strong></p>

<p><strong>شيخ محمود عيد، </strong>مدير مركز اسلامي آرژانتين مي گويد: مردم آرژانتين به انقلاب اسلامي ايران خيلي علاقه‌مندند؛ زيرا انقلاب اسلامي ايران در مقابل استكبار جهاني به سركردگي آمريكا و صهيونيست ايستاده است.</p>

<p>پنج سال پيش با گروه 22 نفري از فارغ‌التحصيلان طلاب خارجي به محضر مقام معظم رهبري رفتيم و دو نفر از طلاب ـ يكي از تركيه و ديگري از پاكستان ـ قرار بود سخنراني كنند. بعد از طلبه تركيه‌اي، آن طلبه ديگر هنگام سخنراني دچار اضطراب شد و دستانش به شدت مي‌لرزيد، حضرت آقا فرمود اگر به خاطر من است كه من صفر و هيچ هستم، شما راحت باشيد.</p>

<p>وقتي اين سخن را شنيديم، همگي به گريه افتاديم. بعد از مراسم به نوبت دست ايشان را بوسيديم. در اين ميان يك طلبه آذربايجاني به ايشان گفت: در روز قيامت ما را دعا كنيد. آيت‌الله خامنه‌اي فرمود: اگر من اهل بهشت باشم، دعايتان مي‌كنم و اگر شما اهل بهشت باشيد، مرا دعا كنيد. آن ديدار، شيرين‌ترين خاطره عمر من است و هميشه دعا مي‌كنم دوباره تكرار شود.</p>

<p> </p>

<p><strong>** سر تعظيم سياستمداران</strong></p>

<p><strong>*پوتين: مسيح را در ايران ديدم</strong></p>

<p> چند سال پيش پوتين، رئيس‌جمهور وقت روسيه، براي نخستين بار در طول سي سال انقلاب به ايران سفر كرد.</p>

<p>پوتين، شخصيتي بسيار چارچوب‌مند و منضبط بر اصول ديپلماسي است، اما با اين حال چندبار پرسيده بود كه ديدار با رهبر جمهوري اسلامي آيا انجام مي‌شود يا نه. ديدار انجام شد. در اين ديدار رهبري به نكاتي از تاريخ شوروي و قبل از آن اشاره مي‌كنند كه براي رئيس‌جمهور وقت روسيه جديد بوده است، پس از ديدار مسئولين دستگاه ديپلماسي مي‌گفتند رفتار وي تغيير كرده بود و شخصاً و نه از طريق وزير خارجة خود، به وزير خارجه وقت كشورمان گفته بود كه شما حتماً سفري به روسيه داشته باشيد تا با هم گفت‌وگو كنيم.</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2010/09/post_118.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2010/09/post_118.html</guid>
         <category>Haji</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>یک یادداشت، قبل از جهادی؛</title>
         <description><![CDATA[<p><br />
*<br />
در تابستان و اوج گرما هوس می کنید آبی به سر و صورتتان بزنید تا خنک شوید. این کار را میکنید و خنک می شوید. حال اگر همین آبی را که به روی خود زدید همراه با نیت و «قربة الی الله» باشد نام عمل شما وضو است. فرقش این است که با وضو می توانید نماز بخوانید و بسیار اثر معنوی دیگر نیز بر آن بار است. در ضمن خنک هم می شوید. این تمثیل شاید بتواند نگاه ما به اردوی جهادی را دقیقتر نماید.<br />
شهر و زندگی در آن برای ما مثل فصل تابستان و گرمایش است. وقتی شما از روزمرگی و خستگی و تکثر شهر خسته شده اید، می توانید با سفر و همراه بودن با دوستان و برادران ایمانی خود اندکی از فشار این نوع زندگی بکاهید. زندگی دور از این زندگی شهری می تواند در گرمای تابستانیِ این زندگیِ و فشارهای روحی آن نقش قدری آب خنک یا حتی کولر آبی یا گازی یا نمیدانم... را داشته باشد. <br />
جهادی برای ما مثل همان حوضچه آب خنک در تابستان است. اگر برویم که «دور هم باشیم» شاید خنک شویم و شادابی و نشاط کسب کنیم-که احتمالا نمی شود-، اما این حداقلی است که می شود از جهادی انتظار داشت. اگر در جهادی هم مثل وضو گرفتن نیت و عمل در جهت رضای الهی و تقرب به او قرار بگیرد، جهادی هم به عبادت تبدیل می شود. این تفاوت قابل مقایسه با شست و شوی دست و صورت برای خنک شدن در مقابل وضو گرفتن است که نیاز به تشریح و توضیح بیشتر ندارد.<br />
و صد البته این در همه اعمال انسان صادق است.<br />
وقتی انسان مومن به وظیفه اش عمل میکند.<br />
وقتی مومن جهادی میشود.</p>

<p><br />
<em>*بعضی از احکام دارای یک جزء ابتدایی به نام نیت هستند، و بعضی دیگر این ویژگی را ندارند. احکامی که نیاز به نیت دارند را عبادات گویند که نیت تقرب در آنها شرط است. اگر دستتان به شی نجسی بخورد و آن شی در آب کر بیفتد پاک خواهد شد حتی اگر نیت شما پاک کردن آن نباشد. اما... </em><br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2010/03/post_117.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2010/03/post_117.html</guid>
         <category>Haji</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تقدیم به مادر مجتبی</title>
         <description><![CDATA[<p>گمانم بهمن ماه سال ۶۲ بود؛"مجتبی" بعد از ۱۴ ماه مرخصی گرفته بود تا در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کند و دوباره برگردد جبهه.می دانست رزمندگان اسلام تا پایان سال قرار است عملیات بزرگی انجام دهند.به پدر و مادرش هم نگفت که دارد به تهران می آید؛زود باید بر می گشت،خیلی زود،چرا که جزء نیروهای اطلاعات و عملیات بود و تصمیم گرفته بود همان روز بعد از راهپیمایی به منطقه برگردد.می دانست که اگر پدر و مادرش به خصوص مادرش متوجه آمدنش شوند، به این زودی ها نمی تواند برگردد.</p>

<p>                                                                  ***</p>

<p>روز راهپیمایی آقا کریم و فاطمه خانوم در لابه لای آن همه جمعیت، جوانی را دیدند که عصایی زیر بغل دارد و با شور و حرارت خاصی دارد شعار می دهد:"حزب الله می جنگد می میمیرد سازش نمی پذیرد".از میان سیل جمعیت با هر زحمتی خود را نزدیک آن جوان رساندند و حالا دیگر شک شان به یقین مبدل شده بود؛آن جوان مجتبی بود.آقا کریم گفت:تو اینجا چیکار می کنی؟ و فاطمه خانم گفت:پسرم،پات کی همچین شده؟مجتبی جواب داد:"چقدر پیر شدی مادر".</p>

<p>                                                               ***</p>

<p>تنها فرزند این خانواده ساکن در میدان خراسان چند روز بعد در عملیات خیبر به شهادت رسید.فاطمه خانوم دیروز به من می گفت: ۲۲ بهمن آخرین باری بود که مجتبی را دیدیم . خدا بیامرز کریم آن روز هر چه اصرار کرد ،‌مجتبی خانه نیامد . فقط گفت : تا همین جا هم قاچاقی آمده ام . امام را تنها نگذارید . بعدها در جماران به امام گفتیم که بعد از جنگ کلا سه بار پسرمان را دیدیم و امام جواب داد؛ عکس پسرتان را دارید ؟ </p>

<p>                                                              ***</p>

<p>در این روز گار آزگار تنها مسئولی که به این خانواده سر زده "آقا" بود که سال دوم رهبری شان در میدان خراسان، خورشید را سرزده به خانه شان برد.یک قرآن هم به رسم تبرک به ایشان هدیه داد و با همان خودکار آبی اسمانی معروفش که روزگاری یکی از نمادهای بچه‌های حزب الله بود، برای این خانواده یادگاری نوشت:"خدا رحمت کند شهید عزیز ما را" . </p>

<p>* در فیلم آژانس شیشه‌ای "حاج کاظم" با همین خودکار برای همسرش فاطمه، نامه ‌نوشت؛یادتان هست؟...فاطمه فاطمه با تو حرف بزنم بهتره...  </p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2010/02/post_110.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2010/02/post_110.html</guid>
         <category>Seyyed</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آبرو</title>
         <description><![CDATA[<p><img alt="1.jpg" src="http://www.razedel.com/vel/1.jpg" width="432" height="270" /></p>

<p><strong>جان و آبرو متاع كمى است براى اين كه در اين راه بذل شود؛ و من كاملاً آماده‌ام اين دو عنصرى را كه دارم، بذل كنم. دوره جوانى ما - كه دوره لذّت بردن از زندگى است - در اين راه گذشته است. امروز هم در دوره پيرى هستيم. بنده امروز در سنينى هستم كه زندگى برايم اين قدر لذّتى ندارد. لذايذ زندگى براى ما، امروز ديگر لذايذ نيست. در آخر عمر، در فصل‌انحطاط عمر، در فصل ضعف قواى جسمانى و بقيه قواى موجود بشرى، دلبستگى‌اى به حيات نيست. آنچه بنده دارم - جان و آبرو - مال اين راه است؛ مال هم كه الحمدللَّه ندارم...</strong></p>

<p>رهبر معظم انقلاب (مُدَّ ظِلُّه العَالِی)</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2010/01/post_109.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2010/01/post_109.html</guid>
         <category>Haji</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کیمیا </title>
         <description><![CDATA[<p>السلام!</p>

<p>این نوشته نامه ای از آیت الله شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی(ره) میباشد:</p>

<p>عرض می‌کنم که روح طریقه حقیر، توجّه به نماز و معانی و نکات آن، درجه به درجه است. یعنی اشخاصی که مایل به طریقه حقیر هستند اول باید معانی صوری نماز را بفهمند، بعد تأویلاتی که عرض شد و بعد نکات دیگر. به همان نحو که مولانا الصادق علیه‌السلام در کلمه «ایّاکَ نَعبُدُ کَرَّرَها حتی غشی علیه» یعنی «[کلمه ایاک نعبد را] آنقدر تکرار فرمودند که حال بیهوشی به آن حضرت دست داد»، نه اینکه بی‌اعتنایی به احکام شرع باشد و تمام توجه به اذکار معطوف گردد. حقیقت را باید از شریعت تحصیل نمود.</p>

<p>حقیر طالب این مقام و سالک این راه بوده و بستگان این حقیر را نیز اعلام کنید که حقیقت را که ما در طلب آنیم باید از همین شریعت تحصیل کنیم و نه از جای دیگر، به همان نحو که ائمه علهیم‌السلام رفتار نموده و مشایخ ما تحصیل کرده‌اند. دیگران طریقتی که دارند غیر از این است و ما طالب و سالک آن نیستیم. باری خدا می‌‌داند که عقیده حقیر به سرکار غیر از این است که خیال کرده‌اید، اما چه کنم که خیال شما غیر از خیال حقیر است. حقیر هر چه دارم از همین طریقه پیدا کرده‌ام، جز آنکه صبوری می‌خواهد، چه کنم که خدا نمی‌خواهد.</p>

<p>کُن عَن اُمورِکَ مُعرِضاً                            وَکِّلِ الاُمورَ اِلَی القَضَا 1</p>

<p>فدایت شوم طریقه حقیر همین بوده است. تصرّف خود را كنار بگذارید و خود را به خدا سپارید؛</p>

<p>"ألیسَ اللهُ بِکافٍ عَبدَهُ؟" 2. امیدوارم خداوند به زودی فرج برساند، ولی تصرّف خود را کنار گذارید. معنای توکّل، واگذار نمودن امر است به خدای.</p>

<p>کار خود گر به خدا باز گذاری حافظ                        ای بسا عیش که با بخت خدا داده کنی</p>

<p>-----------------------------------------------------------------------</p>

<p> پی‌نوشت‌ها: </p>

<p>1- از دنیا خود روی‌گردان، و امور خود را به قضای الهی واگذار.</p>

<p>2- آیا خدا کفایت کننده بندگانش نیست؟ سوره زمر: آیه 36.  <br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2010/01/post_107.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2010/01/post_107.html</guid>
         <category>SMS</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شام غریبان حسین امشب است... </title>
         <description><![CDATA[<p><strong>شعری از علیرضا قزوه:</strong></p>

<p>آن روزها <br />
هر وقت پرده خوان <br />
از نقل شاهنامه و سهراب می گفت <br />
به کربلا که می رسید <br />
نقل علی اکبر می خواند و می گریست <br />
حتی گاهی قوّال با شمشیر <br />
می زد به پهلوی خود <br />
حالا به جای قاسم و عباس <br />
دارند روضة سهراب می خوانند <br />
به جای رقیه <br />
دارند روضة  ندا را فریاد می کنند... <br />
این نقل <br />
نقل پرده دران است <br />
بزن به طبل لجاجت طبّال <br />
که میر بی بی سی <br />
امشب به کربلا وارد می شود <br />
از در پشتی <br />
بزن به طبل لجاجت طبّال <br />
که شیخنا می رسد به کربلای مجازی <br />
از راه اینترنت <br />
از راه اعتمادالسلطنه <br />
عمّه ببین  به کربلا <br />
این همه موبایل های دوربین دار آمده <br />
عمه ببین که علم ها خونی است <br />
و میکروفون ها خونی <br />
 و صداها خونی <br />
شاید به اشتباه <br />
دو حسین آمده اند اینجا <br />
جوانان بنی هاشم بیایید <br />
راه این  پیران فتنه را سد کنید <br />
مسلم این اتفاق ها را  دید و گریست <br />
من مسلمم <br />
و راه برگشت دارم <br />
من مسلمم <br />
این نامه را از خانه هانی می نویسم <br />
مرام من کشتن نیست <br />
ما سهراب کش نیستیم <br />
"مستی بیاید قی کند <br />
مستی جهان را طی کند"1 </p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2010/01/post_108.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2010/01/post_108.html</guid>
         <category>BiSim</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ولايت مطلقه رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله و سلم-</title>
         <description><![CDATA[<p>بايد عرض كنم حكومت، كه شعبه‏اى از <strong>ولايت مطلقه رسول اللَّه- صلى اللَّه عليه و آله و سلم-</strong> است، يكى از احكام اوليه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احكام فرعيه، حتى نماز و روزه و حج است. حاكم مى‏تواند مسجد يا منزلى را كه در مسير خيابان است خراب كند و پول منزل را به صاحبش رد كند. حاكم مى‏تواند مساجد را در موقع لزوم تعطيل كند؛ و مسجدى كه ضِرار باشد، در صورتى كه رفع بدون تخريب نشود، خراب كند. حكومت مى‏تواند قراردادهاى شرعى را كه خود با مردم بسته است، در موقعى كه آن قرارداد مخالف مصالح كشور و اسلام باشد، يكجانبه لغو كند. و مى‏تواند هر امرى را، چه عبادى و يا غير عبادى است كه جريان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامى كه چنين است جلوگيرى كند. حكومت مى‏تواند از حج، كه از فرايض مهم الهى است، در مواقعى كه مخالف صلاح كشور اسلامى دانست موقتاً جلوگيرى كند. آنچه گفته شده است تا كنون، و يا گفته مى‏شود، ناشى از عدم شناخت ولايت مطلقه الهى است " ( صحيفه امام ج‏20 ، ص 452 ). </p>

<p> تبعیت از فقیه  به خاطر تبعیت از دستورات ائمه معصومین و دستورات خداست.  امام خمینی (ره) در 16 بهمن سال 1357 در انتصاب مرحوم مهندس  بازرگان به نخست وزیری فرمودند: </p>

<p>"من بايد يك تنبه ديگرى هم بدهم و آن اينكه من كه ايشان را حاكم كردم، يك نفر آدمى هستم كه به <strong>واسطه ولايتى كه از طرف شارع مقدس دارم</strong>، ايشان را قرار دادم. ايشان را كه من قرار دادم واجبُ الْاتِّباع است، ملت بايد از او اتّباع كند. يك حكومت عادى نيست، يك حكومت شرعى است؛ بايد از او اتّباع كنند. مخالفت <strong>با اين حكومت مخالفت با شرع است</strong>، قيام بر عليه شرع است. قيام بر عليه حكومت شرع جزايش در قانون ما هست، در فقه ما هست؛ و جزاى آن بسيار زياد است‏ " (صحيفه امام ، ج‏6، ص 59). </p>

<p> ولایت فقیه یک مسئله ضروری و بديهي دين است.  <strong>صاحب جواهر</strong> معتقد است که هرکس در مورد مسائل کلی ولایت فقیه شک کند گوئی ازطعم فقه چیزی نچشیده و از گفتار و رموز ائمه معصومین ع چیزی نفهمیده است. عالم قرن دهم هجری <strong>محقق ثانی</strong> در مورد قبول داشتن اصل ولایت فقیه ادعای اجماع می کند  یعنی از آغاز غیبت کبرای امام زمان ع به مدت ده قرن همه فقهاء، ولایت فقیه را قبول داشته اند. امام خمینی نیز می فرمایند: </p>

<p>"<strong> هر كس عقايد و احكام اسلام را حتى اجمالًا دريافته باشد چون به ولايت فقيه برسد و آن را به تصور آورد، بى‏درنگ تصديق خواهد كرد و آن را ضرورى و بديهى خواهد شناخت </strong>"( ولايت فقيه، ص 9). </p>

<p> اگر کسی نظام ولایت فقیه را قبول نداشته باشد باید حکومت دیگری را قبول داشته باشد که بر جامعه حاکم باشد. هر حکومتی دارای قوانینی است که مردم تحت حاکمیت آن حکومت مجبور هستند که از قوانین آن حکومت تبعیت داشته باشند. <strong>خداوند تبعیت اختیاری از هر قانونی، غیر از قانون الهی را منع کرده است و کسانی که بخواهند غیر ما انزل الله را بر جامعه حاکم کنند، کافر، فاسق و ظالم بر شمرده است</strong>( سوره مائده / 49 - 52) علاوه بر اینها امام صادق ع می فرمایند : " <strong>اگر فقیهی بر اساس دستورات ما حکمی داد و از او پذیرفته نشد، کسی که دستور آنها را رد کند، مانند این است که حکم خدا را تضعیف و دستور ما را رد کرده است و کسی که دستور ما را رد کند مانند آن است که دستور خدا را رد کرده است و این در حد شرک به خداوند است </strong>" (وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج 18، ص 99). </p>

<p> ائمه دارای دو نوع نایب می باشند یکی نایبانی که آنها را با اسم به مردم معرفی کرده اند و آنها <strong>نایبان خاص ائمه </strong>می باشند و دیگری <strong>نایبان عام ائمه </strong>که با مشخصات به مردم معرفی شده اند و برای شناسائی چنین نایبانی حداقل <strong>ده خصوصیت </strong>را مطرح کرده اند و فرموده اند کسانی که: <strong>راوی حدیث، فقیه، عادل، حافظ دین، با ورع، مطیع دستورات خداوند، محقق در حلال وحرام ائمه، عارف به احکام ائمه، مدیر و مدبر</strong> می باشند در عدم دسترسی به ما به آنها مراجعه داشته باشید و دستورات را از آنها بگیرید. </p>

<p><em>اما، آیا ائمه و پیامبر(ص) همگی با نایبان خاص و عام خود ارتباط مستقيم داشته اند که این الزام وجود داشته باشد که امام زمان (عج) با نایبان خود در ارتباط باشند؟</em> پیامبر (ص) فرمودند: "<strong>جانشینان من کسانی هستند که بعد از من راوی احادیث و سنت من می باشند "( الذین یاتون من بعدی و یروون عنی احادیثی و سنتی ). </strong>در صورتی که پیامبر می دانستند که برخی ازراویان احادیث  پس از رحلت ایشان نمی توانند با ایشان در تماس باشند. پس الزامی در  ارتباط مستقيم وجود ندارد. <br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2010/01/post_106.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2010/01/post_106.html</guid>
         <category>Haji</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>باران</title>
         <description><![CDATA[<p>باران آمد</p>

<p>باران دیشب آمد</p>

<p>دانه هایی که برای کبوترها ریخته بودم خیس شد</p>

<p>دبه های نفتمان هم خیس شد</p>

<p>اما نفتی توی آنها نبود</p>

<p>چند روز است که نفتمان تمام شده</p>

<p>بابا پول ندارد که نفت بخرد</p>

<p> </p>

<p>سردمان است</p>

<p>بیرون هوا سرد است</p>

<p>توی خانه هم سرد است</p>

<p>اما همه از یک خانواده گرم صحبت می کنند</p>

<p> </p>

<p>دیروز از جلوی دانشگاه رد شدم</p>

<p>همه شعار می دادند</p>

<p>بعضی ها هم حرف می زدند</p>

<p>آنها یکدیگر را زدند</p>

<p>آنها آزادی می خواستند</p>

<p>آنهایی که کتک زدند آزاد شدند</p>

<p>آنهایی که کتک خوردند آزاد بودند</p>

<p>آنها آزادی را فقط برای خودشان می خواستند</p>

<p> </p>

<p>الآن همه آزادند</p>

<p>اما بابای من می ترسد که به زندان برود</p>

<p>بابا بدهکار است</p>

<p>مامان بابا را دوست دارد</p>

<p>روزها که بابا می رود کارگری مامان گریه می کند</p>

<p>مامان عکس امام را می بوسد و گریه می کند</p>

<p>عکس آقا را هم می بوسد</p>

<p>عکس علی را هم می بوسد</p>

<p> </p>

<p>علی برادرم است</p>

<p>علی توی جنگ کشته شده</p>

<p>جنگ خیلی سال پیش بود</p>

<p>الآن غنیمت هایش هم تقسیم شده</p>

<p>حالا باید از اول شروع کنیم</p>

<p>جنگ خیلی سال پیش بود</p>

<p>اما مبارزه هنوز هم هست</p>

<p> </p>

<p>دیروز از جلوی دانشگاه رد شدم</p>

<p>آنها آزادی می خواستند</p>

<p>آنهایی که آزادی می خواستند آزاد بودند</p>

<p>حالا ما باید از اول شروع کنیم</p>

<p>همه چیز را از بین برده اند تا آزاد باشند</p>

<p>هر چیزی که علی ساخته بود را خراب کردند</p>

<p>حالا باید از اول شروع کنیم</p>

<p> </p>

<p>ما عدالت می خواهیم</p>

<p>عدالت که باشد آزادی هم عادلانه تقسیم می شود</p>

<p>حالا ما باید از اول شروع کنیم</p>

<p>اینبار آنها را راه نمی دهیم</p>

<p>آنها همه چیز را برای خودشان می خواهند</p>

<p>حالا باید از اول شروع کنیم</p>

<p> </p>

<p>عکس امام را می بوسم</p>

<p>عکس آقا را هم می بوسم</p>

<p>عکس علی را هم می بوسم</p>

<p>علی بعضی وقتها به من سر می زند</p>

<p>وقتی علی می آید باران هم می بارد</p>

<p>دیشب باران آمد</p>

<p> </p>

<p>به نقل از مهر آب</p>

<p> </p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2009/06/post_105.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2009/06/post_105.html</guid>
         <category>BiSim</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نه با چپ چپم من نه با راست دشمن</title>
         <description><![CDATA[<p></p>

<p>- نه دنبال «باران»</p>

<p>- نه مجذوب «ياران»</p>

<p>- نه در «اعتدالم »</p>

<p>- نه با «ائتلافم»</p>

<p>- نه «ميهن پرستم»</p>

<p>- نه با حزب «سازندگي» عهد بستم</p>

<p>- نه «سبزم» نه زردم</p>

<p>- نه با «توسعه» در نبردم</p>

<p>- نه دنبال عشق و «مودت»</p>

<p>- نه دنبال «توليد» ثروت</p>

<p>- نه «فرزند ايران»</p>

<p>- نه حزب «جوانان»</p>

<p>- نه «روحانيون» را رئيسم</p>

<p>- نه در «جامعه» كاسه ليسم</p>

<p>- نه دنبال احزاب «پاكم»</p>

<p>- نه «خرداديان» را هلاكم</p>

<p>- نه در حزب «كارم»</p>

<p>- نه بر پله هاي «ترقي» سوارم</p>

<p>- نه با جمع «نسوان»</p>

<p>- نه در حزب «ايران»</p>

<p>- نه با «اتحادم»</p>

<p>- نه با «اعتمادم»</p>

<p>- نه اندر «رفاهم»</p>

<p>- نه دنبال حزب و سپاهم</p>

<p>- نه «همبستگي» را مريدم</p>

<p>- نه «آزادگان» را مرادم</p>

<p>- نه با چپ چپم من</p>

<p>- نه با راست دشمن</p>

<p>- اصولي و اصلاح گر هم نيم من</p>

<p>- من اينم كه هستم ، بگويم كيم من؟</p>

<p>- من ايرانيم</p>

<p>- در ركاب امينم</p>

<p>- سرا پا دو گوشم</p>

<p>- به هوشم</p>

<p>- به بانگي ز سيد علي مي‌خروشم</p>

<p>- پي يك اشاره</p>

<p>- دوباره ، سه باره</p>

<p>- پياده ، سواره</p>

<p>- به فرمان رهبر</p>

<p>- نهم سر</p>

<p>- روم پاي صندوق ، يك بار ديگر</p>

<p>- به ياد شهيدان</p>

<p>- شهيدان دوران</p>

<p>- كه رفتند تا ما بمانيم و ايران</p>

<p>- ببندم ز اعماق جان عهد و پيمان</p>

<p>- كنم با ولي زمانه</p>

<p>- يكي بيعتي جاودانه</p>

<p>- روم پاي صندوق بيعت</p>

<p>- كنم ياد از پير امّت</p>

<p>- به ياد امامم</p>

<p>- به عهدي كه با رهبر خويش بستم بمانم. بمانم . بمانم .</p>

<p> </p>

<p>دوستان گرامی:</p>

<p>در قسمت اول ابیات بالا سعی شده در هر مصراع به یک حزب یا گروه فعال سیاسی اشاره شود. لذا توجه به این نکته برای درک بهتر ابیات ضروری به نظر می رسد.</p>

<p>مشهد مقدس. محمدرضا ث<br />
http://rasmezamaneh.blogfa.com<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2009/06/post_104.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2009/06/post_104.html</guid>
         <category>SMS</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title></title>
         <description><![CDATA[<p><img alt="Bahjat.jpg" src="http://www.razedel.com/vel/Bahjat.jpg" width="500" height="374" /></p>

<p><br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2009/05/post_103.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2009/05/post_103.html</guid>
         <category></category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حزب جمهوري اسلامي</title>
         <description><![CDATA[<p>گفت وگويي با مسيح مهاجري درباره  حزب جمهوري اسلامي که  قسمتي از  آن در پي مي آيد: <br />
" اولين سوالي که در رابطه با حزب جمهوري به نظر مي رسد، اين است که اصلا از چه زماني حزب جمهوري شکل گرفت و موسسان از تاسيس حزب چه اهدافي را دنبال مي کردند؟ به عبارت ديگر ضرورت تشکيل حزب در آن زمان چه بود؟ <br />
بنده شخصا از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي در قبل و بعد از پيروزي انقلاب بارها شنيدم که ايشان مي گفتند يکي از دلايل عدم موفقيت مردم و به خصوص روحانيت در مبارزات خود عليه رژيم شاه و استعمار، نداشتن تشکل بود و تاکيد مي کردند که بعد از ماجراي نهضت ملي شدن نفت و شکست اين نهضت و خانه نشين شدن مرحوم آيت الله کاشاني، ما به اين نتيجه رسيديم که دليل شکستي که ما متحمل شديم، نداشتن تشکيلات سياسي بود. اگر تشکيلات داشتيم، شکست نمي خورديم و مي توانستيم در مقابل کساني که باعث به هم ريختگي نهضت شدند، کارهايمان را سر و سامان دهيم که در نتيجه  آن، در مقابل شاه و استعمار آمريکا که به شاه کمک کرد و کودتاي بيست و هشت مرداد را به وجود آورد، پيروز شويم. <br />
چون خود ايشان اين صحنه ها را ديده بودند، از اين صحنه ها در واقع يک درس بزرگ سياسي گرفتند. ايشان مي گفتند که از همان زمان من به اين فکر افتادم که ما بايد تشکيلات سياسي داشته باشيم و روحانيت بايد با تشکيلات وارد ميدان شود و کاري انجام دهد. البته داشتن تشکيلات سياسي براي روحانيت در فاصله بين بيست و هشت مرداد 1332 تا بيست و دو بهمن 1357 که انقلاب اسلامي پيروز شد، کار آساني نبود و عملا غير ممکن بود. با اين مقدمه اي که من عرض کردم، مي توان فهميد که چگونه بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، حدود ده روز بعد از پيروزي انقلاب، حزب جمهوري اسلامي اعلام موجوديت کرد. <br />
آقاي بهشتي هم فکراني نيز داشتند; حضرات آقايان خامنه اي، هاشمي رفسنجاني، موسوي اردبيلي و دکتر باهنر به همراه شهيد بهشتي به عنوان اعضاي موسس، حزب جمهوري اسلامي را تاسيس کردند يعني فکر کار تشکيلاتي در همه اين افراد وجود داشت. منتها ريشه اش اين نکته اي بود که از آقاي بهشتي نقل کردم. <br />
حزب جمهوري اسلامي در واقع با اين سابقه و مقدمات، کار نرم افزاري و طراحي اش انجام شده بود و همه چيز آماده بود. بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و در اولين فرصت ممکن، اين آقايان اعلام موجوديت کردند. مرامنامه و اساسنامه حزب را هم اعلام کردند. بعد از مدتي هم مواضع حزب را اعلام کردند که بيشتر آن کار جمعي همين آقايان بود. يک چيز ماندگاري است که در واقع خيلي از اصول قانون اساسي هم از همين مواضع حزب جمهوري اسلامي است. <br />
در مورد تشکيل حزب با حضرت امام (ره) هم هماهنگي شده بود که تاييديه اي هم از ايشان داشته باشند؟ <br />
بارها آقايان با حضرت امام در اين باره صحبت کردند. منتها امام (ره) يک سابقه  ذهني از احزاب در ايران داشتند که سابقه  خوبي نبود و در واقع منفي بود. معمولا احزابي که در ايران تشکيل شدند، نه تنها خدمت نکردند، بلکه خيانت هم کردند و امام نيز نگران اين بودند که حزب جمهوري اسلامي هم نتواند کاري بکند. به همين دليل آقايان بارها با امام در اين باره صحبت کردند که در نهايت امام آنها را منع نکردند که اين حزب تشکيل شود ولي در عين حال مخالف انتساب اين حزب به خودشان بودند. <br />
جا دارد نکته اي هم در مورد توقف حزب در سال 1366 يادآور شوم. امام نسبت به حفظ باقي مانده موسسين حزب که در آن زمان آقايان خامنه اي و هاشمي رفسنجاني بودند، احساس خطر کردند و هم اين که در شهرستان ها و بيرون از حزب، کار هايي صورت مي گرفت که به اسم حزب تمام مي شد. امام فکر مي کردند که وجود اين دو نفر براي انقلاب و جمهوري اسلامي لازم است و اگر اين ها ضربه بخورند، در واقع به خاطر حفظ حزب دو نيروي کارآمد نظام که مي توانند راه انقلاب را ادامه دهند و براي نظام اسلامي موثر باشند، قدرتشان براي خدمت به اسلام و نظام اسلامي کم مي شود لذا ايشان خواستند که کار حزب متوقف شود. هرچند که در ظاهر و اعلام بيروني اين امر به شکل ديگري صورت پذيرفت. "<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2009/05/post_102.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2009/05/post_102.html</guid>
         <category>Haji</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شبيه مرغكي زار</title>
         <description><![CDATA[<p><strong>1.</strong><br />
فقط خواستم تكراري نشه وگرنه باز هم مينوشتم: "شبيه مرغك زاري..."</p>

<p>گلدسته ات<br />
كهكشانى است<br />
كه سياهى شهر را تكذيب مى كند<br />
پيرامون تو همه چيز بوى ملكوت مى دهد:<br />
كاشى هاى ايوانت<br />
و اين سؤال هميشه<br />
كه چگونه مى توان آسمانها را<br />
در مربعى كوچك خلاصه كرد.<br />
و پنجره فولاد<br />
التماسهاى گره خورده<br />
و بغضهايى كه پيش پاى تو باز مى شوند...</p>

<p><img alt="Harame Emam Reza.jpg" src="http://www.razedel.com/vel/Harame%20Emam%20Reza.jpg" width="397" height="336" /></p>

<p><strong>2.</strong><br />
چند روز پيش توي جلسه هيئت امناي شوراي هماهنگي حركتهاي جهادي احسان اشعري(از اعضاي هيئت امنا) رو ديدم. شايد شما نشناسيدش از گروه جهادي شميم مهر عضو شده و خودش هم سروش درس خونده. نكته مهمتر اينكه برادر شهيد اشعري از شهداي مدرسه است.<br />
از اونجا كه توي مراسم يكي از روزهاي هفته شهدا خانواده شون اومده بودن، همين بهانه‌اي شد كه وسط بحثاي خودمون ازش راجع به هفته شهدا بپرسم. وقتي بحث به اينجا رسيد گفت كه خانواده شهيد از برنامه هفته شهدا راضي نبودن. و وضع نمايشگاه امسال هم اونها رو به تعجب انداخته.<br />
از شنيدن حرفش متاسف شدم. هرچند كه مخاطب هفته شهدا رو بيشتر بچه‌ها ميدونم تا خانواده شهدا ولي با اين حال غفلت از خانواده شهدا اشتباه خيلي بزرگيه كه نميدونم ميتونم اميدوار باشم كه بهش توجهي بكنند -اونهايي كه بايد توجه كنن- يا نه؟<br />
در كل هفته شهدا نعمت بسيار گران قدريه كه دست ماست و بايد خيلي قدرش رو بدونيم. حيف كه خيلي حرفا رو نميشه گفت. امسال هفته شهدا بازخورد خوبي نداشت. مخصوصا توي فارغ التحصيلها. حتي كسانيكه آدم فكرش رو نميكنه شاكي بودن از وضعيت امسال هفته شهدا. خيلي ها مطلب نوشتن و با بعضي هم همون شب با اينكه به آخر برنامه رسيدم صحبت كرديم. البته قسمتيش بواسطه بي اطلاعيه دوستان بود كه فكر كرده بودن هفته شده 3 روز چون مدرسه امسال هفته بين اربعين و 28صفر كه از 3شنبه گذشته تا 2شنبه بود رو به فراخور ايام هفته شهدا گرفته بود. ولي خيلي حرفها هم حق بود.<br />
البته هدف اصلي به نظر اين ميرسه كه مدرسه ميخواهد ساختار اين برنامه رو هر طوري شده عوض كنه و اين ها مقدمه‌اي براي اون كاره. و البته چشم انداز تعطيلي اين هفته با توجه به دور شدن از ايام دفاع مقدس چيزيه كه به طور رسمي و غير رسمي شنيده ميشه.<br />
همونطور كه گفتم هفته شهدا نعمت بسيار با بركتي واسه مدرسه بوده و هست. خيلي از مدارس مهم و معروف آرزوي داشتن اين شهدا رو دارند و تمايل زيادي دارند بتونند برنامه‌اي مثل هفته شهدا داشته باشند كه نميتونند. حالا اگه ما به اين برنامه بي توجه باشيم اشتباه بزرگي كرديم.<br />
دليل اصلي لزوم توجه به نظر من نه خانواده شهدا و نه آرزوي ديگران براي داشتن اون و نه علاقه فارغ التحصيلان به اين مساله است بلكه تاثير عميق تربيتي اين برنامه روي دانش آموزاي مدرسه است كه وظيفه تربيتشون بر عهده مدرسه است. در چگونگي اين تاثير خيلي توضيح نميدم شرح مفصلش <a href="http://www.razedel.com/lotus/index.php?option=com_content&task=view&id=109&Itemid=38"><u>اينجا </u></a>و <a href="http://www.razedel.com/lotus/index.php?option=com_content&task=view&id=110&Itemid=38"><u>اينجا </u></a>اومده كه هرچند خيلي قديميه شايد خوانده باشين.<br />
بچه‌هاي زيادي امسال هم خالصانه واسه هفته شهدا كار كردند. دست همه اونها رو ميبوسم و بهشون خسته نباشيد ميگم و ميدونم اونها تلاششون رو كردن كه برنامه قوي برگزار بشه و من از نزديك شاهد بودم و نبايد بر اونها خرده اي گرفت...<br />
ولي چه ميشه كرد متاسفانه همه حرفها رو هم زدن صلاح نيست.<br />
سربسته بگم امسال به بعضي رفقا گفتم كه قدر كار توي نمايشگاه امسال رو بدونند چون ممكنه آخرين نمايشگاه شهدايي باشه كه كسي توش كار ميكنه!<br />
اميدوارم اين اتفاق نيفته و اين برنامه تا زماني كه تاثير تربيتي بالايي داره به شكل جدي مورد توجه مسئولين مدرسه بمونه!</p>

<p><strong>3.</strong><br />
واسه جهادي آماده هستيم؟<br />
يكي از رفقا پيشنهاد مي‌داد يك هفته قبل از مسافرت رو روزه بگيرم براي آمادگي بيشتر واسه سفر.<br />
پيشنهاد خوبيه اگه تونستيد عمل كنيد.</p>

<p><strong>4.</strong><br />
هفته شهداي مفيد2 داره شروع ميشه.<br />
به همه دوستان از جمله آقايان ميرزايي، كسايي، اسدي، افشاري و بقيه فارغ التحصيلاي مفيد2 كه زحمت ميكشند خسته نباشيد ميگم.<br />
ان شاءالله زيارتوش ميكنيم.<br />
از <a href="http://shohadamofid.blogfa.com/">اينجا</a> اطلاعات بيشتر رودريافت كنيد.</p>

<p><strong>5.</strong><br />
يه چيزايي درباره اينتل آماده كرده بودم كه منتشر كنم كه به دلايلي فعلا نگه داشتمشون.<br />
اما مساله اينه كه چقدر زود فراموشمون شد.<br />
همين چند روز قبل بود.<br />
حمله به غزه و...<br />
اونهمه سر و صدا همه خوابيد و اين مساله به فراموشي سپرده شد.<br />
اين از تاثيرات منفي رسانه‌اي مثل تلوزيونه كه آدم رو عادت ميده به نگاه كوتاه مدت و مقطعي.<br />
تا وقتي ما خوابيم وضع همينه كه هست.<br />
درباره وظيفه‌اي كه در اين مساله داريم چه كار كرديم؟<br />
اصلا چه كارهايي مي تونستيم و نكرديم؟<br />
وظايف مانده خيلي زياد داريم در اين موضوع...</p>

<p><strong>6.</strong><br />
"تربيتِ جهادي"<br />
گوشه ذهنمه<br />
دربارش حرف دارم<br />
باشه واسه بعد...</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2009/02/post_101.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2009/02/post_101.html</guid>
         <category>BiSim</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«حزب ولایت فقیه»</title>
         <description><![CDATA[<p>فرارسيدن دهه فجر مبارك</p>

<p><strong>1.</strong><br />
رجب طيب اردوغان رييس جمهور تركيه كاري كرد كه دل همه ما شاد شد.<br />
ميتونيد قسمتهايي از اون فيلم رو <a href="http://www.iribnews.ir/PhotoGallery/Photo/_f2f778c8.wmv">اينجا </a>ببينيد.</p>

<p><strong>2.</strong><br />
در ادامه پست قبل؛<br />
يك مطلب ديگر از سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله لبنان به مناسبت هشتمین سالگرد عید مقاومت و آزادسازی:<br />
"خیلی‌ها سعی کردند از طریق رسانه‌های خود این حقیقت را تغییر داده و بگویند که <strong>«حزب ولایت فقیه»</strong> ما را تهدید می‌کند. فکر می کنند که اگر به ما بگویند حزب ولایت فقیه این توهینی به ماست. من امروز اعلام می‌کنم که <em>باعث افتخار من است که عضوی در حزب ولایت فقیه باشم</em>؛ فقیهی عادل و عالم و دانا و شجاع و صادق و مخلص، و به آنها می‌گویم که همین ولی فقیه به ما می‌گوید که لبنان کشوری چند صدایی است که باید این چند صدایی و تنوع را حفظ کنیم."</p>

<p><strong>3.</strong><br />
همچنين كليپ زيباي الموت لاسراييل رو هم ميتونيد از <a href="http://www.shiaweb.org/21_Almawt_le_Israel.mpg">اينجا </a>دريافت كنيد. حجم بالايي نداره و انصافا به دانلودش مي‌ارزه.<br />
درصورتي كه از لينك بالا موفق به دريافت كليپ نشديد از <a href="http://data5.blog.de/media/108/2552108_37b7dac847_v.mpg">اينجا </a>هم ميتوانيد استفاده كنيد<br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2009/02/post_100.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2009/02/post_100.html</guid>
         <category>SMS</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ماجراهاي يك سيدِ راستكي</title>
         <description><![CDATA[<p><html dir="rtl"></p>

<p><head><br />
<meta http-equiv="Content-Language" content="fa"><br />
<meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=windows-1256"><br />
</head></p>

<p><body></p>

<p align="center">&nbsp;</p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">يكي بود يكي نبود، غير از خدا هيچ 
كس نبود؛ امروز ميخوام براتون قصه يه سيد رو تعريف كنم، اونم يه سيد راستكي!!!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i39.tinypic.com/34fy36b.jpg" width="441" height="336"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">سيد ما در دوران كودكي به دنيا 
اومد!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i39.tinypic.com/2j5du1.jpg" width="336" height="391"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">بلافصله بزرگ شد و چون ميدونست 
علم از ثروت بهتره رفت به شهر نجف كه با سواد بشه.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i44.tinypic.com/3535jbq.jpg" width="448" height="305"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">تو مدرسه با سيد عباس رفيق شد و با 
هم عكس يادگاري گرفتند.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i42.tinypic.com/2q1ds7t.jpg" width="257" height="343"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">سيد همينطور كه بزرگ ميشد وقتش شده 
بود كه زن بگيره و براي همين آستيناش رو زد بالا!!!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i42.tinypic.com/29e515w.jpg" width="364" height="312"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">سيد صبح‌ها بچه‌هاش رو مي‌برد 
مدرسه و بعد خودش ميرفت به درسو مشقاش مي‌رسيد و تكليفاش رو انجام ميداد.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i44.tinypic.com/34ry3ag.jpg" width="448" height="316"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">تو مدتي كه تو تهران بود تونست يه 
شغل توي مسجد محلشون پيدا كنه و پيش‌نماز اونجا بشه! البته اين عكس 
مال اونجا نيست!!!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i42.tinypic.com/23koex2.jpg" width="448" height="256"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">سيد ما از همون اوايل هر وقت كه 
ميشد با سيد عباس و رفقا ميرفتن ديدن آقا!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i40.tinypic.com/2akkaz5.jpg" width="448" height="336"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">قيافه سيد هم يه خورده خفن بود 
يعني خيلي نميشد مستقيم تو چشاش نيگا كرد.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i40.tinypic.com/14t31uo.jpg" width="274" height="353"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">به همين دليل يه كار ديگه تو 
لبنان كه كشور خودش بود پيدا كرد و برگشت اونجا.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i42.tinypic.com/2n1uyvq.jpg" width="196" height="250"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">شغل جديدش خيلي باحال بود. اون 
دبير كلي يه مجموعه‌اي رو كنترات برداشت!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i40.tinypic.com/9k79dg.jpg" width="392" height="336"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">مهمترين كار تو شغل جديدش اين بود 
كه دهن صهيونيست‌ها رو آسفالت كنه، بنابراين سريع نقشه‌هاي مهندسي و راه سازي رو 
آماده كرد!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i43.tinypic.com/mkug6t.jpg" width="448" height="299"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">از وقتي سيد موي دماغ صهيونيست‌ها 
شد اونها هم براي سرش جايزه گذاشتند. چون سيد پايه شده بود كه اونها رو از فلسطين 
بيرون كنه.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i41.tinypic.com/335h4ox.jpg" width="419" height="292"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">سر همين هم اونها كه دستشون به سيد 
نمي‌رسيد دوستاي سيد از جمله پسرش سيد هادي رو شهيد كردند.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i43.tinypic.com/vxhkyd.jpg" width="448" height="307"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">اما سيد ما كوتاه بيا نبود.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i43.tinypic.com/256eqe8.jpg" width="444" height="295"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">دبيركلي كار مهمي بود ولي اون 
بخاطر كار دست از رسيدگي به مشكلات مردم برنميداشت.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i41.tinypic.com/11934ub.jpg" width="448" height="302"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">حالا ديگه جوري شده بود كه بقيه با 
سيد عكس يادگاري مي‌گرفتن!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i42.tinypic.com/15n3mmd.jpg" width="339" height="234"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">اما سيد كه آقا رو خيلي دوست داشت...</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i41.tinypic.com/2nvqk0.jpg" width="448" height="320"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">هر وقت آقا رو مي‌ديد خم مي‌شد و 
دستشو ماچ ميكرد.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i43.tinypic.com/wssi2p.jpg" width="448" height="311"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">سيد وقتي مي‌خنديد خيلي ناز 
مي‌شد!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i43.tinypic.com/291g5rd.jpg" width="448" height="315"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">البته هميشه هم نمي‌تونست بخنده!!! 
(خدايي وسط اين محافظ‌ها كي مي‌تونه بخنده!)</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img src="http://i44.tinypic.com/2agl0z6.jpg"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">راستي تا يادم نرفته اين هم آرم 
محل كار جديد سيده! (ولي آدرسش رو ندارم)</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i39.tinypic.com/314dvki.jpg" width="390" height="300"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">اين هم عكس رفقاي سيد تو محل كار 
جديدش!!!</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i42.tinypic.com/vesxtu.jpg" width="370" height="278"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">اي هم يه گروه ديگه‌شون.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">
<img border="0" src="http://i41.tinypic.com/r1iwhx.jpg" width="370" height="336"></font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">قبل از رفتن، متن يه مصاحبه با سيد 
رو تقديم رفقا ميكنم كه روي صحبتش با ماست.</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma" size="2">سيد جان فعلا خداحافظ</font></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify">
<span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;">
متن مصاحبه: &quot;دوست‌ داشتم‌ ا&#1740;ن‌ چند کلمه‌ را خطاب‌ به‌ ملت‌ شر&#1740;ف‌ ا&#1740;ران‌ بگو&#1740;م‌ و 
همچن&#1740;ن‌ م&#1740;‌ خواهم‌ مطلب‌ د&#1740;گر&#1740;‌ را به‌ آنان‌ بگو&#1740;م‌ که‌ البته‌ م&#1740;‌ دانند و درک‌ 
م&#1740;‌ کنند اما از باب‌ تاک&#1740;د م&#1740;‌ گو&#1740;م‌ که‌ عظمت‌ نعمت‌ اله&#1740;‌ را که‌ خداوند تبارک‌ 
و تعال&#1740;‌ به‌ آنان‌ ارزان&#1740;‌ کرده‌ است‌ بدانند؛ ‌ نعمت‌ وجود ا&#1740;ن‌ نظام‌ مقدس،‌ ‌ 
نعمت‌ وحدت‌ جمهور&#1740;‌ اسلام&#1740;‌، ‌ قدرت‌ و صلابت‌ آن‌ و جا&#1740;گاه‌ ا&#1740;ن‌ جمهور&#1740;‌ نزد 
ملتها&#1740;‌ جهان‌. ‌ درجهان‌ امروز که‌ امپراتور&#1740;‌ طغ&#1740;انگر و زورگو&#1740;&#1740;‌ مانند ‌ امر&#1740;کا 
بر آن‌ س&#1740;طره‌ دارد دشوار است‌ که‌ کشور&#1740;‌ مستقل‌، ‌ عز&#1740;ز و توانمند مانند جمهور&#1740;‌ 
اسلام&#1740;‌ ا&#1740;ران ب&#1740;اب&#1740;‌ که‌ تصم&#1740;مها&#1740;ش‌ را خود م&#1740;‌ گ&#1740;رد و سرنوشتش‌ را خود تع&#1740;&#1740;ن‌ م&#1740;‌ 
کند؛ و جمهور&#1740;‌ اسلام&#1740;‌ ا&#1740;ران‌ از نمونه‌ ها&#1740;‌ نادر در جهان‌ به شمار م&#1740;‌ رود. پس‌ 
ملت‌ ا&#1740;ران‌ با&#1740;د متوجه‌ ا&#1740;ن‌ نعمت‌ باشند و آن‌ را حفظ کنند. </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify">
<span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;">
سخن‌ آخر من‌ ا&#1740;ن‌ است‌ که‌ ما درلبنان‌ ا&#1740;ن‌ نعمت‌ را احساس‌ و درک‌ م&#1740;‌ کن&#1740;م‌ و 
مردم‌ ا&#1740;ران‌ ن&#1740;ز به خوب&#1740;‌ ا&#1740;ن‌ نعمت‌ را درک‌ م&#1740;‌ کنند اما <b>من‌ هم‌ به‌ عنوان‌ 
&#1740;ک‌ لبنان&#1740;‌ م&#1740;‌ گو&#1740;م‌ که‌ از عظ&#1740;م‌ تر&#1740;ن‌ نعمتها&#1740;‌ اله&#1740;‌ در کنار ا&#1740;ن‌ نظام‌، 
همانا وجود مبارک‌ مقام‌ معظم‌ رهبر&#1740;‌ (دام‌ ظله‌ الشر&#1740;ف)‌ است؛ ا&#1740;ن‌ رهبر بزرگ‌ و 
حک&#1740;م‌ و مورد عنا&#1740;ت‌ و تا&#1740;&#1740;د اله&#1740;.</b>‌ و من‌ ا&#1740;ن‌ سخن‌ را از رو&#1740;‌ <i>تجربه‌</i> 
م&#1740;‌ گو&#1740;م‌ و نه‌ از رو&#1740;‌ <i>تعارف‌</i>، </span>
<span dir="LTR" style="font-size:10.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;">
‌</span><span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;"> 
ارزش‌ و نعمت‌ وجود ا&#1740;ن‌ رهبر بزرگ‌ را بدانند و از وجود ا&#1740;ن‌ نعمت‌ استفاده‌ کنند 
و به خاطر ا&#1740;ن‌ نعمت‌ از خداوند تبارک‌ وتعال&#1740;‌ تشکر و آن‌ را حفظ کنند و ان شاء 
‌الله‌ از ا&#1740;ن‌ وجود مبارک‌ بهره‌ ببرند و من‌ م&#1740;‌ خواهم‌ به‌ آنها تاک&#1740;د کنم‌ که‌ 
دشوار&#1740;ها و خطرها هرچه‌ باشد و تهد&#1740;دها&#1740;&#1740;‌ که‌ امر&#1740;کا و صه&#1740;ون&#1740;ستها برضد کشورها 
وامت‌ ما مطرح‌ م&#1740;‌ کنند هرچه‌ باشد، ما از ملت‌ ا&#1740;ران‌ آموخته‌ ا&#1740;م‌ که‌ به‌ 
پ&#1740;روز&#1740;‌ ا&#1740;مان‌ داشته‌ باش&#1740;م‌ و م&#1740;‌ خواه&#1740;م‌ آنچه‌ را از ملت‌ ا&#1740;ران‌ آموخته‌ ا&#1740;م‌ 
&#1740;ادآور&#1740;‌ کن&#1740;م‌ که‌ با&#1740;د &#1740;ق&#1740;ن‌ داشته‌ باشند که‌ پ&#1740;روز&#1740;‌ ان شاء‌ الله‌ &#1740;ار مومنان‌ 
و مجاهدان‌ و مظلومان‌ خواهد بود. ‌ </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify">
<span lang="AR-SA" style="font-size:10.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;">
من‌ به‌ &#1740;اد م&#1740;‌ آورم‌ که‌ درسال‌ ‌1982‌ درلبنان‌ &#1740;کصد هزار سرباز اسرائ&#1740;ل&#1740;‌ 
وهزاران‌ تانک‌ اسرائ&#1740;ل&#1740;‌ وجود داشت‌ و تعداد ن&#1740;روها&#1740;‌ مقاومت‌ و مجاهد بس&#1740;ار کم‌ 
بود. ‌آن‌ زمان‌ ه&#1740;ئت&#1740;‌ از ما برا&#1740;‌ کسب‌ برکت‌ و تا&#1740;&#1740;د خدمت‌ حضرت‌ امام‌ خم&#1740;ن&#1740;‌ 
(قدس‌ سره‌ الشر&#1740;ف‌) شرف&#1740;اب‌ شد تا از رهنمودها&#1740;‌ ا&#1740;شان‌ بهره‌ مند شو&#1740;م‌ و ا&#1740;شان‌ 
در آن‌ روز م&#1740;‌ دانستند‌ که‌ ما گروه&#1740;‌ اندک‌ و مستضعف‌ هست&#1740;م‌ و حجم‌ دشمن&#1740;‌ را 
که‌ با آن‌ م&#1740;‌ جنگ&#1740;د&#1740;م‌ م&#1740;‌ دانستند‌ اما به‌ ما گفتند به‌ تکل&#1740;فتان‌ عمل‌ کن&#1740;د. 
‌به‌ خدا توکل‌ کن&#1740;د، در انتظار کمک‌ ه&#1740;چ‌ کس‌ نباش&#1740;د و من‌ م&#1740;‌ ب&#1740;نم‌ و م&#1740;‌ دانم‌ 
که‌ پ&#1740;روز&#1740;‌ بر پ&#1740;شان&#1740;ها&#1740;‌ شما نقش‌ بسته‌ است‌. ‌امام‌ خم&#1740;ن&#1740;‌ در سال‌ ‌1982‌ از 
پ&#1740;روز&#1740;ها&#1740;&#1740;‌ با ما سخن‌ گفت‌ که‌ مقاومت‌ ما تحقق‌ خواهد بخش&#1740;د، حال‌ آنکه‌ ما 
تعداد اندک‌ با امکانات‌ محدود بود&#1740;م‌ اما هرآنچه‌ امام‌ خم&#1740;ن&#1740;‌ به‌ ما گفتند‌ در 
سالها&#1740;‌ جهاد و مقاومت‌ تحقق‌ &#1740;افت‌ و امروز ن&#1740;ز ما وارد ا&#1740;ن‌ مرحله‌ &#1740;عن&#1740;‌ مرحله‌ 
پ&#1740;روز&#1740;ها شده ا&#1740;م‌ و ان شاء‌ الله‌ با ا&#1740;مان‌ و اراده‌ و &#1740;ق&#1740;ن‌ و وحدت‌ و وجود 
رهبر&#1740;‌ شجاع‌ و حک&#1740;م‌ و مورد تا&#1740;&#1740;د خداوند سبحانه‌ وتعال&#1740;‌ ما ان شاء‌ الله‌ با 
ه&#1740;چ‌ شکست&#1740;‌ رو به رو نخواه&#1740;م‌ شد.&quot; </span></p>
<p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:justify">
<span dir="LTR" style="font-size:10.0pt;font-family:&quot;Tahoma&quot;,&quot;sans-serif&quot;">
&nbsp;</span></p>
<p align="center">&nbsp;</p>

<p></body></p>

<p></html></p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2009/01/post_99.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2009/01/post_99.html</guid>
         <category>Seyyed</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>غزه</title>
         <description><![CDATA[<p><img alt="2f62f9bbe18d6aedb46a08b1ba572e74.jpg" src="http://www.razedel.com/vel/2f62f9bbe18d6aedb46a08b1ba572e74.jpg" width="350" height="450" /></p>

<p>فلسطین</p>

<p>خاک مقدس</p>

<p>غم جدیدت، شایسته تبریک!</p>

<p>فلسطین! کودکیهای غم</p>

<p>غمهای کودکی ات چه بزرگ شده</p>

<p>فلسطین زمین مقدس</p>

<p>چه تقدسی داری تو!</p>

<p>در میان این همه خون</p>

<p>بوی زیتون هایت اشک آور شده</p>

<p>فلسطین آرامش جان جهان عربی تو</p>

<p>نمی بینی چه آرامند؟</p>

<p>نمی بینی چه زیبا تو را آراسته اند</p>

<p>مگر نه اینکه یک عرب است و یک رنگ تند؟</p>

<p>مگر نه اینکه یک عرب است و یک غذای تند؟</p>

<p>پس می بینی چه آرام می آرامند؟</p>

<p>حق دارند!</p>

<p>فلسطینِ این روز ها شاد است</p>

<p>رنگ تند مورد علاقه اعراب را به خود مالیده</p>

<p>چه قرمز است این فلسطین...</p>

<p>نه سران عرب؟</p>

<p>فلسطین بوی تند گوشت سرخ شده نمی دهد؟</p>

<p>دمبه های شکم اعراب کم شده</p>

<p>مصر از همه لاغرتر است</p>

<p><img alt="3189979554.jpg" src="http://www.razedel.com/vel/3189979554.jpg" width="450" height="303" /></p>

<p>فلسطین! چه شد که مقدس شدی؟</p>

<p>ابراهیم تقدّست داد؟</p>

<p>اسحاق تو را خواند؟</p>

<p>موسیای کلیم کلام محبت تو را سرود؟</p>

<p>عیسی پای بر خاک تو نهاد؟</p>

<p>آری این روزها باز هم عیسی به یادمان است؟</p>

<p>اما... اما...</p>

<p>چرا تو را شادی نیست؟</p>

<p>چرا تو را غم است؟</p>

<p>چرا؟ چرا؟</p>

<p>چرا سرمای زمستان را نمی فهمی ؟</p>

<p>450کشته می دهی؟</p>

<p>آری گلوله ها چه داغت کرده اند</p>

<p>چه داغ شده ای تو</p>

<p>تب داری</p>

<p>تبت تند است</p>

<p>تب تندت خون و آتش و عشق و جنون</p>

<p>تب تندت تب آتش بی غیرتی</p>

<p><img alt="438oepkjv1lmyh27qxru.jpg" src="http://www.razedel.com/vel/438oepkjv1lmyh27qxru.jpg" width="343" height="450" /></p>

<p>کلیم کجایی ؟</p>

<p>چرا آهنگ جان سامری نمی کنی؟</p>

<p>کلیم شمشیر برآر<br />
فلسطین تو را می خواند</p>

<p>غزه عزت می طلبد</p>

<p>و عزت خون می خواهد</p>

<p>خون خون خون خون خون خون خون خون خون خون</p>

<p>و خون ریزیِ جنون</p>

<p>آری عیسی جشن تولدت هم خون آورده هم جنون</p>

<p>عیسی چگونه پیامبر صلحی؟</p>

<p>عیسی موسی اسحاق ابراهیم کجایید؟</p>

<p>علی حسین محمد زهرا مهدی</p>

<p>کجایید؟</p>

<p>مردان مرد بیایید</p>

<p>عماد کجایی؟</p>

<p>شیخ احمد کجایی؟</p>

<p>رنتیسی ؟</p>

<p>شقاقی؟</p>

<p>قسّام؟</p>

<p>موسوی؟</p>

<p>کجایید؟</p>

<p>بیایید تا به قدس برویم</p>

<p>بیایید تا به غزه ی عزت برویم</p>

<p>بیایید بیایید نفسهامان تنگی می کند</p>

<p>و خونهامان در رگ تاب اسارت نمی دارند</p>

<p>حرمت رگ می شکنند</p>

<p>گلبرگ سرخ لاله ها را ببینید</p>

<p>چه بوی شهادت می دهند</p>

<p>چه بوی حسین گرفته این روزها</p>

<p>"منال از داغ من مادر</p>

<p>مخوان در سوگ من خواهر"</p>

<p>امان از دل زینب!</p>

<p>زینبهای غزه چه کربلایی دارند امسال...</p>

<p>چه اکبر هایی می دهند</p>

<p>چه عباسهایی فدا می کنند</p>

<p>آه غزه چه کربلایی شده ای</p>

<p>چه مظلومانه شهید می شوی</p>

<p>و ما می بینیم</p>

<p>غزه تو با شکوهت این روزها چه مظلومی!</p>

<p>چه مظلوم...</p>

<p>غزه، غزه ی عزت و افتخار، غزه ی خوب من</p>

<p>غزه عشق الهی</p>

<p>چرا سکوت نمی کنی</p>

<p>چرا سکوت برادران عربت را نمی بینی ؟</p>

<p>چرا یاد نمی گیری سکوت کنی؟</p>

<p>مگر نمی دانی "سکوت سرشار از ناگفتنیهاست"</p>

<p>آنها که نباید سکوت کنند</p>

<p>سکوت مرگ کرده اند</p>

<p>اما تو باید سکوت کنی</p>

<p>باید ساکت بمانی تا صدایت همه جا را پر کند</p>

<p>صدای ناله های مادرانت</p>

<p>صدای یا حسین فرزندانت</p>

<p>صدای گلوله</p>

<p>صدای خون</p>

<p>صدای آتش</p>

<p><img alt="8ae40ee1591986830ca919a49f2407b6.jpg" src="http://www.razedel.com/vel/8ae40ee1591986830ca919a49f2407b6.jpg" width="300" height="225" /></p>

<p>اما نه لحظه ای سکوت کن...</p>

<p>ساکت ساکت</p>

<p>بگذار گوش کنیم</p>

<p>بگذار سمعکهایمان تمام زورشان را بزنند</p>

<p>تا بلکه صدایی بیاید از سازمان ملل</p>

<p>سازمان مللللللللللللللللللللللللل</p>

<p>سازمان مللللللللللللللللللللللل</p>

<p>سازمان کنفرانس اسلامی</p>

<p>اسلامیییییییییییییییییییییی</p>

<p>اتحااااااااااااااااااااااااااااااادیه عرب</p>

<p>شورای امنیییییییییییییییییییییییییییییت</p>

<p>شورای فضاحت</p>

<p>شورای خون</p>

<p>شورای آتش</p>

<p>شورای دروغ</p>

<p>شورای ننگ</p>

<p>شورای مرگ</p>

<p>شورای خفقان<br />
شواری کثافات</p>

<p>شورای .........</p>

<p>اما غزه پیکر پاک برادرمان را نگه دار</p>

<p>"چشم مادر چشم خواهر مانده بر در"</p>

<p>"شهر شهر خون است</p>

<p>پنجه در خون خصم دون است</p>

<p>خانه خون است</p>

<p>کوچه خون است"</p>

<p>اما غزه ی خوب من</p>

<p>چه عزتی داری</p>

<p>میان این همه خاران...</p>

<p>عزیزم عزیز بمان</p>

<p><img alt="qassam-launch.jpg" src="http://www.razedel.com/vel/qassam-launch.jpg" width="550" height="400" /><br />
</p>]]></description>
         <link>http://www.razedel.com/vel/2009/01/post_98.html</link>
         <guid>http://www.razedel.com/vel/2009/01/post_98.html</guid>
         <category>BiSim</category>
         <pubDate></pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
